English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
war college U دوره پدافند ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
air defense commander U فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
air defense action area U منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnums U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
air defense readiness U وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی
defence U پدافند
defense U پدافند
defenses U پدافند
counter offensive U پدافند متقابل
passive defense U پدافند غیرعامل
chemical defense U پدافند شیمیایی
defends U پدافند کردن
defending U پدافند کردن
defended U پدافند کردن
active defense U پدافند عامل
coast defence U پدافند ساحلی
barrage balloon U بالون پدافند
barrage balloons U بالون پدافند
defend U پدافند کردن
national defence U پدافند ملی
mobile defense U پدافند متحرک
deliberate defense U پدافند با فرصت
satellite defense U پدافند ضدماهوارهای
anti menchanized defense U پدافند ضد مکانیزه
satellite defense U پدافند ماهوارهای
area defense U پدافند ازمنطقه
base defense U پدافند از پایگاه
self defense U پدافند از خود
anti aircraft U پدافند هوایی
base defense U پدافند پایگاه
anti aircraft defense U پدافند ضد هوایی
air defense U پدافند هوایی
defense zone U منطقه پدافند
defense in place U پدافند در محل
defense in depth U پدافند در عمق
space defense U پدافند فضایی
defensible U قابل پدافند
biological defense U پدافند میکربی
area defense U پدافند منطقهای
space defense U پدافند از فضا
colporteur U کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
air defense command U فرماندهی پدافند هوایی
air defense element U عنصر پدافند هوایی
anti aircraft artillery U توپخانه پدافند هوایی
biological defense U پدافند بر علیه تک میکربی
air defense artillery U توپخانه پدافند هوایی
civil defense U پدافند ازمناطق شهری
ministry of national defence U وزارت پدافند ملی
forward defense area U منطقه پدافند جلو
defended area U منطقه پدافند شده
battery defense U پدافند دور تا دور اتشبار پدافند از اتشبار
active air defense U پدافند عامل هوایی
flak U توپخانه پدافند هوایی
primeter defence U پدافند دورتا دور
civil defense U پدافند غیر نظامی
integrated defense U پدافند هوایی توام
area air defense commander U فرمانده منطقه پدافند هوایی
sector commander U فرمانده ناحیه پدافند هوایی
air defense ship U ناو مخصوص پدافند هوایی
rules of engagement U روشهای درگیری پدافند هوایی
air defense sector U منطقه ماموریت پدافند هوایی
integrated defense U پدافند ازمناطق توام دفاعی
vital area U منطقه حیاتی پدافند هوایی
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
air defense direction center U مرکز هدایت اتش پدافند هوایی
chemical defense U پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
weapons hold U فرمان اتش قطع در پدافند هوایی
faker U هواپیمای تمرینی درتیراندازی پدافند هوایی
extended defense U پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
missile master U دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
air defense artillery controller U مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
splashed U در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
flad suppression U تیر ممانعتی روی جنگ افزارهای پدافند هوایی
parrots U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
filter center U مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
parroted U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrot U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroting U وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
battery integration end radar display U وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
mauler U نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
seen fire U اتش مداوم و دیدبانی شده پدافند هوایی که روی سبقت معین در جلوی هواپیما اجرامیشود
effectiveness clock U دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
quails U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quail U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
speed ring U طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
static employment U کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
counterflak U اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
flak U گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
defense classification U طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
internal defense U پدافند داخلی پایداری داخلی
splashes U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splash U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing U ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
one's d. U دوره
rimless U بی دوره
compass U دوره
stadia U دوره
stadium U دوره
cycles U دوره
rhythms U دوره
rhythm U دوره
perimeters U دوره
perimeter U دوره
stadiums U دوره
cycled U دوره
cycle U دوره
sessions U دوره
phased U دوره
session U دوره
peripheries U دوره
periphery U دوره
outlining U دوره
Ice Age U دوره یخ
outlines U دوره
outlined U دوره
era U دوره
eras U دوره
felly U دوره
phase U دوره
phases U دوره
periods U دوره
instar U دوره
period U دوره
he has run his race U دوره
felloe U دوره
epochs U دوره
to have ones fling U دوره
career U دوره
careered U دوره
outline U دوره
careering U دوره
careers U دوره
term U دوره
course U : دوره
reviewal U دوره
epoch U دوره
pools U دوره
pooled U دوره
pool U دوره
bordering U دوره
bordered U دوره
border U دوره
setting up U دوره
rims U دوره
coursed U : دوره
sets U دوره
set U دوره
termed U دوره
courses U : دوره
circuit U دوره
edge U دوره
edges U دوره
rim U دوره
periodicity U دوره
contemporaries U هم دوره
contemporary U هم دوره
terming U دوره
circuits U دوره
critical period U دوره بحرانی
elimination heat U دوره مقدماتی
time period U دوره زمان
budget period U دوره بودجه
basic course U دوره مقدماتی
advanced course U دوره عالی
action period U دوره کنش
conducting period U دوره رسانایی
contract period U دوره قرارداد
continous cycle U دوره بی وقفه
processes U دوره عمل
estrous cycle U دوره فحلی
critical period U دوره شاخص
blocking period U دوره وقفه
caird U دوره گرد
cheap jack U دوره گرد
crier U دوره گرد
process U دوره عمل
duty cycle U دوره کار
duty factor U دوره کار
biennium U دوره دوساله
advance course U دوره عالی
electoral legislative term U دوره انتخابیه
colportage U دوره گردی
cycle time U زمان دوره
perlim U دوره مقدماتی
rest period U دوره استراحت
termtime U دوره تحصیلی
testing time U دوره ازمون
the a of infancy U دوره بچگی
the iron age U دوره ستمگری
the iron age U دوره بی رحمی
the rim of a wheel U دوره چرخ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com