English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
recommit U دوباره زندان کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
lockup U زندان کردن
imprison U زندان کردن
imprisoning U زندان کردن
cans U زندان کردن
canning U زندان کردن
can U زندان کردن
lockups U زندان کردن
prisons U زندان کردن
prison U زندان کردن
imprisons U زندان کردن
breakaway U شکستن خط محاصره شکستن بند زندان فرار از زندان
To beak jail . U از زندان فرار کردن
run (someone) in <idiom> U به زندان بردن ،دستگیر کردن
quad U زندانی کردن در زندان افکندن
quads U زندانی کردن در زندان افکندن
to release U آزاد کردن [رها کردن ] [از زندان]
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenish U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rewire U دوباره سیمکشی کردن
revise U دوباره چاپ کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
resorb U دوباره جذب کردن
reinstated U دوباره برقرار کردن
cold start U دوباره روشن کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
restart U روشن کردن دوباره
retry U دوباره محاکمه کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
reinstate U دوباره برقرار کردن
back fill U عمل دوباره پر کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
revises U دوباره چاپ کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
revising U دوباره چاپ کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
republish U دوباره منتشر کردن
republish U دوباره چاپ کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
regained U دوباره تصرف کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
revisit U دوباره ملاقات کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
reopen U دوباره باز کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
regain U دوباره تصرف کردن
relive U دوباره تجربه کردن
relived U دوباره تجربه کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
reopened U دوباره باز کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
retranslate U دوباره ترجمه کردن
reinstates U دوباره برقرار کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
recollect U دوباره جمع کردن
recollected U دوباره جمع کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
reopening U دوباره باز کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
regains U دوباره تصرف کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
reopens U دوباره باز کردن
recollects U دوباره جمع کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
reinstating U دوباره برقرار کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
recondition U دوباره درست کردن
re strain U دوباره صاف کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
reconditions U دوباره درست کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
re export U دوباره صادر کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reimport U دوباره وارد کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
reforge U دوباره جعل کردن
re form U دوباره درست کردن
relives U دوباره تجربه کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
re establish U دوباره برپا کردن
re sort U دوباره جور کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com