English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rebind U دوباره صحافی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to bind a book U صحافی کردن یک کتاب
bindings U صحافی کردن به هم بستن
binding U صحافی کردن به هم بستن
binds U چسباندن صحافی کردن ودوختن
bind U چسباندن صحافی کردن ودوختن
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
binding U انقیاد صحافی
in quires U صحافی نشده
offsetting U حاشیه صحافی
in sheets U صحافی نشده
bookbinding U صحافی کتاب
bindings U انقیاد صحافی
bookbindery U کارخانه صحافی
bindery U موسسه صحافی
offset U حاشیه صحافی
bibliopegy U هنر صحافی کتب
solute U صحافی نشده بهم نپیوسته
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
brochure U کتاب کوچک صحافی نشده که گاهی جلدکاغذی دارد
brochures U کتاب کوچک صحافی نشده که گاهی جلدکاغذی دارد
skiver U چرم نازک شده پوست گوسفند تیماج صحافی وغیره
bock U یکنوع چرم پوست گوسفند که برای صحافی بکار میرود تیماج
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
replenished U دوباره پر کردن
replenish U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
revisited U دوباره ملاقات کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
recollected U دوباره جمع کردن
re strain U دوباره صاف کردن
re sort U دوباره جور کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
reinstate U دوباره برقرار کردن
reinstated U دوباره برقرار کردن
reinstates U دوباره برقرار کردن
revisit U دوباره ملاقات کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
recollects U دوباره جمع کردن
reinstating U دوباره برقرار کردن
recommit U دوباره زندان کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
re paving U دوباره فرش کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
re establish U دوباره برپا کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
back fill U عمل دوباره پر کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
regain U دوباره تصرف کردن
regains U دوباره تصرف کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
regained U دوباره تصرف کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
re form U دوباره درست کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
re export U دوباره صادر کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
republish U دوباره منتشر کردن
reopening U دوباره باز کردن
reopened U دوباره باز کردن
republish U دوباره چاپ کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
reopen U دوباره باز کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
reopens U دوباره باز کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
restart U روشن کردن دوباره
redefining U دوباره تعریف کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
resorb U دوباره جذب کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
reforge U دوباره جعل کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
recollect U دوباره جمع کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
cold start U دوباره روشن کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
reimport U دوباره وارد کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
relive U دوباره تجربه کردن
relives U دوباره تجربه کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
revise U دوباره چاپ کردن
revises U دوباره چاپ کردن
reconditions U دوباره درست کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
revising U دوباره چاپ کردن
recondition U دوباره درست کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com