Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cycle of operation
U
دوره عمل سلاح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
range card
U
کارت تیر سلاح جدول تیر سلاح
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
armor
U
سلاح
armouring
U
سلاح
armour
U
سلاح
arm
U
سلاح
weapons
U
سلاح
weaponless
U
بی سلاح
armament
U
سلاح
armaments
U
سلاح
weapon
U
سلاح
airgun
U
سلاح بادی
accident
U
علامت سلاح
half loaded
U
سلاح نیمه پر
accidents
U
علامت سلاح
offensive weapon
U
سلاح خطرناک
heavy arm
U
سلاح سنگین
offensive weapon
U
سلاح تهاجمی
distance
U
برد سلاح
disarmament
U
خلع سلاح
to carry arms
U
سلاح برداشتن
to fly to arms
U
سلاح برداشتن
airguns
U
سلاح بادی
dis armament
U
خلع سلاح
automatic weapon
U
سلاح خودکار
side armor
U
سلاح کمری
pieces
U
قبضه سلاح
arms control
U
کنترل سلاح
loading
U
پر کردن سلاح
weaponry
U
تهیه سلاح
piece
U
قبضه سلاح
distances
U
برد سلاح
range
U
برد سلاح
under arms
U
تحت سلاح
spica
U
سماک بی سلاح
chemical munition
U
سلاح شیمیایی
panoply
U
سلاح کامل
ranged
U
برد سلاح
ranges
U
برد سلاح
disarms
U
خلع سلاح کردن
bear arms
U
تحت سلاح رفتن
safety lock
U
چفت ضامن سلاح
unarm
U
خلع سلاح کردن
range correction
U
تصحیح برد سلاح
disarm
U
خلع سلاح کردن
brandishing
U
تکان دادن سلاح
disarmed
U
خلع سلاح کردن
artillery carriage
U
قنداق سلاح توپخانه
intermediate range
U
سلاح برد متوسط
brandish
U
تکان دادن سلاح
brandished
U
تکان دادن سلاح
brandishes
U
تکان دادن سلاح
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
heavy weapon
U
سلاح و جنگ افزار سنگین
nuke
U
با سلاح اتمی حمله کردن
nukes
U
با سلاح اتمی حمله کردن
nuked
U
با سلاح اتمی حمله کردن
nuking
U
با سلاح اتمی حمله کردن
loading
U
خرج گذاری کردن سلاح
failures
U
عمل نکردن گیر سلاح
to lay down ones arms
U
سلاح خودرا بزمین گذاشتن
jutte
U
نوعی سلاح بنام ده دست
failure
U
عمل نکردن گیر سلاح
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
sets
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
to a oneself
U
خودرا اماده یامجهزکردن سلاح پوشیدن
set
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
bazookas
U
یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
bazooka
U
یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
concrete steel
U
سلاح یا میله فولادی بتن ارماتور
half loaded
U
سلاح نیمه خرج گذاری شده
range calibration
U
تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
range board
U
طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
civil nuclear powers
U
کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
bear arms
U
سلاح به دست گرفتن خود را به خدمت معرفی کردن
catches
U
ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
disarms
U
خلع سلاح کردن بی اثر کردن مین
disarmed
U
خلع سلاح کردن بی اثر کردن مین
disarm
U
خلع سلاح کردن بی اثر کردن مین
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
extraction
U
عمل اخراج در عمل سلاح
inspection arms
U
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
levee en masse
U
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
phase
U
دوره
epochs
U
دوره
rhythm
U
دوره
rhythms
U
دوره
rims
U
دوره
rim
U
دوره
periodicity
U
دوره
perimeters
U
دوره
careers
U
دوره
careered
U
دوره
stadium
U
دوره
contemporaries
U
هم دوره
contemporary
U
هم دوره
edges
U
دوره
edge
U
دوره
stadia
U
دوره
career
U
دوره
careering
U
دوره
perimeter
U
دوره
stadiums
U
دوره
rimless
U
بی دوره
compass
U
دوره
he has run his race
U
دوره
cycle
U
دوره
felloe
U
دوره
felly
U
دوره
peripheries
U
دوره
periphery
U
دوره
Ice Age
U
دوره یخ
phases
U
دوره
phased
U
دوره
era
U
دوره
epoch
U
دوره
one's d.
U
دوره
cycles
U
دوره
cycled
U
دوره
instar
U
دوره
eras
U
دوره
coursed
U
: دوره
courses
U
: دوره
periods
U
دوره
course
U
: دوره
outline
U
دوره
set
U
دوره
sets
U
دوره
setting up
U
دوره
border
U
دوره
bordered
U
دوره
bordering
U
دوره
to have ones fling
U
دوره
pool
U
دوره
pooled
U
دوره
pools
U
دوره
circuits
U
دوره
circuit
U
دوره
session
U
دوره
termed
U
دوره
sessions
U
دوره
outlining
U
دوره
outlines
U
دوره
terming
U
دوره
term
U
دوره
period
U
دوره
outlined
U
دوره
reviewal
U
دوره
firing order
U
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
distance angle
U
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
processes
U
دوره عمل
cycle time
U
زمان دوره
process
U
دوره عمل
flux linking a turn
U
شاره دوره
foreperiod
U
پیش دوره
game cycle
U
دوره بازی
adolescence
U
دوره جوانی
period
U
دوره زمان
period/stretch/lapse of time
U
دوره زمان
financial period
U
دوره مالی
time period
U
دوره زمان
estrous cycle
U
دوره فحلی
perlim
U
دوره مقدماتی
fellyfelloe
U
دوره درندگی
electoral legislative term
U
دوره انتخابیه
duty factor
U
دوره کار
duty cycle
U
دوره کار
elimination heat
U
دوره مقدماتی
time span
U
دوره زمان
cheap jack
U
دوره گرد
caird
U
دوره گرد
occupancy cycle
U
دوره سکونت
budget period
U
دوره بودجه
blocking period
U
دوره وقفه
biennium
U
دوره دوساله
basic course
U
دوره مقدماتی
fiscal years
U
دوره مالی
advanced course
U
دوره عالی
advance course
U
دوره عالی
colportage
U
دوره گردی
critical period
U
دوره شاخص
critical period
U
دوره بحرانی
on probation
U
در دوره ازمایشی
crier
U
دوره گرد
quarter
[year]
U
دوره سه ماهه
quarterly period
U
دوره سه ماهه
three-month period
U
دوره سه ماهه
contract period
U
دوره قرارداد
continous cycle
U
دوره بی وقفه
conducting period
U
دوره رسانایی
guarantee period
U
دوره ضمانت
action period
U
دوره کنش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com