Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
optician
U
دوربین فروش
opticians
U
دوربین فروش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
optician
U
عینک فروش دوربین ساز
opticians
U
عینک فروش دوربین ساز
Other Matches
sniper scope
U
دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
infinity method
U
روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
angle of view
U
زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
cross line
U
بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
hyperfocal distance
U
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
woollen draper
U
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
synchroscope
U
دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
collimating sight
U
دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
pearlies
U
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence
U
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller
U
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sale maximization
U
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell
U
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sales force
U
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
lens distortion
U
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
optional claiming race
U
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furrier
U
خز فروش پوست فروش
furriers
U
خز فروش پوست فروش
sales promotion
U
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
far seeing
U
دوربین
night glass
U
دوربین شب
binocular
U
دوربین
longsighted
U
دوربین
long sighted
U
دوربین
camera
دوربین
telescopes
U
دوربین
the penetration of a telescope
U
دوربین
telescope
U
دوربین
opera glasses
U
دوربین
cameras
U
دوربین
far-sighted
U
دوربین
presbyopic
U
دوربین
far sighted
U
دوربین
color camera
U
دوربین رنگی
television camera tube
U
دوربین تلویزیونی
pickup tube
U
دوربین تلویزیونی
sight
U
دوربین دیدن
sights
U
دوربین دیدن
camera tube
U
دوربین تلویزیونی
camera nadir
U
خط لولای دوربین
camera-shy
U
بیزار از دوربین
box camera
U
دوربین قوطی
theodo;ite
U
دوربین مهندسی
computing sight
U
دوربین محاسب
the penetration of a telescope
U
قوه دوربین
vial
U
حباب دوربین
hypermetrope
U
ادم دوربین
coarse sight
U
دوربین یدکی
gun sight
U
دوربین توپ
telescopy
U
فن استعمال دوربین
spyglass
U
دوربین کوچک
kodak
U
دوربین عکاسی
box cameras
U
دوربین قوطی
cross hair
U
خط داخل دوربین
observation camera
U
دوربین امنیتی
CCTV camera
U
دوربین امنیتی
binocular
U
دوربین دو چشم
binocular
U
دوربین دوچشمی
closed-circuit camera
U
دوربین نظارت
telescopes
U
دوربین نجومی
surveillance camera
U
دوربین نظارت
reticle
U
عدسی دوربین
security camera
U
دوربین نظارت
observation camera
U
دوربین نظارت
CCTV camera
U
دوربین نظارت
lens
U
عدسی دوربین
miniature camera
U
دوربین مینیاتوری
metascope
U
دوربین تک چشمی
electron camera
U
دوربین الکترونی
drawtube
U
لوله دوربین
eye piece
U
عدسی سر دوربین
telescope
U
دوربین نجومی
closed-circuit camera
U
دوربین امنیتی
director sight
U
دوربین هادی
reflex sight
U
دوربین منشوری
security camera
U
دوربین امنیتی
surveillance camera
U
دوربین امنیتی
field glass
U
دوربین صحرایی
elbow telescope
U
دوربین بازویی
oligopoly
U
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
reticle
U
تار موی دوربین
vidicon
U
لوله دوربین عکاسی
infrared viewer
U
دوربین مادون قرمز
reticle
U
شبکه دوربین نجومی
opera glass
U
دوربین مخصوص اپرا
camera magazine
U
کاست فیلم دوربین
riflescope
U
دوربین روی تفنگ
snooper scope
U
دوربین تعقیب و دیدبانی
cameras
U
دوربین یا جعبه عکاسی
line of collimation
U
خط تنظیم عدسی دوربین
camera
دوربین یا جعبه عکاسی
sightings
U
دیدن از داخل دوربین
camera window
U
دریچه دیافراگم دوربین
sighting
U
دیدن از داخل دوربین
sight
U
دوربین نشانه روی
macrometer
U
دوربین مسافت سنج
sights
U
دوربین نشانه روی
camera axis
U
محور دوربین عکاسی
glass
U
ایینه شیشه دوربین
spotting scope
U
دوربین روی سه پایه
infrared viewer
U
دوربین دیدبانی شبانه
isocentre
U
خط المرکزین دوربین عکاسی
dumpy level
U
تراز دوربین دار
minicam
U
دوربین خیلی کوچک
telescopic alidade
U
عضاده دوربین دار
tachymeter
U
دوربین مسافت یاب
tachometric sight
U
دوربین مسافت سنج
tachometric sight
U
دوربین مسافت یاب
tacheometer
U
دوربین نقشه برداری
minicamera
U
دوربین خیلی کوچک
miniature camera
U
دوربین تصاویر کوچک
camera nadir
U
محورلولایی دوربین عکاسی
colminator
U
دوربین شاخص توپ
observation camera
U
دوربین مدار بسته
(iris) diaphragm
U
