Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bellows
U
دم دستی
ready use
U
دم دستی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
scanner
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
U
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
manual
U
دستی
manual
U
کتاب دستی نظامنامه
manual
U
دستور رزمی دستی سیستم دستی
portable
U
دستی
skill
U
چیره دستی
skill
U
استادی زبر دستی
snips
U
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
javelin
U
نیزه دستی سبک
puck
U
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks
U
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
commode
U
چارپایه زیرمستراح دستی
commodes
U
چارپایه زیرمستراح دستی
handbill
U
اگهی دستی
handbills
U
اگهی دستی
handmade
U
دستی
barrow
U
چرخ دستی چرخ دوره گردها
barrows
U
چرخ دستی چرخ دوره گردها
smack
U
کف دستی زدن
smacked
U
کف دستی زدن
smacks
U
کف دستی زدن
manually
U
بصورت دستی
craft
U
کشتی وسیله سرگرمی هنر دستی قایق
crafts
U
کشتی وسیله سرگرمی هنر دستی قایق
handier
U
دستی
handiest
U
دستی
handy
U
دستی
mouse
U
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mouses
U
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
paddle
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddled
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddles
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddling
U
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
circumvent
U
باحیله پیش دستی کردن
circumvented
U
باحیله پیش دستی کردن
circumventing
U
باحیله پیش دستی کردن
circumvents
U
باحیله پیش دستی کردن
cane
U
چوب دستی
caned
U
چوب دستی
canes
U
چوب دستی
caning
U
چوب دستی
wheelbarrow
U
چرخ دستی فرقان
wheelbarrow
U
با چرخ دستی یا چرخ خاک کشی حمل کردن
wheelbarrows
U
چرخ دستی فرقان
wheelbarrows
U
با چرخ دستی یا چرخ خاک کشی حمل کردن
trolley
U
چرخ دستی مامورتنظیف
trolleys
U
چرخ دستی مامورتنظیف
backhand
U
پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
backhands
U
پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
wand
U
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands
U
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
stave
U
بشکل چوب دستی یاچماق وغیره دراوردن
sideboard
U
میز دم دستی
sideboards
U
میز دم دستی
awkwardly
U
از روی خام دستی یا ناشی گری
pallet
U
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallets
U
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
cramp
U
پیچ دستی درودگری
cramps
U
پیچ دستی درودگری
handbook
U
کتاب دستی
handbooks
U
کتاب دستی
handicraft
U
پیشه دستی
handicraft
U
صنعت دستی
handicraft
U
کار دستی
handicraft
U
هنر دستی
handicraft
U
صنعت دستی حرفه
handcart
U
ارابه دستی
handcart
U
چرخ دستی
handcarts
U
ارابه دستی
handcarts
U
چرخ دستی
organ grinder
U
نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinder
U
نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinders
U
نوازنده سیار ارگ دستی
single-handed
U
یک دستی
bungle
U
خام دستی
bungled
U
خام دستی
bungles
U
خام دستی
bungling
U
خام دستی
clumsiness
U
خام دستی
inexperience
U
خام دستی
naivety
U
بی ریایی خام دستی
handicrafts
U
صنایع دستی
Jim Crow
U
ریل خم کن دستی
pushcart
U
ارابه دستی
pushcarts
U
ارابه دستی
generosity
U
خیر خواهی گشاده دستی
miseries
U
تهی دستی نکبت
misery
U
تهی دستی نکبت
longbow
U
اغراق گویی کمان دستی
longbows
U
اغراق گویی کمان دستی
gimlet
U
مته دستی
gimlets
U
مته دستی
gun
U
تلمبه دستی
guns
U
تلمبه دستی
forestall
U
پیش دستی کردن بر
forestalled
U
پیش دستی کردن بر
forestalls
