Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 261 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gearshift
U
دنده عوض کن
gearshifts
U
دنده عوض کن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rougher
U
دنده دنده کننده
rack
U
چرخ دنده دار
racked
U
چرخ دنده دار
racks
U
چرخ دنده دار
wracked
U
چرخ دنده دار
wracks
U
چرخ دنده دار
reverse gear
U
دنده معکوس
reverse gears
U
دنده معکوس
sheath
U
تیزی دنده
sheaths
U
تیزی دنده
ratchet
U
ضامن چرخ دنده
ratchets
U
ضامن چرخ دنده
ratchets
U
اچار جغجغهای دنده جغجغهای
ribbed
U
دنده دار
grooved
U
دنده دار
drive
U
دنده
drives
U
دنده
timber
U
دنده عرضی
camshaft
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
U
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
slat
U
دنده ها
slats
U
دنده ها
clobber
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers
U
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
strict
U
یک دنده
stricter
U
یک دنده
strictest
U
یک دنده
pinion
U
چرخ دنده جناحی
pinion
U
جرخ دنده
pinion
U
دنده هرزه گرد
pinion
U
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning
U
چرخ دنده جناحی
pinioning
U
جرخ دنده
pinioning
U
دنده هرزه گرد
pinioning
U
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions
U
چرخ دنده جناحی
pinions
U
جرخ دنده
pinions
U
دنده هرزه گرد
pinions
U
دنده پینیون دنده لایتناهی
gearshift
U
میله دنده
gearshifts
U
میله دنده
frame
U
قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
frame
U
دنده عرضی
stave
U
دنده بشکه
hob
U
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
hobs
U
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
rib
U
دنده
rib
U
تکه گوشت دنده دار
rib
U
دنده دار کردن
rib
U
گوشت دنده
rib
U
هرچیز شبیه دنده
rib
U
دنده میله
cog
U
دنده چرخ
cogs
U
دنده چرخ
thread
U
دنده دار کردن مارپیچ
thread
U
دنده پیچ
threads
U
دنده دار کردن مارپیچ
threads
U
دنده پیچ
transmission
U
جعبه دنده
transmissions
U
جعبه دنده
longitudinal
U
دنده طولی
gear
دنده
gear
چرخ دنده
gear
مجموع چرخهای دنده دار
gear
U
پوشش دنده دار
gear
U
جعبه دنده
geared
U
دنده
geared
U
چرخ دنده
geared
U
مجموع چرخهای دنده دار
geared
U
پوشش دنده دار
geared
U
جعبه دنده
gears
U
دنده
gears
U
چرخ دنده
gears
U
مجموع چرخهای دنده دار
gears
U
پوشش دنده دار
gears
U
جعبه دنده
gearbox
U
جعبه دنده
gearboxes
U
جعبه دنده
gearing
U
جعبه دنده
nut
U
چرخ دنده ساعت
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
automatic hobbing machine
U
ماشین فرز چرخ دنده مارپیچی خودکار
back gear
U
یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft
U
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
base pitch
U
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
bendix
U
دنده بندیکس
bendix
U
دنده استارت
bevel gear
U
دنده مورب
bevel gear
U
دنده کرامویل
bevel gear
U
چرخ دنده مخروطی
bevel gear drive
U
جعبه دنده مخروطی
bevel gear generator
U
ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gearing
U
گیربکس دنده مخروطی
boring bit
U
چرخ دنده داخل گرد
cogwheel
U
چرخ دنده
compasition gear
U
چرخ دنده مرکب
contact backlash
U
دنده کور تماس
Other Matches
ungear
U
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
spur gear
U
دنده مهمیزی دنده خاردار
epicyclic transmission
U
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
oil gear
U
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket
U
دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
costa
U
دنده
dependum
U
ته دنده
spare ribs
U
سر دنده
hard-nosed
U
یک دنده
geap
U
دنده
gear level
U
دسته دنده
gear cutter
U
دنده تراش
shifting lever
U
دسته دنده
gear case
U
جعبه دنده
planetary gear
U
دنده خورشیدی
pinwheel
U
چرخ دنده
jackshaft
U
دنده عقب
jackshaft
U
دنده دو در اتومبیل
low gear
U
دنده کندکن
gear wheel
U
چرخ دنده
cramwheel
U
دنده مخروطی
worm gear
U
دنده مورب
worm gear
U
دنده مارپیچی
cramwheel
U
دنده کرامویل
high speed
U
دنده سریع
steering gear
U
دنده سکان
dependum angle
U
زاویه ته دنده
spareribs
U
گوشت دنده
drive mechanism
U
جعبه دنده
steering gear
U
دنده فرمان
french chop
U
گوشت دنده
spur gear
U
دنده ملخی
sprocket
U
دنده زنجیر
toothed wheel
U
چرخ دنده
wheelwork
U
چرخ دنده
gear box
U
جعبه دنده
laticostate
U
دنده پهن
transmission case
U
جعبه دنده
top radius
U
گردی سر دنده
external thread
U
دنده خارجی
gear wheels
U
چرخ دنده ها
ratchet
U
دنده جغجغه ای
stick shift
U
دسته دنده
cross-rib
U
دنده ی قوس
cogged wheel
U
چرخ دنده
cog wheel
U
چرخ دنده
gearwheels
U
چرخ دنده ها
cogwheels
U
چرخ دنده ها
cog wheels
U
چرخ دنده ها
cogged wheels
U
چرخ دنده ها
gearwheel
U
چرخ دنده
cog
[cogwheel]
U
چرخ دنده
chop
U
گوشت دنده
planetary gear
U
چرخ دنده سیارهای
precostal
U
واقع در پیش دنده ها
quick change gearbox