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
CCTV camera
U
دوربین مدار بسته
iris
U
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
security camera
U
دوربین مدار بسته
surveillance camera
U
دوربین مدار بسته
drawtube
U
دیدگاه میکرسکوپ یا دوربین
air survey camera
U
دوربین عکسبرداری هوایی
flash bulb
U
فلاش دوربین عکاسی
fixed reticle
U
عدسی ثابت دوربین
closed-circuit camera
U
دوربین مدار بسته
computing gunsight
U
دوربین محاسب توپ
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
tachymeter
U
دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
eyeglass
U
شیشهء دوربین یاذره بین
telescopic alidade
U
سمت گیر دوربین دار
focal length
U
فاصله کانونی دوربین یاعدسی
sighting device
U
دوربین دستگاه نشانه روی
glass
U
دستگاه ارتفاع سنج دوربین
trick
U
درجه بندی عدسی دوربین
tricking
U
درجه بندی عدسی دوربین
helioscope
U
دوربین افتاب بینی خورشیدبین
camcorder
U
دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
camcorders
U
دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
cross hair
U
تار موی وسط دوربین
image camera tube
U
لامپ تصویر میانی دوربین
computing gunsight
U
دوربین محاسب عناصر تیر
tricked
U
درجه بندی عدسی دوربین
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powered
U
درشت نمایی قدرت دوربین
powering
U
درشت نمایی قدرت دوربین
air cartographic camera
U
دوربین عکس برداری هوایی
reticle
U
میدان دید داخل دوربین
photoheliograph
U
دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
powers
U
درشت نمایی قدرت دوربین
instrument
U
وسیله دوربین یا زاویه یاب
dynameter
U
اسباب سنجش قوه دوربین
field glass
U
عدسی درونی دوربین یاذره بین
sound camera
U
دوربین فیلمبرداری مجهزبدستگاه ضبط صوت
sniperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
phototelescope
U
دوربین عکس برداری ار کرههای اسمانی
race glass
U
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
continuous strip camera
U
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
snooperscope
U
دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
telecamera
U
دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
angular velocity bombsight
U
دوربین سنجش زاویه رهایی بمب
time exposure
U
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
tribrach
U
گهواره نصب دوربین نقشه برداری
synchronous sight
U
دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
hyperope
U
مبتلا به مرض دوربینی شخص دوربین
zoom lens
U
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
field of view
U
حدود دید یک دوربین شبیه سازی شده
zoom lenses
U
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
starlight scope
U
دوربین دید شبانه با استفاده از نور ستارگان
floating reticle
U
تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
theodolites
U
دوربین مهندسی زاویه سنج طول یاب
theodolite
U
دوربین مهندسی زاویه سنج طول یاب
panoramic
U
دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
z correction
U
تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
plumb point
U
نقطه شاغولی دوربین هواپیمادر لحظه عکس برداری
object glass
U
عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
reticle
U
تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
panoramas
U
منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
panorama
U
منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
pantoscope
U
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
box cameras
U
دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
box camera
U
دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
tip
U
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
periscopes
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
theodolites
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
crab angle
U
زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
periscope
U
دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
tipping
U
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
theodolite
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
camera cycling rate
U
نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
panopticon
U
نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
panoramic camera
U
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
pattern
U
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
patterns
U
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
sales
U
فروش
retailer
U
تک فروش
taverner
U
می فروش
vendition
U
فروش
turnover
U
فروش
sale
U
فروش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com