English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
decalescence point U دمایی که در ان تغییر شکل کریستالی در فولاد صورت میگیرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cold rolling U عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
characteristic diagram for the steel U دیاگرام مشخصه فولاد دیاگرامی که تغییر شکلهای فولاد را برحسب مقادیرمشخصه تنشهای نظیر انهانشان میدهد
fusion reactor U راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
vitrifying U تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
design points U ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
hot test U تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
hangovers U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
naturally aspirated engine U موتور پیستونی بدون سوپرشارژر که ورود هوا به ان تحت فشار محیط صورت میگیرد
deformed reinforcing steel U فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
hung start U شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
critical raynold's number U عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
normative economics U اقتصاد اخلاقی اقتصاد رفاه که در ان قضاوت ارزشی صورت میگیرد
diabatic process U پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
stage payments U پرداختهای مرحلهای پرداختهای که در چند مرحله صورت میگیرد
transfiguring U تغییر صورت دادن
transfigures U تغییر صورت دادن
transfigured U تغییر صورت دادن
transfigure U تغییر صورت دادن
current U جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents U جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
dynamically U حرف کامپیوتری یا متن ویدیویی که در صورت لزوم تغییر میکند
fixes U برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
disposition U صورت بندی وضع گسترش موضع گرفتن تغییر مکان
fix U برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
dynamic U حرف کامپیوتری یا متن ویدیویی که در صورت لزوم تغییر میکند
pitches U دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitch U دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
alternating current U جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
carbon steel U فولاد کربن یا فولاد سخت
duble option U خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
crystal transducer U کریستالی
intercrystalline corrosion U خوردگی کریستالی
crystal lattic U شبکه کریستالی
crystal lattice U شبکه کریستالی
piezo electric loudspeaker U بلندگوی کریستالی
crystal pickup U پیک اپ کریستالی
crystal plane U سطح کریستالی
crystal set U اشکارساز کریستالی
crystal oscillator U نوسان ساز کریستالی
transistor U تقویت کننده کریستالی
transistors U تقویت کننده کریستالی
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
thermal U دمایی
crystalline structure U سازه بلوری ساختمان کریستالی
temperature correction U تصحیح دمایی
psychrometer U نمسنج دمایی
isothermal holding furnace U کوره هم دمایی
isothermal annealing U بازپخت هم دمایی
temperature saturation U اشباع دمایی
thermoregulation U تنظیم دمایی
thermoreceptor U گیرنده دمایی
thermanesthesia U بی حسی دمایی
filament saturation U اشباع دمایی
shift keys U که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift key U که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
centigrade temperature scale U اشل دمایی سانتیگراد
kelvin temperature scale U اشل دمایی کلوین
temperature stress U تنش حرارتی یا دمایی
rankin temperature scale U اشل دمایی رانکین
varite U مقاومتی با ضریب دمایی منفی
reaumur temperature scale U اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
liquid crystal display colour pigmented U صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
x cut crystal U کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
cloud point U دمایی که در ان مایع سردشونده شروع به کدر ومات شدن میکند
virtual temperature U دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
reversal temperature U دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
braze welding U جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
fully paid U که حقوق خودراتمام میگیرد
that right inheres in him U ان حق باو تعلق میگیرد
airy-fairy U کسی که خود را میگیرد
hydraulic cement U سیمانی که در زیر اب میگیرد
end strings U نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked U مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hooker U قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
lunt U کبریتی که بکندی اتش میگیرد
it is very easily done U بسیار اسان انجام میگیرد
candlelit U اتاقیا میزیکهبا شمعنور میگیرد
hookers U قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
the freak takes him U وسواس میگیردش وسواسش میگیرد
weaner U کسیکه بچه را از شیر میگیرد
all in contract U قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
heliograph U دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
aneroid U فشارسنجی که فشار مطلق رااندازه میگیرد
quantity allowance U تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
undertakers U کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
nursling U بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
bass clef U کلیدی که زیر f ومیان cقرار میگیرد
undertaking U کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertaker U کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
it is ridiculously small U بقدری کوچک است که ادم خنده اش میگیرد
kelson or keelson U کالبدزیرین کشتی که روی تیرحمال قرار میگیرد
quarterbacks U بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
quarterback U بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
sheet lighning U برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
plastic U تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
grandfather clocks U ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
outwork U قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
cross to bear/carry <idiom> U رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
disc U حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
discs U حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
indian giver U کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
grandfather clock U ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
governesses U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governess U زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
geomancer U کسیکه بادیدن خاک ریخته شده در روی زمین فال میگیرد
comas U پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
coma U پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
gantline U رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
working section U قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
bridged U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridges U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
group contracts U قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
bridge U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
perfect infinitive U مصدری که با اسم مفعول ساخته میشودو جای ماضی کامل را میگیرد
change over U تغییر روش تغییر رویه
changes U تغییر کردن تغییر دادن
change U تغییر کردن تغییر دادن
changing U تغییر کردن تغییر دادن
changed U تغییر کردن تغییر دادن
lighter aboard ship نحوه حمل سریع کالا که در آن دوبه و بار آن برروی کشتی قرار میگیرد
design strength U مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
cw system U سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
haulage U پولی که راه اهن بابت حمل ونقل قطارهای بیگانه در مسیر خود میگیرد
steel U فولاد
steeling U فولاد
steels U فولاد
steeled U فولاد
oxygen converter steel U فولاد ال دی
bevelled steel straight edge U فولاد کج بر
cementite U فولاد
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
quick opener U بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
toll steel U فولاد ابزار
engineering steel U فولاد مهندسی
electric steel U فولاد ابکاری
overblown steel U فولاد با دم زیاد
silicon steel U فولاد سیلیکاتی
magnet steel U فولاد مغناطیسی
machinery steel U فولاد ماشینی
free cutting steel U فولاد خوش تراش
refined steel U فولاد مصفا
shaped iron U فولاد نیمرخ
shear steel U فولاد قیچی
mild steel U فولاد نرم
merchant bar U فولاد تجارتی
manganese steel U فولاد منگان
quenching of steel U اب دادن فولاد
quenched and tempered steel U فولاد بهساخته
magnet steel U فولاد اهنربا
killed steel U فولاد کشته
forging grade steel U فولاد اهنگری
free cutting steel U فولاد اتومات
steel aloy U الیاژ فولاد
steel aloy U فولاد فشرده
high grade steel U فولاد قیمتی
steelwork U فولاد کاری
stainless steel U فولاد ضد زنگ
high speed steel U فولاد تندبر
hypo eutectoid steel U فولاد هیپواوتکتوئیدی
structrual steelwork U فولاد ساختمانی
structural steel U فولاد سازهای
structrual steelwork U فولاد سازهای
tempered steel U فولاد ابداده
molten metal U فولاد ریختگی
wrought steel U فولاد نرم
puddle steel U فولاد پودل
quench and temper U بهسازی فولاد
hardened steel U فولاد ابدار
structural steel U فولاد ساختمانی
hardened steel U فولاد اب دیده
hypereutectoid steel U فولاد هیپراوتکتوئیدی
flat steel U فولاد تخت
alloy steel U فولاد الیاژی
alloy treated steel U فولاد کم الیاژ
corrosion resistent steel U فولاد ضد زنگ
cast steel U فولاد خشکه
cast steel U فولاد ریخته گی
annealed steel U فولاد تابدیده
austenic steel U فولاد استنیتیکی
austenic steel U فولاد استنیت
cast steel U فولاد ریختگی
crude steel U فولاد خام
crucible cast steel U فولاد بوتهای
crucible steel U فولاد بوتهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com