Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to keep one's distance
U
دوری جستن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
isolationism
U
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
Other Matches
to make approaches
U
وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
escaping
U
رهایی جستن خلاصی جستن
escapes
U
رهایی جستن خلاصی جستن
escaped
U
رهایی جستن خلاصی جستن
escape
U
رهایی جستن خلاصی جستن
celestial lonitude
U
دوری
patera
U
دوری
distance
U
دوری
recurring
U
دوری
cyclical
U
دوری
distances
U
دوری
inverisimilitude
U
دوری
improbability
U
دوری
grail
U
دوری
farness
U
دوری
dish
U
دوری
dishes
U
دوری
remoteness
U
دوری
inaccessibility
U
دوری
separations
U
دوری
periodicity
U
دوری
separation
U
دوری
periodic
U
دوری
paten
U
دوری
serial
U
دوری
serials
U
دوری
rotation
U
دوری
separate
U
مفارقت دوری
separated
U
مفارقت دوری
separates
U
مفارقت دوری
keep off
U
دوری کردن
shunned
U
دوری واجتناب
shun
U
دوری واجتناب
shuns
U
دوری واجتناب
encyclic
U
عمومی دوری
avoiding
U
دوری کردن از
avoided
U
دوری کردن از
avoid
U
دوری کردن از
aviod
U
دوری کردن از
circular definition
U
تعریف دوری
eccentricity
U
دوری از مرکز
eccentricities
U
دوری از مرکز
circular flow
U
جریان دوری
circular reasoning
U
استدلال دوری
cyclic graph
U
گراف دوری
declination
U
دوری ازمحوراصلی
dory defence
U
دفاع دوری
avoids
U
دوری کردن از
rangefinders
U
دوری یاب
shunning
U
دوری واجتناب
turning away
U
دوری واجتناب
to keep at arms length
U
دوری کردن از
to back out
[of]
U
دوری کردن
[از]
to give wide berth to
U
دوری کردن از
recurring decimals
U
اعشار دوری
to fight shy of
U
دوری کردن از
patellar
U
دوری وار
that far
U
بان دوری
remotion
U
حرکت دوری
serial correlation
U
همبستگی دوری
to keep one's d.
U
دوری کردن
overleap
U
جستن از
jumps
U
جستن
jumped
U
جستن
jump
U
جستن
springs
U
جستن
spring
U
جستن
outjockey
U
جستن بر
bounce
U
پس جستن
bounces
U
پس جستن
bounced
U
پس جستن
to avoid something
U
دوری کردن از
[چیزی]
cyclic group
U
گروه دوری
[ریاضی]
to keep the peace
U
از جنگ دوری کردن
circular flow of income
U
جریان دوری درامد
He is distantly related to us .
U
نسبت دوری با ما دارد
back out
U
دوری کردن از موج
to get the better of
U
پیشی جستن بر
overtop
U
برتی جستن بر
outvie
U
برتری جستن از
renouncing
U
تبری جستن از
outguess
U
سبقت جستن
outbalance
U
پیشی جستن
renounces
U
تبری جستن از
out act
U
پیشی جستن از
renounced
U
تبری جستن از
renounce
U
تبری جستن از
shoot forth
U
بالا جستن
shoot out
U
بالا جستن
shoot-out
U
بالا جستن
get the start of
U
سبقت جستن بر
shoot-outs
U
بالا جستن
overtop
U
برتری جستن از
excels
U
تفوق جستن بر
to gain a ccess
U
تقرب جستن
to get the upper hand
U
پیشی جستن
to find f.with
U
عیب جستن از
to give the go by to
U
پیشی جستن بر
hips
U
جستن پریدن
to carry sword
U
شمشیر جستن
hip
U
جستن پریدن
to make a pounce
U
ناگهان جستن
to seek refuge
U
پناه جستن
to seek shelter
U
پناه جستن
purgation
U
برائت جستن
excel
U
تفوق جستن بر
excelled
U
تفوق جستن بر
excelling
U
تفوق جستن بر
to gain the upper hand
U
تفوق جستن
to come out of the woods
<idiom>
U
از خطر جستن
overrode
U
برتری جستن بر
forestalls
U
پیش جستن بر
forestalled
U
پیش جستن بر
forestall
U
پیش جستن بر
assists
U
شرکت جستن
assisting
U
شرکت جستن
assisted
U
شرکت جستن
assist
U
شرکت جستن
best
U
برتری جستن
leaps
U
جستن دویدن
leaped
U
جستن دویدن
leap
U
جستن دویدن
overridden
U
برتری جستن بر
override
U
برتری جستن بر
overrides
U
برتری جستن بر
to find fault with
U
عیب جستن
to be off the hook
<idiom>
U
از خطر جستن
deny
U
تبری جستن
denying
U
تبری جستن
transcend
U
سبقت جستن
transcended
U
سبقت جستن
denied
U
تبری جستن
transcending
U
سبقت جستن
to be over the worst
<idiom>
U
از خطر جستن
transcends
U
سبقت جستن
antecede
U
برتری جستن
outruns
U
پیشی جستن بر
outrunning
U
پیشی جستن بر
to be over the hump
[American]
<idiom>
U
از خطر جستن
outrun
U
پیشی جستن بر
to be out of the woods
<idiom>
U
از خطر جستن
denies
U
تبری جستن
eluding
U
طفره زدن دوری کردن از
elude
U
طفره زدن دوری کردن از
eludes
U
طفره زدن دوری کردن از
He is distantly related to me .
