Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
recondition
U
دوباره درست کردن
reconditioned
U
دوباره درست کردن
reconditions
U
دوباره درست کردن
re form
U
دوباره درست کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
Other Matches
reprouducible
U
دوباره درست کردنی
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
tempered
U
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
U
درست ساختن درست خمیر کردن
temper
U
درست ساختن درست خمیر کردن
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
meets
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
intersection
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joined
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
and
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
joins
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
conjunctions
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
assertion
U
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
disjunction
U
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
unions
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
false
U
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
alternation
U
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
union
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunction
U
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
tempering (metallurgy)
U
بازپخت
[سخت گردانی]
[دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن]
[فلز کاری]
revamped
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp
U
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking
U
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenish
U
دوباره پر کردن
refreshed
U
دوباره پر کردن
refresh
U
دوباره پر کردن
replenishes
U
دوباره پر کردن
replenishing
U
دوباره پر کردن
replenished
U
دوباره پر کردن
refilled
U
دوباره پر کردن
refills
U
دوباره پر کردن
refilling
U
دوباره پر کردن
refill
U
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
U
دوباره چک کردن
refreshes
U
دوباره پر کردن
gather
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
gathered
U
و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reimport
U
دوباره وارد کردن
reinstall
U
دوباره برقرار کردن
reinsure
U
دوباره بیمه کردن
reexamine
U
دوباره امتحان کردن
reinterpret
U
دوباره تفسیر کردن
recalculate
U
دوباره حساب کردن
revalue
U
دوباره ارزیابی کردن
recommit
U
دوباره زندان کردن
recompose
U
دوباره انشاء کردن
redistributed
U
دوباره پخش کردن
reasure
U
دوباره بیمه کردن
re-examine
U
دوباره بازپرسی کردن
reengage
U
دوباره استخدام کردن
reemploy
U
دوباره استخدام کردن
reassociate
U
دوباره متحد کردن
revaluing
U
دوباره ارزیابی کردن
remarry
U
دوباره عروسی کردن
remarries
U
دوباره عروسی کردن
remarried
U
دوباره عروسی کردن
reforge
U
دوباره جعل کردن
reassociate
U
دوباره معاشرت کردن
redistributing
U
دوباره پخش کردن
re examine
U
دوباره بازپرسی کردن
rejuveoize
U
دوباره جوان کردن
revalues
U
دوباره ارزیابی کردن
revalued
U
دوباره ارزیابی کردن
redistributes
U
دوباره پخش کردن
remonetize
U
دوباره رایج کردن
renegotiate
U
دوباره مذاکره کردن
reuse
U
دوباره استفاده کردن
redeliver
U
دوباره مستخلص کردن
regarding
U
دوباره تسطیح کردن
redeveloped
U
دوباره پیشرفته کردن
reappraise
U
دوباره ارزیابی کردن
redevelop
U
دوباره پیشرفته کردن
reappraised
U
دوباره ارزیابی کردن
reappraises
U
دوباره ارزیابی کردن
retry
U
دوباره ازمایش کردن
retry
U
دوباره محاکمه کردن
reactivate
U
دوباره فعال کردن
restart
U
روشن کردن دوباره
reappraising
U
دوباره ارزیابی کردن
reactivating
U
دوباره فعال کردن
reactivated
U
دوباره فعال کردن
resorb
U
دوباره جذب کردن
revalidate
U
دوباره پادار کردن
reoccupy
U
دوباره اغاز کردن
re-examined
U
دوباره بازپرسی کردن
redistribute
U
دوباره پخش کردن
redevelops
U
دوباره پیشرفته کردن
re-examines
U
دوباره بازپرسی کردن
reinstated
U
دوباره برقرار کردن
reorder
U
دوباره مرتب کردن
re-examining
U
دوباره بازپرسی کردن
republish
U
دوباره چاپ کردن
republish
U
دوباره منتشر کردن
rewake
U
دوباره بیدار کردن
redeveloping
U
دوباره پیشرفته کردن
retrocede
U
دوباره واگذار کردن
retransmit
U
دوباره مخابره کردن
retranslate
U
دوباره ترجمه کردن
reactivates
U
دوباره فعال کردن
reschedules
U
دوباره برنامهریزی کردن
revisits
U
دوباره ملاقات کردن
redirect
U
دوباره راهنمایی کردن
rejuvenate
U
دوباره جوان کردن
regaining
U
دوباره تصرف کردن
rejuvenated
U
دوباره جوان کردن
rejuvenates
U
دوباره جوان کردن
rejuvenating
U
دوباره جوان کردن
re export
U
دوباره صادر کردن
rebind
U
دوباره صحافی کردن
revisited
U
دوباره ملاقات کردن
regains
U
دوباره تصرف کردن
reorganises
U
دوباره متشکل کردن
redirects
U
دوباره راهنمایی کردن
redirecting
U
دوباره راهنمایی کردن
revise
U
دوباره چاپ کردن
reorganised
U
دوباره متشکل کردن
redirected
U
دوباره راهنمایی کردن
revisit
U
دوباره ملاقات کردن
retake
U
دوباره تسخیر کردن
reopens
U
دوباره باز کردن
re establish
U
دوباره تاسیس کردن
re establish
U
دوباره برپا کردن
resurfaces
U
دوباره روکاری کردن
retaken
U
دوباره تسخیر کردن
rewires
U
دوباره سیمکشی کردن
retakes
U
دوباره تسخیر کردن
rewired
U
دوباره سیمکشی کردن
retaking
U
دوباره تسخیر کردن
rebuilds
U
دوباره ساختمان کردن
rebuild
U
دوباره ساختمان کردن
resurfaced
U
دوباره روکاری کردن
resurface
U
دوباره روکاری کردن
rewiring
U
دوباره سیمکشی کردن
rescheduling
U
دوباره برنامهریزی کردن
regained
U
دوباره تصرف کردن
reproducing
U
دوباره چاپ کردن
revisiting
U
دوباره ملاقات کردن
reproduces
U
دوباره چاپ کردن
reproduced
U
دوباره چاپ کردن
regain
U
دوباره تصرف کردن
reproduce
U
دوباره چاپ کردن
rewire
U
دوباره سیمکشی کردن
reorganising
U
دوباره متشکل کردن
recollected
U
دوباره جمع کردن
re paving
U
دوباره فرش کردن
rephrased
U
دوباره عبارتبندی کردن
rephrases
U
دوباره عبارتبندی کردن
recollects
U
دوباره جمع کردن
reorganizing
U
دوباره متشکل کردن
re sort
U
دوباره جور کردن
reinstate
U
دوباره برقرار کردن
re strain
U
دوباره صاف کردن
rephrase
U
دوباره عبارتبندی کردن
relive
U
دوباره تجربه کردن
recollect
U
دوباره جمع کردن
recollecting
U
دوباره جمع کردن
reinstating
U
دوباره برقرار کردن
relived
U
دوباره تجربه کردن
relives
U
دوباره تجربه کردن
reliving
U
دوباره تجربه کردن
back fill
U
عمل دوباره پر کردن
reinstates
U
دوباره برقرار کردن
redefine
U
دوباره تعریف کردن
rephrasing
U
دوباره عبارتبندی کردن
reopen
U
دوباره باز کردن
reopening
U
دوباره باز کردن
revises
U
دوباره چاپ کردن
rescheduled
U
دوباره برنامهریزی کردن
reorganize
U
دوباره متشکل کردن
cold start
U
دوباره روشن کردن
reschedule
U
دوباره برنامهریزی کردن
oversrike
U
دوباره چاپ کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com