Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
space
U
دوره درفضا جا دادن
spaces
U
دوره درفضا جا دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aeroballistics
U
فن پرتاب گلوله یا موشک درفضا
contact ion engine
U
موتوری برای ایجاد تراست درفضا
to give a suspended sentence
[British E]
U
حکم دوره تعلیق مجازات دادن
campaing
U
شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
perimeter
U
دوره
Ice Age
U
دوره یخ
perimeters
U
دوره
rhythms
U
دوره
rhythm
U
دوره
courses
U
: دوره
coursed
U
: دوره
outline
U
دوره
outlined
U
دوره
outlines
U
دوره
outlining
U
دوره
sessions
U
دوره
session
U
دوره
cycles
U
دوره
course
U
: دوره
periods
U
دوره
terming
U
دوره
peripheries
U
دوره
cycle
U
دوره
instar
U
دوره
termed
U
دوره
cycled
U
دوره
reviewal
U
دوره
edges
U
دوره
term
U
دوره
edge
U
دوره
era
U
دوره
eras
U
دوره
periphery
U
دوره
stadiums
U
دوره
epoch
U
دوره
bordering
U
دوره
one's d.
U
دوره
careering
U
دوره
felly
U
دوره
felloe
U
دوره
careers
U
دوره
contemporary
U
هم دوره
contemporaries
U
هم دوره
set
U
دوره
sets
U
دوره
periodicity
U
دوره
careered
U
دوره
phases
U
دوره
rims
U
دوره
epochs
U
دوره
rim
U
دوره
rimless
U
بی دوره
compass
U
دوره
he has run his race
U
دوره
to have ones fling
U
دوره
phase
U
دوره
career
U
دوره
phased
U
دوره
circuits
U
دوره
period
U
دوره
border
U
دوره
pools
U
دوره
bordered
U
دوره
pool
U
دوره
pooled
U
دوره
circuit
U
دوره
stadium
U
دوره
setting up
U
دوره
stadia
U
دوره
periods
U
دوره تناوبی
conducting period
U
دوره رسانایی
continous cycle
U
دوره بی وقفه
foreperiod
U
پیش دوره
encompass
U
دوره کردن
stretches
U
خط ممتد دوره
germinal period
U
دوره نوجنینی
meeting
U
یک دوره مسابقه
to run over
U
دوره کردن
stretched
U
خط ممتد دوره
game cycle
U
دوره بازی
encompassed
U
دوره کردن
meetings
U
یک دوره مسابقه
encompasses
U
دوره کردن
encompassing
U
دوره کردن
stretch
U
خط ممتد دوره
flux linking a turn
U
شاره دوره
contract period
U
دوره قرارداد
electoral legislative term
U
دوره انتخابیه
duty factor
U
دوره کار
duty cycle
U
دوره کار
period
U
دوره تناوب
trochoid
U
دوره گرد
transition period
U
دوره گذار
transition period
U
دوره انتقال
triennium
U
دوره سه ساله
trimester
U
دوره سه ماهه
trivium
U
دوره نخستین
elimination heat
U
دوره مقدماتی
perlim
U
دوره مقدماتی
cycle time
U
زمان دوره
financial period
U
دوره مالی
fellyfelloe
U
دوره درندگی
crier
U
دوره گرد
critical period
U
دوره بحرانی
idle period
U
دوره استراحت
critical period
U
دوره شاخص
periods
U
دوره تناوب
estrous cycle
U
دوره فحلی
hucksterer
U
دوره گرد
rimmed
U
دوره دار
to serve apprenticeship
U
دوره شاگردی
period
U
دوره تناوبی
itinerant
U
دوره گرد
review
U
دوره کردن
period/stretch/lapse of time
U
دوره زمان
time period
U
دوره زمان
period
U
دوره زمان
time span
U
دوره زمان
slumps
U
دوره رخوت
slumping
U
دوره رخوت
set
U
دوره مجموعه
sets
U
دوره مجموعه
adolescence
U
دوره جوانی
reviewed
U
دوره کردن
reviewing
U
دوره کردن
reviews
U
دوره کردن
tyros
U
دوره چرخ
tyres
U
دوره چرخ
tyre
U
دوره چرخ
careering
U
دوره زندگی
peripheral
U
دوره امادگی
series
U
یک دوره مسابقه
slumped
U
دوره رخوت
slump
U
دوره رخوت
cooling-off period
U
دوره ملایمت
cooling off period
U
دوره ملایمت
curricula
U
دوره تحصیلات
house-party
U
دوره خانگی
house-parties
U
دوره خانگی
house party
U
دوره خانگی
lifetimes
U
دوره زندگی
lifetime
U
دوره زندگی
tournament
U
یک دوره مسابقه
cooling-off periods
U
دوره ملایمت
convalescence
U
دوره نقاهت
probation
U
دوره ازمایشی
fiscal years
U
دوره مالی
fiscal year
U
دوره مالی
careers
U
دوره رسمی
careers
U
دوره زندگی
careering
U
دوره رسمی
careered
U
دوره رسمی
careered
U
دوره زندگی
career
U
دوره رسمی
career
U
دوره زندگی
tournaments
U
یک دوره مسابقه
heat
U
دوره فحل
strolling
U
دوره گرد
term
U
دوره انتصاب
basic course
U
دوره مقدماتی
advanced course
U
دوره عالی
advance course
U
دوره عالی
action period
U
دوره کنش
pedlars
U
دوره گرد
pedlar
U
دوره گرد
termed
U
دوره انتصاب
terming
U
دوره انتصاب
biennium
U
دوره دوساله
colportage
U
دوره گردی
cheap jack
U
دوره گرد
tour
U
یک دوره مسابقه
toured
U
یک دوره مسابقه
touring
U
یک دوره مسابقه
tours
U
یک دوره مسابقه
caird
U
دوره گرد
budget period
U
دوره بودجه
blocking period
U
دوره وقفه
processes
U
دوره عمل
process
U
دوره عمل
quarter
[year]
U
دوره سه ماهه
quarterly period
U
دوره سه ماهه
three-month period
U
دوره سه ماهه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com