U
پیش دستی کردن بر
semaphore
U
مخابره با پرچم دستی
concertina
U
ارغنون دستی
Other Matches
craft revolving fund
U
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
U
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
three handed
U
سه دستی
levorotation
U
چپ دستی
palmar
U
کف دستی
hand held
U
دستی
hand made
U
دستی
left handedness
U
چپ دستی
hand held computer
U
کامپیوتر دستی
hand organ
U
ارگ دستی
hand operated chuck
U
سه نظام دستی
hand molding shop
U
قالبریزی دستی
hand molding
U
قالبریزی دستی
hand reamer
U
کوبه دستی
hand mill
U
اسیاب دستی
hand receipt
U
رسید دستی
hand roller
U
غلطک دستی
push cart
U
چرخ دستی
handsaw
U
اره دستی
handlist
U
فهرست دستی
handhold
U
گیره دستی
handbell
U
زنگ دستی
hand wheel
U
چرخ دستی
hand vise
U
گیره دستی
hand torch
U
مشعل دستی
hand tool
U
ابزار دستی
handwheel
U
چرخ دستی
hand saw
U
اره دستی
handwork
U
دستی دستکاری
hand grenade
U
نارنجک دستی
foozle
U
خام دستی
fly sheet
U
اعلانات دستی
fly bill
U
اگهی دستی
fly bill
U
اعلان دستی
eye glass
U
عینک دستی
end table
U
میزکوچک دم دستی
dump barrow
U
حرخ دستی
dug well
U
چاه دستی
string hand
U
دستی که زه را می کشد
drawing hand
U
دستی که زه را می کشد
door bundle
U
بارهای دستی
desk checking
U
بررسی دستی
gaucherie
U
خام دستی
go devil
U
ارابه دستی
portable drill
مته دستی
hand drill
مته دستی
hand crane
U
بارانگیز دستی
hand crane
U
جرثقیل دستی
hand compaction
U
تراکم دستی
hand compaction
U
توپرسازی دستی
hand cart
U
چرخ دستی
hand cart
U
ارابه دستی
hand power winch
U
جراثقال دستی
hand cable winch
U
جراثقال دستی
hand brake
U
ترمز دستی
hand augger
U
مته دستی
hand lade
U
پاتیل دستی
hang-gliding
U
گلایدر دستی
handbags
U
کیف دستی
handbag
U
کیف دستی
tommy gun
U
مسلسل دستی
tin snips
U
قیچی دستی
submachinegun
U
مسلسل دستی
staff gauge
U
اشل دستی
side board
U
میز دم دستی
right handedness
U
راست دستی
quern
U
اسیاب دستی
post hole auger
U
مته دستی
stick shift
U
دندهی دستی
stick shifts
U
دندهی دستی
hand knot
U
گره دستی
trial balloon
<idiom>
U
یک دستی زدن
manual focusing knob
U
دکمهزوم دستی
egg beater
همزن دستی
sub-machine guns
U
تیربار دستی
sub-machine guns
U
مسلسل دستی
sub-machine gun
U
تیربار دستی
sub-machine gun
U
مسلسل دستی
portable weir
U
سرریز دستی
portable receiver
U
رادیوی دستی
manual labour
U
امضای دستی
manual input
U
ورودی دستی
manual exchange
U
مرکز دستی
manual cutout
U
افتامات دستی
manual controller
U
نافم دستی
manual control
U
کنترل دستی
manual adjustment
U
تنطیم دستی
made ground
U
خاک دستی
long bow
U
کمان دستی
line hand
U
دستی که نخ را می کشد
light fingers
U
چابک دستی
manual operation
U
عمل دستی
manual operation
U
عملیات دستی
portable instrument
U
سنجه دستی
hand lever
U
اهرم دستی
paving beetle
U
تخماق دستی
nimble fingers
U
چابک دستی
nattiness
U
زبر دستی
mill file
U
سوهان دستی
manula shifting
U
اتصال دستی
manual skills
U
مهارتهای دستی
manual skill
U
مهارت دستی
manual ringing
U
زنگ دستی
manual pinion shift
U
استارت دستی
manual override
U
القای دستی
crank handle
U
اهرم دستی
concertinaed
U
ارغنون دستی
concertinaing
U
ارغنون دستی
adeptly
U
زبر دستی
cold link
U
پیوند دستی
carpenter's clamp
U
پیچ دستی
attache case
U
کیف دستی
bull horn
U
بلندگوی دستی
bitstock
U
مته دستی
alggardness
U
کند دستی
adeptness
U
زبر دستی
concertinas
U
ارغنون دستی
close fistedness
U
خشک دستی
paracaisson
U
گاری مهمات کش دستی
largess
U
گشاده دستی بخشیدگی
palmograph
U
خستگی نگار دستی
laptop computer
U
کامپیوتر دستی یا کیفی
pilot's trace
U
کالک دستی خلبان
