English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
revisit U دوباره ملاقات کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
appointments U قرار ملاقات وعده ملاقات
appointment U قرار ملاقات وعده ملاقات
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
gang up U ملاقات کردن
stop by <idiom> U ملاقات کردن
keep an appointment U قبول کردن قرار ملاقات
meet U معرفی شدن به ملاقات کردن
meets U معرفی شدن به ملاقات کردن
ems dispatch U تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
visited U ملاقات کردن زیارت کردن
visit U ملاقات کردن زیارت کردن
assembles U انجمن کردن ملاقات کردن
redezvous U تلاقی کردن ملاقات کردن
assembled U انجمن کردن ملاقات کردن
visits U ملاقات کردن زیارت کردن
assemble U انجمن کردن ملاقات کردن
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
replenish U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
back fill U عمل دوباره پر کردن
reopening U دوباره باز کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
relives U دوباره تجربه کردن
relived U دوباره تجربه کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
rewire U دوباره سیمکشی کردن
cold start U دوباره روشن کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
re establish U دوباره برپا کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
reopened U دوباره باز کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
reopen U دوباره باز کردن
relive U دوباره تجربه کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
reinstate U دوباره برقرار کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
regained U دوباره تصرف کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
regains U دوباره تصرف کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
revise U دوباره چاپ کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
reinstated U دوباره برقرار کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
revises U دوباره چاپ کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
reinstates U دوباره برقرار کردن
reinstating U دوباره برقرار کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
regain U دوباره تصرف کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
revising U دوباره چاپ کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
reconditions U دوباره درست کردن
recondition U دوباره درست کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
reforge U دوباره جعل کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
reimport U دوباره وارد کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
recollects U دوباره جمع کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
reopens U دوباره باز کردن
republish U دوباره چاپ کردن
republish U دوباره منتشر کردن
resorb U دوباره جذب کردن
restart U روشن کردن دوباره
recollected U دوباره جمع کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
re export U دوباره صادر کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
re paving U دوباره فرش کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
re strain U دوباره صاف کردن
re form U دوباره درست کردن
re sort U دوباره جور کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
recollect U دوباره جمع کردن
recommit U دوباره زندان کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
repair U جبران کردن دوباره دایر کردن
repaired U جبران کردن دوباره دایر کردن
regenerating U دوباره خلق شدن یا کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com