Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tandem
U
دوچرخه دونفری
tandems
U
دوچرخه دونفری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
duets
U
دونفری خواندن دونفری نواختن
duet
U
دونفری خواندن دونفری نواختن
two some
U
دونفری
duologue
U
صحبت دونفری
duos
U
اواز یا موسیقی دونفری
cotillon
U
نوعی رقص دونفری
duo
U
اواز یا موسیقی دونفری
cotillion
U
نوعی رقص دونفری
duopsony
U
انحصار خرید کالا بطور دونفری
love seat
U
صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
carts
U
دوچرخه
bike
U
دوچرخه
carted
U
دوچرخه
bicycle
دوچرخه
bicycles
U
دوچرخه
carting
U
دوچرخه
cart
U
دوچرخه
bikes
U
دوچرخه
biker
U
دوچرخه سوار
cycle track
U
راه دوچرخه رو
caisson
U
ارابه دوچرخه
bicycle pump
U
تلمبه دوچرخه
bicycle path
U
راه دوچرخه رو
cartwright's shop
U
دوچرخه سازی
buglet
U
بوق دوچرخه
bicyclist
U
دوچرخه سوار
handle bar
U
دسته دوچرخه
folding bicycle
U
دوچرخه تاشو
motor-assisted pedal cycle
[British English]
U
دوچرخه موتوردار
velocipede
U
دوچرخه پایی
two wheel tractor
U
تراکتور دوچرخه
bicycle kick
U
پای دوچرخه
push bike
U
دوچرخه پایی
cyclists
U
دوچرخه سوار
bicycles
U
دوچرخه پایی
bicycle
U
دوچرخه پایی
cabriolet
U
درشکه دوچرخه
hansom
U
درشکه دوچرخه
hansoms
U
درشکه دوچرخه
push bikes
U
دوچرخه پایی
cyclist
U
دوچرخه سوار
cycling
U
دوچرخه سواری
wheelman
U
دوچرخه سوار شراعبان
velodrome
U
پیست دوچرخه سواری
full-suspension bike
U
دوچرخه کاملا معلق
bikes
U
مخفف bicycle دوچرخه
motor cycle
U
دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
wheelsman
U
دوچرخه سوار شراعبان
bicycle
U
دوچرخه سواری کردن
to ride a bicycle
U
دوچرخه سواری کردن
to go by bicycle
U
دوچرخه سواری کردن
to walk a bicycle
U
دوچرخه را با دست بردن
gearwheel
U
چرخ رکاب دوچرخه
bike
U
مخفف bicycle دوچرخه
shay
U
درشکه دوچرخه دونفره
bicycle path
U
مسیر دوچرخه سواری
bicycles
U
دوچرخه سواری کردن
She wobbled on her bike.
U
او
[زن]
روی دوچرخه خود می لرزید.
to hop on your bicycle
U
روی دوچرخه خود جهیدن
peloton
U
گروه دوچرخه سواران جادهای
tilbury
U
درشکه روباز سبک دوچرخه
motor paced
U
حرکت اتومبیل جلو دوچرخه
fixie bicycle
[fixie , one-gear bike without brakes]
U
دوچرخه تک دنده
[با چرخ آزاد]
stage race
U
مسابقه مرحلهای دوچرخه سواری
To dismount from a horse(bicycle).
U
از اسب ( دوچرخه وغیره ) پایین آمدن
cyclo cross
U
مسابقه دوچرخه درمسیرهای شیبدار و ناهموار
trailers
U
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
to bike
U
دوچرخه سواری کردن
[اصطلاح روزمره]
australian pursuit
U
مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
ralliear
U
یکجور گردونه سبک دوچرخه وچهارنفری
It was wrong of you to take the bicycle .
U
کار غلطی کردی که دوچرخه را برداشتی
I bought the bicycle on impulse .
U
یکدفعه زد بکله ام واین دوچرخه راخریدم
trailer
U
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
fixed-gear bicycle
U
دوچرخه دنده ثابت
[بدون چرخ آزاد]
banking track
U
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
I'm saving up for a new bike.
U
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
He fell off his bike and bruised his knee.
U
او
[مرد]
از دوچرخه افتاد و زانویش کوفته
[کبود]
شد.
point race
U
مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
italian pursuit
U
مسابقه تعقیبی تیمی دوچرخه سواری از 2 تا 5 نفر
pursuits
U
مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
pursuit
U
مسابقه دوچرخه سواری انفرادی یا تیمی تعقیبی بازمانگیری
burn off
U
خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
madison
U
مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
kermesse
U
مسابقه دوچرخه سواری 3 تا5 مایل در شهر و خارج
dog cart
U
یکجورگردونه دوچرخه که کرسیهای ان پشت بپشت گذاشته شده وبرای
golf cart
U
گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
suck wheels
U
رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
wheel sucker
U
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
sag wagon
U
وسیله نقلیه که به دنبال دوچرخه سواران در جاده حرکت میکند تا کسانی را که از مسابقه خارج می شوندسوار کند
miss and out
U
مسابقه دوچرخه سواری بین 3 نفر یا بیشتر که نفر اخرحذف میشود
banked track
U
پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
Tune in tomorrow when we'll be exploring what things to look for in a bike computer.
U
کانالتان را فردا
[به این برنامه]
تنظیم کنید وقتی که ما بررسی می کنیم به چه چیزهایی درکامپیوتر دوچرخه توجه کنیم.
Now that it's summer the thing to do would be to use the bicycle to commute to work.
U
حالا که تابستان است کاری که می توان کرد این است که از دوچرخه برای رفت و آمد به سر کاراستفاده کرد.
tour de france
U
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
bell lap
U
زنگ اخرین دور مسابقه دوچرخه سواری صدای زنگ در اخرین دور دو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com