Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
critical period
U
دوره شاخص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
von neuman morgensterm utility index
U
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
ideal index
U
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
markers
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
marker
U
تعیین کننده شاخص هدف شاخص
rainfall index
U
شاخص بارش شاخص بارندگی
target indicator
U
شاخص نشان دهنده هدف شاخص هدف
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
indexed sequential file
U
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
index
U
خط شاخص
dialed
U
شاخص
dialled
U
شاخص
dials
U
شاخص
indicator
U
شاخص
dial
U
شاخص
index number
U
شاخص
gnomon
U
شاخص
aiming post
U
شاخص
critical
U
شاخص
scale
U
شاخص
cephalic index
U
شاخص سر
level rod
U
شاخص
indicative
U
شاخص
index
U
شاخص
indexed
U
شاخص
indexes
U
شاخص
indexes
U
خط شاخص
tyupical
U
شاخص
indexed
U
خط شاخص
indexes
U
فهرست شاخص
gnomon
U
شاخص شرعیات
characteristic equation
U
معادلههای شاخص
gnomonic
U
وابسته به شاخص
gnomonics
U
فن شاخص سازی
group index
U
شاخص گروه
holotype
U
نمونه شاخص
aiming stake
U
شاخص کوچک
discrimination index
U
شاخص افتراق
statistics
U
شاخص امار
economic indicator
U
شاخص اقتصادی
economic index
U
شاخص اقتصادی
indexed
U
فهرست شاخص
validity index
U
شاخص اعتبار
bench mark
U
شاخص مبداء
compression index
U
شاخص فشارپذیری
critical ratio
U
بهر شاخص
critical region
U
ناحیه شاخص
characteristic curve
U
منحنی شاخص
critical values
U
مقادیر شاخص
cross index
U
شاخص متقابل
characteristic roots
U
ریشههای شاخص
difficulty index
U
شاخص دشواری
cranial index
U
شاخص جمجمه
bain index
U
شاخص بین
index
U
فهرست شاخص
indexing
U
شاخص گذاری
range indicator
U
شاخص مسافت
production index
U
شاخص تولید
price index
U
شاخص قیمت
readability index
U
شاخص خوانایی
position indicator
U
شاخص نماها
polarity indicator
U
شاخص قطب
indicator
U
شاخص اندازه
oddsmaker
U
بازیگر شاخص
number index
U
شاخص عددی
neon indicator
U
شاخص نئونی
absorption index
U
شاخص جذب
retention index
U
شاخص بازداری
seasonal index
U
شاخص فصلی
weight index
U
شاخص موزون
wage index
U
شاخص دستمزد
vital index
U
شاخص حیاتی
toughness index
U
شاخص نرمی
tidal bench mark
U
شاخص جزر و مد
sundial
U
شاخص افتاب
system catalog
U
پرونده شاخص
sysctlg
U
پرونده شاخص
sundials
U
شاخص افتاب
cost indexes
U
شاخص هزینه
roughness index
U
شاخص زبری
indicator
U
نمایشگر شاخص
index of absorption
U
شاخص جذب
active index
U
شاخص فعال
index mark
U
علامت شاخص
aiming post sleeve
U
غلاف شاخص
indicator electrode
U
الکترود شاخص
index hole
U
سوراخ شاخص
indicator gate
U
دریچه شاخص
aiming post light
U
چراغ شاخص
index of correlation
U
شاخص همبستگی
index register
U
ثبات شاخص
levelling staff
U
شاخص تراز
general index
U
شاخص کلی
aiming post sleeve
U
روپوش شاخص
aiming light
U
چراغ شاخص
index number
U
عدد شاخص
index of industrial production
U
شاخص تولید صنعتی
symbol
U
رمز اشاره شاخص
air pollution index
U
شاخص الودگی هوا
cost of living index
U
شاخص هزینه زندگی
construction cost index
U
شاخص هزینه ساختمانی
to be the clincher
U
عامل شاخص بودن
to turn the scales
U
عامل شاخص بودن
colminator
U
دوربین شاخص توپ
characteristic expansion time
U
زمان شاخص انبساط
index of real wages
U
شاخص دستمزدهای واقعی
index of multiple correlation
U
شاخص همبستگی چندگانه
post indexing
U
شاخص گذاری بعدی
critical incidents technique
U
شیوه رویدادهای شاخص
isoheyt
U
خط شاخص نقاط هم باران
pre indexing
U
شاخص گذاری قبلی
map index
U
فهرست شاخص نقشه ها
beach flag
U
پرچم شاخص اسکله
indexed list
U
لیست شاخص دار
producer price index
U
شاخص قیمت تولیدی
indexed array
U
ارایه شاخص دار
indexed address
آدرس شاخص دار
range markers
U
چراغ شاخص مسیر
renewal index
U
شاخص قابل تجدید
respiratory exchange index
U
شاخص بهره تنفسی
array index number
U
عدد شاخص ارایه
laspeyres price index
U
شاخص قیمت لاسپیرز
activity designator
U
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
critical flicker frequency
U
بسامد شاخص در سوسو زدن
tidemarks
U
میله شاخص جزر ومد
annual efficiency index
U
شاخص کارایی سالانه خدمتی
cff
U
بسامد شاخص در سوسو زدن
gates opening indicator
U
شاخص باز شدن دریچه ها
wholesale price index
U
شاخص قیمت عمده فروشی
index addressing
U
نشان دهی شاخص دار
index linked insurance
U
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
index of retail prices
U
شاخص قیمتهای خرده فروشی
index of wholesale prices
U
شاخص قیمتهای عمده فروشی
randie branching index
U
شاخص شاخه زنی رندیچ
tidemark
U
میله شاخص جزر ومد
index of consumer prices
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer price index
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consistency index
U
شاخص تغییر شکل پذیری
plimsoll mark
U
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
pathognomonic
U
وابسته بتشخیص ناخوشی شاخص مرض
indexed sequential access method
U
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار
index fossil
U
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
paasche price index
U
شاخص قیمت پاشه که بصورت زیرمحاسبه میگردد001 * 1q * 1p / 0q *1p
basic indexed sequential acess method
U
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
index number
U
مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
range marker
U
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
drift float
U
علامت یا شاخص شناور نشان دهنده انحراف مسیر
compliance index
U
شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
liquid crystal bar graph panel indicator
U
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
lumber's line
U
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
role indicator
U
نشانهای برای بیان ورودی شاخص دریک موضوع مشخص
system indicator
U
طبلک نشان دهنده کار دستگاه شاخص سیستم رمز
local color
U
رنگ شاخص کوه ورودخانه وجنگل وغیره درنقشه خصوصیات محلی
kwic
U
روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
hypercard
U
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
beach marker
U
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
phased
U
دوره
cycles
U
دوره
periphery
U
دوره
Ice Age
U
دوره یخ
phases
U
دوره
cycle
U
دوره
phase
U
دوره
eras
U
دوره
era
U
دوره
cycled
U
دوره
peripheries
U
دوره
stadia
U
دوره
stadium
U
دوره
stadiums
U
دوره
perimeter
U
دوره
rhythm
U
دوره
one's d.
U
دوره
rhythms
U
دوره
felloe
U
دوره
he has run his race
U
دوره
felly
U
دوره
periodicity
U
دوره
reviewal
U
دوره
perimeters
U
دوره
rim
U
دوره
rims
U
دوره
epoch
U
دوره
epochs
U
دوره
to have ones fling
U
دوره
career
U
دوره
careered
U
دوره
careering
U
دوره
careers
U
دوره
instar
U
دوره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com