U
بامن نسبت دوری دارد
eluded
U
طفره زدن دوری کردن از
to distance
[dissociate]
oneself from
U
دوری
[قطع همکاری]
کردن از
patellate
U
بشکل قاب یا دوری یاطشت
abduction
U
دوری از مرکز بدن قیاسی
elusive
U
کسی که ازدیگران دوری میکند
buttress spacing
U
دوری محورهای پشت بندها
to gain a over
U
برتری یاتفوق جستن بر
find
U
جستن تشخیص دادن
to escape with life and limb
U
سختی رهایی جستن
finds
U
جستن تشخیص دادن
out maneuver
U
تفوق جستن در مانور
wager of law
U
تبری جستن با سوگند
mugwump
U
سیاست و حزب بازی دوری میکند
to turn one's back on somebody
U
از کسی دوری کردن
[اصطلاح مجازی]
emulating
U
برابری جستن با پهلو زدن
surpass
U
بهتر بودن از تفوق جستن
outstripped
U
عقب گذاشتن پیشی جستن از
surpassed
U
بهتر بودن از تفوق جستن
overleap
U
جستن از روی نادیده گذشتن از
outstrips
U
عقب گذاشتن پیشی جستن از
surpasses
U
بهتر بودن از تفوق جستن
anticipate
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
outstrip
U
عقب گذاشتن پیشی جستن از
anticipates
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
emulate
U
برابری جستن با پهلو زدن
trumps
U
مغلوب ساختن پیشی جستن
outstripping
U
عقب گذاشتن پیشی جستن از
emulates
U
برابری جستن با پهلو زدن
emulated
U
برابری جستن با پهلو زدن
anticipated
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipating
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
trump
U
مغلوب ساختن پیشی جستن
to dissociate
[disassociate]
oneself from somebody
[something]
U
از کسی
[چیزی]
دوری
[قطع همکاری]
کردن
the holy grail
U
دوری یاجامی که مسیح دراخرین شام خودبکاربرد
to steal a march on any one
U
بر کسی پیشدستی کردن یاسبقت جستن
to have recourse to a person
U
بکسی توسل جستن یامتوسل شدن
to get the upper hand
U
برتری جستن تفوق پیدا کردن
overjump
U
بیش از اندازه نیروی خود جستن
toget the start of one's rival
U
بررقیبان خود پیشی یا سبقت جستن
patelliform
U
مانند کاسه زانو بشکل قاب یا دوری یا طشت
She resolved to give him a wide berth in future.
[She decided to steer clear of him in future.]
U
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
scoots
U
بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooted
U
بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooting
U
بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scoot
U
بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
encratites
U
فرقهای ازنصاراکه ازگوشت خوردن وباده نوشی واختیارجفت دوری می
view halloo
U
فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
master slave manipulator
U
بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
rockets
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
to pounce on somebody
U
به کسی ناگهان جستن
[و حمله کردن ]
[مانند جانور شکارگر]
rocketing
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocket
U
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
scrambling
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com