English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to be on probation U دوره آزمایشی داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to suspend somebody's sentence on probation U مجازات کسی را با شرط دوره آزمایشی به تعویق انداختن [قانون]
to place somebody on probation U مجازات کسی را با شرط دوره آزمایشی به تعویق انداختن [قانون]
experimental archaeology U باستان شناسی آزمایشی
to abort an experiment U آزمایشی را ناتمام قطع کردن
cooling-off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods U دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene U وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
bread-board U لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
bread-boards U لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
interregnum U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
loops U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
timed U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
times U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
time U آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
colporteur U کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period U دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle U زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
to have something in reserve U چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
lead a dog's life <idiom> U زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
terming U دوره
edge U دوره
circuits U دوره
epochs U دوره
circuit U دوره
one's d. U دوره
contemporaries U هم دوره
contemporary U هم دوره
edges U دوره
rim U دوره
rims U دوره
perimeters U دوره
rhythm U دوره
rhythms U دوره
courses U : دوره
course U : دوره
felly U دوره
felloe U دوره
set U دوره
sets U دوره
setting up U دوره
border U دوره
bordered U دوره
bordering U دوره
pool U دوره
pooled U دوره
perimeter U دوره
he has run his race U دوره
stadiums U دوره
termed U دوره
term U دوره
epoch U دوره
career U دوره
careered U دوره
careering U دوره
instar U دوره
careers U دوره
stadia U دوره
stadium U دوره
pools U دوره
eras U دوره
era U دوره
rimless U بی دوره
outlines U دوره
outlined U دوره
outline U دوره
compass U دوره
session U دوره
to have ones fling U دوره
cycle U دوره
phase U دوره
reviewal U دوره
periods U دوره
phased U دوره
sessions U دوره
cycled U دوره
periphery U دوره
Ice Age U دوره یخ
period U دوره
cycles U دوره
coursed U : دوره
peripheries U دوره
phases U دوره
periodicity U دوره
outlining U دوره
the a of infancy U دوره بچگی
retrace time U دوره بازگشت
refersher course U دوره توجیهی
senescence U دوره سالخوردگی
stretched U خط ممتد دوره
the iron age U دوره ستمگری
the iron age U دوره بی رحمی
return interval U دوره بازگشت
guarantee period U دوره ضمانت
schooltime U دوره تحصیلی
grace period U دوره مهلت
germinal period U دوره نوجنینی
stretch U خط ممتد دوره
the rim of a wheel U دوره چرخ
stretches U خط ممتد دوره
game cycle U دوره بازی
courses U دوره مسیرتیراندازی
term of maintenance U دوره نگاهداری
tempering cycle U دوره بازپخت
duty factor U دوره کار
duty cycle U دوره کار
heats U دوره فحل
heat U دوره فحل
short period U دوره کوتاه
short term U دوره کوتاه
age U دوره عصر.
ages U دوره عصر.
cycle time U زمان دوره
snakebite U دوره بدشانسی
revolution U یک دوره کامل
revolutions U یک دوره کامل
electoral legislative term U دوره انتخابیه
elimination heat U دوره مقدماتی
perlim U دوره مقدماتی
testing time U دوره ازمون
coursed U دوره مسیرتیراندازی
course U دوره مسیرتیراندازی
termtime U دوره تحصیلی
foreperiod U پیش دوره
flux linking a turn U شاره دوره
tip circle U دوره نوک
fellyfelloe U دوره درندگی
estrous cycle U دوره فحلی
sexennium U دوره شش ساله
termtime U دوره تصدی
financial period U دوره مالی
pentad U دوره پنجساله
probationary period U دوره ازمایشی
procurement cycle U دوره خرید
number of cycle U تعداد دوره ها
transition period U دوره گذار
transition period U دوره انتقال
triennium U دوره سه ساله
trimester U دوره سه ماهه
trivium U دوره نخستین
trochoid U دوره گرد
itinerant U دوره گرد
melting period U دوره ذوب
strolling U دوره گرد
measuring period U دوره سنجش
production period U دوره تولید
neonatal period U دوره نوزادی
rimmed U دوره دار
to serve apprenticeship U دوره شاگردی
preparatory interval U دوره امادگی
period of delivery U دوره تحویل
period of instrument U دوره سنجه
period of office U دوره تصدی
payback period U دوره برگشت
payback period U دوره بازپرداخت
period of production U دوره تولید
period of roll U دوره تناوب
oxidizing period U دوره اکسیداسیون
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com