English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fundamental period vibration U دوره اصلی ارتعاش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
period of vibratio U دوره ارتعاش
fundamental vibration U ارتعاش اصلی
tirl U ارتعاش صدای ارتعاش نخ یاکش
palmette U گل شاه عباسی [این گل در طرح ها ختائی نقش اصلی را دارد منسوب به طراحان دوره صفویه بوده و عده ای آن را شبیه نیلوفر آبی می دانند. بصورت پنج پر، هشت پر و دوازده پر به همراه برگ ها و گلبرگ ها است.]
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
interregna U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
grandfather file U دوره زمانی که در آن فایل اصلی پدربزرگ بهنگام سازی میشود تا فایل پدر جدید تولید کند و فایل پدر قدیمی پدربزرگ میشود
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
vibration U ارتعاش
quivering U ارتعاش
shiver U ارتعاش
libration U ارتعاش
vibrational U ارتعاش
shivered U ارتعاش
shivering U ارتعاش
vibrancy U ارتعاش
tremolo U ارتعاش
shake U ارتعاش
shakes U ارتعاش
plangency U ارتعاش
pallesthesia U حس ارتعاش
reverberation U ارتعاش
vibration sense U حس ارتعاش
shaking U ارتعاش
reverberations U ارتعاش
planegency U ارتعاش
tremble U ارتعاش
trembled U ارتعاش
quivered U ارتعاش
vibratility U ارتعاش
trembles U ارتعاش
quivers U ارتعاش
quiver U ارتعاش
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
colporteur U کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
energy of vibration U انرژی ارتعاش
torsional vibration U ارتعاش پیچشی
symmetry vibration U ارتعاش متقارن
stretching vibration U ارتعاش کششی
vibrative U باعث ارتعاش
vibratory U باعث ارتعاش
vibrational frequency U بسامد ارتعاش
electron vibrations U ارتعاش الکترونها
quavers U ارتعاش داشتن
vibrators U دستگاه ارتعاش
vibration amplitude U دامنه ارتعاش
damping U استهلاک ارتعاش
resonator U اسباب ارتعاش
dingle U لرزیدن ارتعاش
vibroscope U ارتعاش بین
sound vibration U ارتعاش صوتی
vibratility U : قابلیت ارتعاش
amplitude of vibration U دامنه ارتعاش
harmonic vibration U ارتعاش هماهنگ
bending vibration U ارتعاش خمشی
wagging vibration U ارتعاش جنبانهای
seismicity U حالت ارتعاش
quaver U ارتعاش داشتن
quavered U ارتعاش داشتن
quavering U ارتعاش داشتن
frequency of vibration U تکرار ارتعاش
breathing vibration U ارتعاش تنفسی
vibrate U ارتعاش داشتن
vibrated U ارتعاش داشتن
vibrates U ارتعاش داشتن
vibrating U ارتعاش داشتن
lattice vibration U ارتعاش شبکه
twisting vibration U ارتعاش رقاصکی
vibrator U ارتعاش کننده
oscillator U ارتعاش سنج
vibrators U وسیله ارتعاش
neural reverbration U ارتعاش عصبی
vibrators U ارتعاش کننده
mode of vibration U شیوه ارتعاش
vibrator U وسیله ارتعاش
vibrational mode U شیوه ارتعاش
vibrator U دستگاه ارتعاش
damped vibration U ارتعاش میرا
molecular vibration U ارتعاش مولکولی
resonantly U با پیچش و ارتعاش
phonoscope U ارتعاش نما
free harmonic vibration U ارتعاش هارمونیک ازاد
insulation against vibration U حفافت در برابر ارتعاش
vibration absorption U میرایی نوسان یا ارتعاش
scissoring vibration U ارتعاش قیچی وار
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
vibratile U قابل لرزش و ارتعاش جنبنده
shuddering U مشمئز شدن ارتعاش Shrine
damping charactristics U مشخصات خفه شدن ارتعاش
shudders U مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shuddered U مشمئز شدن ارتعاش Shrine
shudder U مشمئز شدن ارتعاش Shrine
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
quavering U لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered U لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver U لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavers U لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel U تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document U اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies U 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bumblebee U تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
bumblebees U تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
source U 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby U سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
vibrators U ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator U ارتعاش کننده نوسان کننده
master compass U قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
terming U دوره
felloe U دوره
felly U دوره
coursed U : دوره
course U : دوره
border U دوره
circuit U دوره
periodicity U دوره
edges U دوره
edge U دوره
circuits U دوره
pools U دوره
pooled U دوره
reviewal U دوره
set U دوره
instar U دوره
sets U دوره
setting up U دوره
contemporary U هم دوره
contemporaries U هم دوره
term U دوره
one's d. U دوره
bordered U دوره
termed U دوره
bordering U دوره
courses U : دوره
pool U دوره
he has run his race U دوره
outlining U دوره
eras U دوره
Ice Age U دوره یخ
careered U دوره
peripheries U دوره
periphery U دوره
stadia U دوره
stadium U دوره
stadiums U دوره
rhythm U دوره
perimeters U دوره
perimeter U دوره
phases U دوره
phase U دوره
sessions U دوره
careering U دوره
period U دوره
session U دوره
epochs U دوره
careers U دوره
rim U دوره
rims U دوره
epoch U دوره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com