Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
retransmit
U
دوباره مخابره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
analog transmission
U
انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
serial transmission
U
مخابره سری مخابره نوبتی
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
agent authentication
U
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
signal
U
مخابره کردن
transmissions
U
مخابره کردن
squawked
U
مخابره کردن
squawks
U
مخابره کردن
wires
U
مخابره کردن
transmission
U
مخابره کردن
dispateh
U
مخابره کردن
squawk
U
مخابره کردن
communicating
U
مخابره کردن
signaled
U
مخابره کردن
wire
U
مخابره کردن
signalled
U
مخابره کردن
service message
U
پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
despatches
U
مخابره کردن ارسال
dispatches
U
مخابره کردن ارسال
despatched
U
مخابره کردن ارسال
dispatched
U
مخابره کردن ارسال
despatching
U
مخابره کردن ارسال
radioed
U
با بی سیم مخابره کردن
radio
U
با بی سیم مخابره کردن
radios
U
با بی سیم مخابره کردن
radioing
U
با بی سیم مخابره کردن
dispatch
U
مخابره کردن ارسال
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
signaled
U
مخابره کردن علامت دادن
signal
U
مخابره کردن علامت دادن
signalled
U
مخابره کردن علامت دادن
wirelesses
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
communicates
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
dispatched
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatched
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
communicate
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
despatching
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
refills
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
refill
U
دوباره پر کردن
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
redistributes
U
دوباره پخش کردن
reproducing
U
دوباره چاپ کردن
oversrike
U
دوباره چاپ کردن
rejuveoize
U
دوباره جوان کردن
reconditioned
U
دوباره درست کردن
redistributed
U
دوباره پخش کردن
resurfaces
U
دوباره روکاری کردن
reforge
U
دوباره جعل کردن
reliving
U
دوباره تجربه کردن
revise
U
دوباره چاپ کردن
retaking
U
دوباره تسخیر کردن
redistributing
U
دوباره پخش کردن
renegotiate
U
دوباره مذاکره کردن
relive
U
دوباره تجربه کردن
retakes
U
دوباره تسخیر کردن
reorganising
U
دوباره متشکل کردن
remonetize
U
دوباره رایج کردن
relived
U
دوباره تجربه کردن
relives
U
دوباره تجربه کردن
retake
U
دوباره تسخیر کردن
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
redefined
U
دوباره تعریف کردن
reschedule
U
دوباره برنامهریزی کردن
reorganize
U
دوباره متشکل کردن
redevelop
U
دوباره پیشرفته کردن
regarding
U
دوباره تسطیح کردن
reinterpret
U
دوباره تفسیر کردن
reorganized
U
دوباره متشکل کردن
rephrasing
U
دوباره عبارتبندی کردن
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
rescheduling
U
دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled
U
دوباره برنامهریزی کردن
reschedules
U
دوباره برنامهریزی کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
regains
U
دوباره تصرف کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
redeveloped
U
دوباره پیشرفته کردن
reorganizes
U
دوباره متشکل کردن
resurface
U
دوباره روکاری کردن
redefines
U
دوباره تعریف کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
redefine
U
دوباره تعریف کردن
recondition
U
دوباره درست کردن
redevelops
U
دوباره پیشرفته کردن
regain
U
دوباره تصرف کردن
cold start
U
دوباره روشن کردن
redistribute
U
دوباره پخش کردن
reimport
U
دوباره وارد کردن
redefining
U
دوباره تعریف کردن
reinsure
U
دوباره بیمه کردن
reorganizing
U
دوباره متشکل کردن
rephrases
U
دوباره عبارتبندی کردن
rephrased
U
دوباره عبارتبندی کردن
resurfaced
U
دوباره روکاری کردن
redeveloping
U
دوباره پیشرفته کردن
rephrase
U
دوباره عبارتبندی کردن
reinstall
U
دوباره برقرار کردن
regained
U
دوباره تصرف کردن
reproduce
U
دوباره چاپ کردن
rebuilds
U
دوباره ساختمان کردن
recompose
U
دوباره انشاء کردن
recommit
U
دوباره زندان کردن
redirects
U
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
U
دوباره راهنمایی کردن
redirected
U
دوباره راهنمایی کردن
back fill
U
عمل دوباره پر کردن
recalculate
U
دوباره حساب کردن
redirect
U
دوباره راهنمایی کردن
recollects
U
دوباره جمع کردن
re examine
U
دوباره بازپرسی کردن
re-examining
U
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
U
دوباره بازپرسی کردن
remarry
U
دوباره عروسی کردن
rebuild
U
دوباره ساختمان کردن
re-examined
U
دوباره بازپرسی کردن
recollected
U
دوباره جمع کردن
re-examine
U
دوباره بازپرسی کردن
redeliver
U
دوباره مستخلص کردن
recollecting
U
دوباره جمع کردن
rebind
U
دوباره صحافی کردن
rewake
U
دوباره بیدار کردن
re establish
U
دوباره تاسیس کردن
resorb
U
دوباره جذب کردن
revalidate
U
دوباره پادار کردن
reuse
U
دوباره استفاده کردن
restart
U
روشن کردن دوباره
retry
U
دوباره محاکمه کردن
re export
U
دوباره صادر کردن
retry
U
دوباره ازمایش کردن
re form
U
دوباره درست کردن
retranslate
U
دوباره ترجمه کردن
re establish
U
دوباره برپا کردن
reasure
U
دوباره بیمه کردن
reassociate
U
دوباره معاشرت کردن
reassociate
U
دوباره متحد کردن
republish
U
دوباره چاپ کردن
republish
U
دوباره منتشر کردن
re strain
U
دوباره صاف کردن
re sort
U
دوباره جور کردن
retrocede
U
دوباره واگذار کردن
re paving
U
دوباره فرش کردن
reinstate
U
دوباره برقرار کردن
recollect
U
دوباره جمع کردن
reopen
U
دوباره باز کردن
reproduced
U
دوباره چاپ کردن
reinstating
U
دوباره برقرار کردن
reinstates
U
دوباره برقرار کردن
revisit
U
دوباره ملاقات کردن
reinstated
U
دوباره برقرار کردن
reactivated
U
دوباره فعال کردن
reoccupy
U
دوباره اغاز کردن
revisited
U
دوباره ملاقات کردن
reengage
U
دوباره استخدام کردن
reactivates
U
دوباره فعال کردن
revising
U
دوباره چاپ کردن
reactivate
U
دوباره فعال کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com