English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Count me out . U دور مرا خط بکش ( من یکی که نیستم )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
i am not a with him U با او اشنا نیستم
i am not good at sums U نیستم
i am not of his mind U نیستم
i am only middling U بد نیستم
i am unused to that noise U من به ان صدا اشنا نیستم
i am unwilling to go U راضی نیستم بروم
i am unwilling to go U مایل نیستم بروم
i do not belong here U من اهل اینجا نیستم
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
iam not in prac tice U چندی است وارد کار نیستم
iam out of practice U چندی است که وارد کار نیستم
iam pretty well U بد نیستم
non placer U موافق نیستم
To stage political demonstrations. U تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
I am in the dark. Iam not in the picture. U من در جریان نیستم
I am sceptical. I have my doubts. I am not all optimistic. U من که چشمم آب نمی خورد ( خوشبین نیستم )
Such things just dont interest me. U توی این خطها نیستم
I dont smoke at all. U اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
I am not much of a cinema-goer. U زیاد اهل سینما ( رفتن ) نیستم
Nothing is further from my mind than marriage . U اصلا" فکر ازدواج نیستم
I am not as mad as all that . U آنقدها هم دیوانه نیستم
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. U من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
That's not my province. U من مسئول آن نیستم.
Not my department. <idiom> U من مسئول نیستم.
That won't work with me! U من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
It doesn't fly with me [American E] [colloquial] U من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
I am not worried about it. U من در موردش نگران نیستم.
I'm not too keen on it. <idiom> U من خیلی بهش مشتاق نیستم.
I'm not worth it. U من در حد اون نیستم.
I'm uneasy about it. U من باهاش راحت نیستم.
I am not aware of that. <idiom> U درباره اش آگاه نیستم. [اصطلاح]
but don't hold me to it [idiom] U ولی مطمئن نیستم
I'm not made of money! <idiom> U من که پولدار نیستم! [اصطلاح روزمره]
I wasn't born yesterday. <idiom> U من ساده لوح نیستم ! [اصطلاح]
I wasn't born yesterday. <idiom> U من بی تجربه نیستم ! [اصطلاح]
I am not your maid. U نوکرت که نیستم.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com