English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
refractory period U دوره بی پاسخی
absolute refractory period U دوره بی پاسخی مطلق
responsive U پاسخی
torpor U بی پاسخی
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
to be at a loss for an answer U پاسخی نداشتن
to frame an answer U پاسخی را طرح کردن
his appeal met no response U پاسخی پدر خواست که اوترسید
multiple-choice U وابسته به پرسش چند پاسخی
no reply was given him U هیچ پاسخی به او داده نشد
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnum U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
holds U بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
holds U بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
hold U بخشی از برنامه که تکراری میشود تا توسط عملی قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هسیم از صفحه کلید یا وسیله
hold U بخشی از برنامه که تکرار میشود تا توسط عمل قط ع شود. البته وقتی که منتظر پاسخی هستیم از صفحه کلید یا وسیله
colporteur U کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
relative U نسبی
self relative U نسبی
proportional limit U حد نسبی
relative humidity U نم نسبی
relative code U کد نسبی
comparative U نسبی
consanguineous U نسبی
respective U نسبی
comparatives U نسبی
proportional U نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
relative frequency U بسامد نسبی
ipsative score U نمره نسبی
relative error U خطای نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
relativity U فرضیه نسبی
distortion factor U مانده نسبی
relationship by blood U خویشاوندی نسبی
relationship by blood U قرابت نسبی
relative income U درامد نسبی
relative importance U اهمیت نسبی
fractional error U خطای نسبی
consanguinity U قرابت نسبی
emissivity U تابش نسبی
relative address U نشانی نسبی
relationship by bood U قرابت نسبی
proportional tax U مالیات نسبی
comparative advantage U مزیت نسبی
comparative advantage U برتری نسبی
persons related to another by descent U اقارب نسبی
persons related to another by parentage U اقارب نسبی
relative address آدرس نسبی
relative density U دانسیته نسبی
comparative cover U پوشش نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
whole blood U قرابت نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relative bearing U گرای نسبی
proportional liability partnership U شرکت نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative U خودی نسبی
genealogical U نسبی شجرهای
relativeness U نسبی بودن
relative wind U باد نسبی
relative viscosity U گرانروی نسبی
relative velocity U سرعت نسبی
relative value U مقدار نسبی
relativism U نسبی نگری
specific gravity U چگالی نسبی
sanguinity U قرابت نسبی
self relative address U نشانی نسبی
comparative costs U هزینههای نسبی
proportional representation U انتخابات نسبی
ipsative scale U مقیاس نسبی
stranger in blood U غیر نسبی
specific gravities U چگالی نسبی
sib U منسوب نسبی
relative term U لفظ نسبی
blood relationship U قرابت نسبی
relative majority U اکثریت نسبی
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
relative nullity U بطلان نسبی
relative movement U حرکت نسبی
relative motion U حرکت نسبی
relative minimum U حداقل نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
blood relationship U خویشاوندی نسبی
relative location U ترتیب نسبی
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative precision U دقت نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative prices U قیمتهای نسبی
purchasing power parity U نرخ نسبی مبادله
true air speed U سرعت نسبی هواپیما
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
relative deformation U تغییر شکل نسبی
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
relative addressing U نشانی دهی نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
strains U افزایش طول نسبی
cultural relativism U نسبی نگری فرهنگی
strains U تغییر شکل نسبی
strain U افزایش طول نسبی
strain U تغییر شکل نسبی
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
relativity of knowledge U نسبی بودن دانش
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
relativize U بصورت نسبی در اوردن
relative coding U برنامه نویسی نسبی
employment rate U میزان نسبی اشتغال
sound level U شدت نسبی صوت
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
elastic strain U تغییر شکل نسبی ارتجاعی
bel U واحد شدت نسبی توان
differential susceptibility and permeabi U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
recession U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
california bearing ratio U توان باربری نسبی کالیفرنیا
recessions U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
strain at failure U افزایش طول نسبی درگسیختگی
linear strain U تغییر شکل نسبی خطی
increase of strain U افزایش تغییر طول نسبی
bulk strain U تغییر شکل نسبی حجمی
simple strain U تغییر طول نسبی ساده
relativity U فلسفه نسبیه نسبی بودن
cold straining U تغییر بعد نسبی در حالت سرد
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
strain energy U انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
stress strain diagram U نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
stress strain curve U منحنی تنش به افزایش طول نسبی
difference chart U جدول تعیین سمت و برد نسبی
strain hardening U سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
adjustable proportional module U نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
superaerodynamics U ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
limiting speed U بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
rotor incidence U زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
grade U الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades U الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
critical angle of attack U زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
tristimulus values U مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
ram U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams U افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
pitch control U کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
sailwing U هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
vertical take off and landing U هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation [darn] U مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
cycles U دوره
phased U دوره
phase U دوره
phases U دوره
felly U دوره
cycled U دوره
cycle U دوره
felloe U دوره
careering U دوره
careers U دوره
stadia U دوره
stadium U دوره
stadiums U دوره
perimeters U دوره
rhythm U دوره
rhythms U دوره
reviewal U دوره
periodicity U دوره
career U دوره
epochs U دوره
pool U دوره
rim U دوره
rims U دوره
perimeter U دوره
he has run his race U دوره
to have ones fling U دوره
instar U دوره
one's d. U دوره
epoch U دوره
careered U دوره
eras U دوره
pooled U دوره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com