Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
transition temperature
U
دمای فراگذری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
celsius temperature scale
U
مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
transience
U
فراگذری
transition point
U
نقطه فراگذری
centigrade temperature scale
U
مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
total temperature
U
دمای کل
neel temperature
U
دمای نل
equiviscous temperature
U
دمای همدوسندگی
white heat
U
دمای سفید
inversion temperature
U
دمای وارونگی
high temperature
U
دمای بالا
effective temperature
U
دمای موثر
curie temperature
U
دمای کوری
cryogenic temperature
U
دمای سرمازایی
critical temperature
U
دمای بحرانی
internal temperature
U
دمای درونی
kelvin temperature
U
دمای کلوین
wet bulb temperature
U
دمای تر مخزن
transition temperature
U
دمای تبدیل
transition temperature
U
دمای تحول
specific heat
U
دمای ویژه
room temperature
U
دمای اتاق
reduced temprature
U
دمای کاهیده
optimum temperature
U
دمای بهینه
operating temperature
U
دمای عملیاتی
mixture temperature
U
دمای اختلاط
maximum temperature
U
دمای ماکزیمم
critical isotherm
U
هم دمای بحرانی
boyle's temperature
U
دمای بویل
ambient temperature
U
دمای محیط
brightness temperature
U
دمای درخشایی
aniline point
U
دمای انیلینی
brittleness temperature
U
دمای شکنندگی
absolute temperature
U
دمای مطلق
annealing point
U
دمای تابکاری
annealing temperature
U
دمای تابکاری
brittle temperature
U
دمای شکنندگی
barrel temperature
U
دمای پاتیل
rankine temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
rankin temperature scale
U
مقیاس دمای رانکین
approximate absolute temperature
U
دمای مطلق تقریبی
condensed mercurytemperature
U
دمای جیوه متراکم
rubbery transition temperature
U
دمای تبدیل لاستیکی
softening temperature
U
دمای نرم شدن
absolute temperature scale
U
مقیاس دمای مطلق
t.g
U
دمای تبدیل شیشهای
thermodynamic temperature scale
U
مقیاس دمای ترمودینامیکی
thershold temperature
U
استانه دمای ذرات
absolute scale
U
مقیاس دمای مطلق
absolute boiling point
U
دمای جوش مطلق
isothermal process
U
تحول در دمای ثابت
exhaust gas temperature
U
دمای گاز خروجی
dry bulb temperature
U
دمای خشک مخزن
gamma transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
geothermal gradient
U
گرادیان دمای زمین
geothermal gradient
U
شیب دمای زمین
critical isotherm
U
منحنی هم دمای بحرانی
heat deflection temperature
U
دمای انحراف گرمایی
blackbody temperature
U
دمای جسم سیاه
yield point at normal temperature
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
creep strength at elevated temperatures
U
مقاومت خزشی در دمای بالا
compressor inlet temperature
U
دمای گازهای ورودی کمپرسور
yield point at elevated temperatures
U
نقطه تسلیم در دمای بالا
air hardening
U
سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
ambient
U
متوسط دمای طبیعی اطراف یک وسیله
ice point
U
دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
bayonet thermocouple probe
U
قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
cryogenic memory
U
رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
reference junction
U
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
burn in
U
فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
austempering
U
تغییرات فیزیکی که در دمای ثابت برای بدست اوردن باینات از استنیت انجام می گیرد
icebox rivet
U
میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
wein law
U
طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
curie point
U
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
constant temperature pressure
U
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
decarburizing
U
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
stp
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
ntp
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
normal temperature and pressure
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard condition
U
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com