Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
second
U
دومین بار ثانوی
seconded
U
دومین بار ثانوی
seconding
U
دومین بار ثانوی
seconds
U
دومین بار ثانوی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
second detector
U
دومین
second class
U
دومین مرتبه
secondary treatment
U
پاکسازی دومین
second-best
U
دومین نفر
secondary treatment
U
تصفیه دومین
secondary productivity
U
فراوردگی دومین
second intentions
U
دومین تصورات
first intentions
U
دومین تصورات
second class
U
دومین درجه
second best
U
دومین نفر
thirties
U
دومین امتیاز گیم
secondary consumers
U
مصرف کنندگان دومین
Go to the second crossroad.
به دومین چهارراه بروید.
bezantler
U
دومین بچه شاخ
the second man to come
U
دومین کسی که امد
only at the second go
U
تازه در دومین تقلا
Go to the second crossroad.
به دومین تقاطع بروید.
thirty
U
دومین امتیاز گیم
countermining distance
U
فاصله مجاز بین دومین
thirds
U
آنچه بعد از دومین می آید
third
U
آنچه بعد از دومین می آید
beta
U
دومین حرف الفبای یونانی
betas
U
دومین حرف الفبای یونانی
topmast
U
دومین دکل کشتی از عرشه
runner up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runner-up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runners-up
U
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
supertonic
U
نت بعد از کلید نت دومین اهنگ میزان
i was the second to speak
U
دومین کسی که سخن گفت من بودم
b
U
دومین حرف الفبای انگلیسی که ازحروف بی صداست
reconvert
U
برای دومین بار بدین یا ایینی گرویدن
doubled
U
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
double
U
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
doubled up
U
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
daisy chain
U
زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
seconding
U
ثانوی
seconded
U
ثانوی
second
U
ثانوی
afterexpulsion
U
ثانوی
secs
U
ثانوی
sec
U
ثانوی
seconds
U
ثانوی
peripheral
U
ثانوی
secondary
U
ثانوی
furthered
U
ثانوی
furthering
U
ثانوی
further
U
ثانوی
furthers
U
ثانوی
secondary function
U
کارکرد ثانوی
post deflection acceleration
U
شتاب ثانوی
overglaze
U
لعاب ثانوی
secondary emission
U
صدور ثانوی
secondary processes
U
فرایندهای ثانوی
secondary electron
U
الکترون ثانوی
secondary coil
U
پیچک ثانوی
second order conditions
U
شرایط ثانوی
secondary elaboration
U
بسط ثانوی
secondary plan
U
طرح ثانوی
ultor
U
اند ثانوی
second anode
U
اند ثانوی
secondary inhibitor
U
بازدارنده ثانوی
secondary effects
U
اثرات ثانوی
repossession
U
تملک ثانوی
reabsorption
U
جذب ثانوی
secondary drive
U
سائق ثانوی
secondary markets
U
بازارهای ثانوی
secondary motivation
U
انگیزش ثانوی
secondary qualities
U
صفات ثانوی
side-effect
U
واکنش ثانوی
dynode
U
کاتد ثانوی
side-effects
U
واکنش ثانوی
revisions
U
رسیدگی ثانوی
side effect
U
واکنش ثانوی
second wind
U
سازگاری ثانوی
second nature
U
طبیعت ثانوی
aftertastes
U
لذت ثانوی
aftertaste
U
لذت ثانوی
till further notice
U
تا اخطار ثانوی
until further notice
U
تا اخطار ثانوی
subsere
U
رشد ثانوی
revision
U
رسیدگی ثانوی
secondary reward
U
پاداش ثانوی
secondary storage
U
انباره ثانوی
cotype
U
نوع ثانوی
coconsciousness
U
اگاهی ثانوی
coconscious
U
اگاهی ثانوی
aftereffect
U
اثر ثانوی
after-effects
U
اثر ثانوی
after-effect
U
اثر ثانوی
twice born
U
تجسم ثانوی
by-play
U
کار یا نمایش ثانوی
flip side
U
بخش ثانوی هرچیز
secondary reinforcer
U
تقویت کننده ثانوی
shadow memory
U
حافظه ثانوی موقت
secondary storage medium
U
رسانه انباره ثانوی
secondary storage device
U
دستگاه حافظه ثانوی
secondary sex characteristics
U
ویژگیهای جنسی ثانوی
secondary projection area
U
منطقه فرافکنی ثانوی
secondary emission ratio
U
شدت صدور ثانوی
secondary emission characteristic
U
مشخصه صدور ثانوی
epinosic gain
U
بهره ثانوی بیماری
intensifier electrode
U
الکترد شتابده ثانوی
post deflection
U
الکترد شتابده ثانوی
retrocessive
U
مبنی برواگذاری ثانوی
secondary gain
U
بهره ثانوی بیماری
secondary mental deficiency
U
عقب ماندگی ذهنی ثانوی
epiphenomenon
U
علائم بعدی و ثانوی مرض
ball-flower
U
[ابزار تزئینی به سبک گوتیک ثانوی]
countersigns
U
امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersigning
U
امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersign
U
امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersigned
U
امضای ثانوی بر روی سند جیرو
postmillenarian
U
معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
minor
U
در رشته ثانوی یا فرعی تحصیل کردن کماد
postmillennialist
U
معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
premillennial
U
وابسته بظهور ثانوی عیسی قبل از هزار سال
deuteronomic
U
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
thrashing
U
مقدار مفرط حرکت صفحات ازحافظه ثانوی به حافظه داخلی
slaved
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaves
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaving
U
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
cladding
U
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
slave
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaved
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaves
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaving
U
کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
table
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
submenu
U
منو ثانوی که در یک انتخاب از منو نشان داده شود
secondary soil
U
خاک جابجا شده یا ثانوی خاک دستی
gyro repeater
U
تکرار کننده قطبنمای الکتریکی قطبنمای ثانوی
reassurance
U
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurances
U
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
second best theory
U
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com