portable appliance
U
وسیله برقی دستی
bear hug
U
دو دستی بغل کردن
hanging ladder
U
چوب بست دستی
lubber
U
خام دستی کردن
manual lever control
U
کنترل اهرم دستی
throttle hand lever
U
اهرم دستی گازی
manual recalculation
U
محاسبه مجدد دستی
swagger stick
U
چوب دستی کوچک
manipulatory
U
وابسته بکارهای دستی
manipular
U
وابسته بکارهای دستی
maulstick
U
زیر دستی دستگیره
mahlstick
U
زیر دستی دستگیره
trolly
U
چرخ دستی مامورتنظیف
spindling
U
چرخش دیسک دستی
foozle
U
باخام دستی زدن
rough draw
U
سر دستی طرح کردن
naivete
U
بی ریایی خام دستی
nattily
U
ازروی زبر دستی
wood auger
U
مته دستی چوب
portable electric tool
U
ابزار الکتریکی دستی
hand brake lever
U
اهرم ترمز دستی
go devil
U
ماشین بذرپاش دستی
hand calculator
U
ماشین حساب دستی
winch
U
دسته درآسیاب دستی
hand bag
U
کیف دستی خانم ها
hand advance
U
میزان کردن دستی
down hand welding
U
جوشکاری پایین دستی
equipment bag
U
ساک دستی بازیگر
bassinet
U
درشکه دستی بچگانه
free head grinding
U
سنگ زنی دستی
get round
U
پیش دستی کردن بر
arts and crafts
U
هنرهای تجسمی و دستی
hand operated molding machine
U
دستگاه قالبریزی دستی
hand plane
U
رنده کردن دستی
hand screw press
U
پرس پیحی دستی
hand selector switch
U
سوئیچ سلکتور دستی
handie talkie
U
فرستنده دستی کوچک
bear hugs
U
دو دستی بغل کردن
handy billy
U
پمپ دستی کوچک
hand lever operated grease gun
U
تلمبه دستی گریس
hand lead
U
بولت ژرفایاب دستی
hand loom
U
دستگاه بافندگی دستی
hand lead
U
عمق یاب دستی
pallet truck
U
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
lifting cart
U
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
pallet jack
U
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
staddle
U
چوب دستی تکیه گاه
tinner's snip
U
قیحی ورق بری دستی
score off a person
U
بر کسی پیش دستی کردن
In capital(block)letters.
U
با حرف بزرگ ؟( دستی یا چاپ؟ )
score a person
U
بر کسی پیش دستی کردن
handie talkie
U
رادیوی کوچک دستی ترانزیستوری
manual training
U
دوره اموزش هنرهای دستی
handbarrow
U
زنبه خاک کشی دستی
double keyway broach
U
مته دستی با جا خار دوبل
automatize
U
خودکار کردن یک وسیله دستی
melodion
U
یکجور ارگ دستی یا پایی
craftshop
U
کارگاه هنرهای دستی تفریحی
Where are the luggage trolleys?
U
چرخهای دستی حمل بار کجاست؟
artifici tooth
U
دندان مصنوعی یا ساختگی یاعملی یا دستی
graphic portfolio
U
نقشههای ترسیمی دستی زمینی یا دریایی
hand made brick
U
اجر ساخته شده با قالب دستی
rack control
U
نوعی کنترل پروازی غیر دستی
to pump somebody for information
<idiom>
U
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
to fish for information
<idiom>
U
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
melodeon
U
ارگ پایی یا دستی نوعی نی کوچک
Where are the luggage trolleys?
U
چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟
Where are the luggage trolleys?
U
چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟
jackhammer
U
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
tenon saw
U
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
without lifting a finger
U
بدون اینکه به چیزی دستی بزند
[اصطلاح روزمره]
aviation snips
U
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
land arm mode
U
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
to go one better
U
برکسی پیش دستی کردن روی دست کسی رفتن
dolly
U
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
serinette
U
ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
dollies
U
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com