Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
softening temperature
U
دمای نرم شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
ambient
U
متوسط دمای طبیعی اطراف یک وسیله
absolute boiling point
U
دمای جوش مطلق
absolute scale
U
مقیاس دمای مطلق
absolute temperature
U
دمای مطلق
absolute temperature scale
U
مقیاس دمای مطلق
air hardening
U
سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
ambient temperature
U
دمای محیط
aniline point
U
دمای انیلینی
annealing point
U
دمای تابکاری
annealing temperature
U
دمای تابکاری
approximate absolute temperature
U
دمای مطلق تقریبی
austempering
U
تغییرات فیزیکی که در دمای ثابت برای بدست اوردن باینات از استنیت انجام می گیرد
barrel temperature
U
دمای پاتیل
bayonet thermocouple probe
U
قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
blackbody temperature
U
دمای جسم سیاه
boyle's temperature
U
دمای بویل
brightness temperature
U
دمای درخشایی
brittle temperature
U
دمای شکنندگی
brittleness temperature
U
دمای شکنندگی
burn in
U
فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
celsius temperature scale
U
مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale
U
مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
compressor inlet temperature
U
دمای گازهای ورودی کمپرسور
condensed mercurytemperature
U
دمای جیوه متراکم
constant temperature pressure
U
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
creep strength at elevated temperatures
U
مقاومت خزشی در دمای بالا
critical isotherm
U
هم دمای بحرانی
critical isotherm
U
منحنی هم دمای بحرانی
critical temperature
U
دمای بحرانی
cryogenic memory
U
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
cryogenic temperature
U
دمای سرمازایی
curie point
U
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
curie temperature
U
دمای کوری
decarburizing
U
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
dry bulb temperature
U
دمای خشک مخزن
effective temperature
U
دمای موثر
equiviscous temperature
U
دمای همدوسندگی
exhaust gas temperature
U
دمای گاز خروجی
gamma transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
geothermal gradient
U
گرادیان دمای زمین
geothermal gradient
U
شیب دمای زمین
heat deflection temperature
U
دمای انحراف گرمایی
high temperature
U
دمای بالا
ice point
U
دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
icebox rivet
U
میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
internal temperature
U
دمای درونی
inversion temperature
U
دمای وارونگی
isothermal process
U
تحول در دمای ثابت
kelvin temperature
U
دمای کلوین
maximum temperature
U
دمای ماکزیمم
mixture temperature
U
دمای اختلاط
neel temperature
U
دمای نل
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
ntp
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
operating temperature
U
دمای عملیاتی
optimum temperature
U
دمای بهینه
rankin temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
rankine temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
reduced temprature
U
دمای کاهیده
reference junction
U
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
room temperature
U
دمای اتاق
rubbery transition temperature
U
دمای تبدیل لاستیکی
specific heat
U
دمای ویژه
standard condition
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
stp
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
t.g
U
دمای تبدیل شیشهای
thermodynamic temperature scale
U
مقیاس دمای ترمودینامیکی
thershold temperature
U
استانه دمای ذرات
total temperature
U
دمای کل
transition temperature
U
دمای تحول
transition temperature
U
دمای فراگذری
transition temperature
U
دمای تبدیل
wein law
U
طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
wet bulb temperature
U
دمای تر مخزن
white heat
U
دمای سفید
yield point at elevated temperatures
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
yield point at normal temperature
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com