English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rallied U دوباره جمع اوری کردن
rallies U دوباره جمع اوری کردن
rally U دوباره جمع اوری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
reintegrate U دوباره جمع اوری ومتحد کردن
Other Matches
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
proteranthy U گل اوری قبل از برگ اوری
canvasses U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing U جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
innovated U نو اوری کردن
innovating U نو اوری کردن
innovates U نو اوری کردن
innovate U نو اوری کردن
muster U جمع اوری کردن
culled U جمع اوری کردن
cull U جمع اوری کردن
massing U جمع اوری کردن
culling U جمع اوری کردن
culls U جمع اوری کردن
mustering U جمع اوری کردن
raking U جمع اوری کردن
to get in U جمع اوری کردن
rake U جمع اوری کردن
compiled U جمع اوری کردن
mustered U جمع اوری کردن
marshalling U جمع اوری کردن
collects U جمع اوری کردن
recovers U جمع اوری کردن
collect U جمع اوری کردن
get in U جمع اوری کردن
to round up U جمع اوری کردن
recovering U جمع اوری کردن
compiles U جمع اوری کردن
marshall U جمع اوری کردن
musters U جمع اوری کردن
round on U جمع اوری کردن
rakes U جمع اوری کردن
collections U جمع اوری کردن
collection U جمع اوری کردن
mass U جمع اوری کردن
compiling U جمع اوری کردن
collecting U جمع اوری کردن
to beat up for U جمع اوری کردن
to put in mind U یاد اوری کردن
recover U جمع اوری کردن
masses U جمع اوری کردن
compile U جمع اوری کردن
roll up U جمع اوری کردن تاسیسات
scrounging U علیق جمع اوری کردن
convocate U احضارکردن جمع اوری کردن
raise money U جمع اوری کردن پول
deposit collection U جمع اوری کردن زباله ها
scrounges U علیق جمع اوری کردن
scrounged U علیق جمع اوری کردن
vernalize U میوه اوری را تسریع کردن
scrounge U علیق جمع اوری کردن
mustering U احضار کردن جمع اوری کردن
mustered U احضار کردن جمع اوری کردن
musters U احضار کردن جمع اوری کردن
muster U احضار کردن جمع اوری کردن
to gather up U جمع اوری کردن اماده کردن
levies U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaping U جمع اوری کردن بدست اوردن
levied U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
reaps U جمع اوری کردن بدست اوردن
grabble U پهن نشستن جمع اوری کردن
reaped U جمع اوری کردن بدست اوردن
reap U جمع اوری کردن بدست اوردن
ingross U تحریر کردن جمع اوری نیروها
stack U جمع اوری و منظم کردن وسایل
ingross U جمع اوری کردن نیروی خودی
stacks U جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked U جمع اوری و منظم کردن وسایل
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
canvass U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
canvasses U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
interview U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviews U مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
canvassing U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
formulation U تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
to give U پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
canvassed U برای جمع اوری اراء فعالیت کردن
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
refreshed U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
replenishes U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
refill U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
replenish U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
refresh U دوباره پر کردن
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reorganises U دوباره متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reforge U دوباره جعل کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
recollected U دوباره جمع کردن
recollect U دوباره جمع کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
recollects U دوباره جمع کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
re establish U دوباره برپا کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
rewire U دوباره سیمکشی کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
re export U دوباره صادر کردن
re form U دوباره درست کردن
revising U دوباره چاپ کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
re strain U دوباره صاف کردن
re sort U دوباره جور کردن
re paving U دوباره فرش کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
relives U دوباره تجربه کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
relive U دوباره تجربه کردن
relived U دوباره تجربه کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
republish U دوباره چاپ کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com