U
جعبه دنده نورتون
pull gear
U
چرخ دنده بالابر
hoisting gear
U
چرخ دنده بالابر
rachet
U
ضامن چرخ دنده
planetary gear
U
جعبه دنده خورشیدی
get up on the wrong side of the bed
<idiom>
U
از دنده چپ بلند شدن
worm wheel
U
چرخ دنده حلزونی
inside thread
U
دنده داخلی قلاویز
it serves him right
U
دنده اش هم نرم شود
pair of gears
U
زوج چرخ دنده
spare ribs
U
گوشت دنده با استخوان
magnetic gear shift
U
دسته دنده مغناطیسی
reduction gear
U
چرخ دنده کاهنده
riblet
U
انتهای دنده گوسفند
gear shift
U
دسته دنده اتومبیل
transmission gear
U
چرخ دنده انتقال
tumble gear
U
چرخ دنده واسطه
cross-springer
U
[دنده اریب در طاق]
step up gear
U
چرخ دنده افزاینده
sun gear
U
چرخ دنده خورشیدی
tricostate
U
سه دندهای دارای سه دنده
transmission oil
U
روغن جعبه دنده
gear lever
U
دسته دنده اتومبیل
starter gear ring
U
چرخ دنده استارتر
sawtooth wave
U
موج دنده ارهای
gear box
U
جعبه دنده گیرباکس
short ribs
U
گوشت با استخوان دنده
worm wheel
U
دنده کرمی شکل
steering gear
U
جعبه دنده فرمان
worm gear
U
چرخ دنده حلزونی
gear stick
U
دسته دنده اتومبیل
transmission grease
U
گریس جعبه دنده
four gear drive
U
گیربکس چهار دنده
crown gear
U
چرخ دنده محدب
gear assembly
U
مجموعه چرخ دنده ها
gear case
U
پوسته جعبه دنده
gear change box
U
جعبه تعویض دنده
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
eight speed gear drive
U
گیربکس هشت دنده
driving gear
U
چرخ دنده محرک
differential gear
U
دنده عقب اتومبیل
controlled stick steering
U
دسته دنده خودکار
gear friction
U
اصطکاک چرخ دنده
gear quadrant
U
ماهک جعبه دنده
gear transmission ratio
U
نسبت دنده گیربکس
helical gear
U
چرخ دنده حلزونی
gearbox position
U
وضعیت جعبه دنده
he broke his rib or something
U
دنده منده اش شکست
gear ratio
U
نسبت چره دنده ها
grub screw
U
میله دنده دار
high gear
U
دنده قوی خودرو
gear in
U
درگیری دو چرخ دنده
spiral gear
U
چرخ دنده حلزونی
tracery vault
U
طاق قوسی دنده دار
transmission oil pump
U
پمپ روغن جعبه دنده
transmission ratio
U
نسبت تبدیل جعبه دنده
worm transmission
U
گیربکس با چرخ دنده حلزونی
worm gear mechanism
U
مکانیزم چرخ دنده حلزونی
to gear up
U
باعوض کردن دنده تندکردن
change down
U
به دنده سنگین حرکت کردن
speedometer multiplier
U
چرخ دنده سرعت سنج
speed reduction gear
U
جعبه دنده کاهنده سرعت
gear blank
U
چرخ دنده کار نکرده
planet wheel
U
چرخ دنده چرخان بدورمحور
gear friction losses
U
تلفات اصطکاکی جعبه دنده
gear grinder
U
ماشین پرداخت چرخ دنده
reduction gear
U
جعبه دنده کاهنده سرعت
fixie bicycle
[fixie , one-gear bike without brakes]
U
دوچرخه تک دنده
[با چرخ آزاد]
epicyclic transmission
U
جعبه دنده اپی سیکلیک
to gear down
U
باعوض کردن دنده کندکردن
timing gear
U
چرخ دنده میل بادامک
throwin
U
در دنده انداختن تزریق کردن
crank gear
U
چرخ دنده سر میل لنگ
reduction gear
U
جعبه دنده تبدیل سرعت
gearbox flange
U
لبه برامده جعبه دنده
steering column gear change
U
اتصال چرخ دنده فرمان
helical tooth bevel gear
U
چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
gearbox stud
U
محور کوچک داخل جعبه دنده
piv variable speed transmission
U
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
roller drive
U
مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
gear guard
U
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear arrangment
U
نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
steering worm sector
U
چرخ دنده حلزونی قطاعی فرمان
he ia as leanas a rake
U
ازلاغری دنده هایش رامیتوان شمرد
worm and sector sleering
U
چرخ دنده ی حلزونی و قطاع فرمان
fixed-gear bicycle
U
دوچرخه دنده ثابت
[بدون چرخ آزاد]
ribby
U
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
The car is in the reverse gear.
U
اتو موبیل توی دنده عقب است
mutton chop
U
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
cremorne
U
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
cremone
U
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
flitch
U
دنده خوک نمک زده وخشک کرده
sprocket
U
دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
espangnolette
U
[پنجره لولا دار با چرخ دنده های کوچک]
gear cluster
U
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear ratio
U
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
pitch line
U
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
idler wheel
U
چرخ یا دنده چرخندهای که حرکت را به چرخ دیگری انتقال میدهد
shifting lever
U
اهرم دسته دنده اهرم حرکت در سمت
intercostal
U
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
idle wheel
U
دنده چرخ رابط بین دو چرخ
worm gear
U
دنده حلزونی پیچ حلزونی
crank starter
U
درگیری فالایویل و چرخ دنده میل لنگ راه انداز میل لنگ
control stick
U
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com