Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
idealised
U
دلخواه سازی
idealises
U
دلخواه سازی
idealising
U
دلخواه سازی
idealize
U
دلخواه سازی
idealized
U
دلخواه سازی
idealizes
U
دلخواه سازی
idealizing
U
دلخواه سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
one's heart'st d.
U
دلخواه
arbitary
U
دلخواه
arbitrary
U
دلخواه
wishes
U
دلخواه
ideal
U
دلخواه
ideals
U
دلخواه
wish
U
دلخواه
wished
U
دلخواه
after one's will
U
بطور دلخواه
at choice
U
برحسب دلخواه
at will
U
بطور دلخواه
after ones own heart
U
موافق دلخواه
favorites
U
دلخواه برگزیده
to my satisfaction
U
موافق دلخواه من
favourite
U
دلخواه برگزیده
satisfactorily
U
موافق دلخواه
favourites
U
دلخواه برگزیده
sitting pretty
<idiom>
U
درشراط دلخواه بودن
accord
U
دلخواه طیب خاطر
accorded
U
دلخواه طیب خاطر
accords
U
دلخواه طیب خاطر
shangri
U
شهر زیبا سرزمین دلخواه
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
lady's man
<idiom>
U
مرد دلخواه ومشهور بین خانمها
breeze
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezing
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
in hand
U
گذاشتن گوی بیلیارد در نقطه دلخواه محدوده
breezed
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
retires
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retire
U
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
breezes
U
تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
user
U
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
users
U
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
writable instruction set computer
U
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
WISC
U
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
huygen's principle
U
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
at pleasure
U
برحسب دلخواه برحسب میل
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
stylization
U
مد سازی
retortion
U
خم سازی
retortion
U
کج سازی
compaction
U
تو پر سازی
repk lection
U
پر سازی
padding
U
له سازی
truncation
U
بی سر سازی
bridgework
U
پل سازی
bridge building
U
پل سازی
local anasthesia
U
سر سازی
individualization
U
تک سازی
individualising
U
تک سازی
individualize
U
تک سازی
individualized
U
تک سازی
individualizes
U
تک سازی
deflexion
U
خم سازی
individualises
U
تک سازی
individualised
U
تک سازی
individuation
U
تک سازی
idolization
U
بت سازی
flection
U
خم سازی
flooring
U
کف سازی
pavements
U
کف سازی
pavement
U
کف سازی
individualizing
U
تک سازی
die shop
U
حدیده سازی
detersion
U
پاک سازی
dilution
U
رقیق سازی
derichment
U
رقیق سازی
duplexing
U
مضاعف سازی
die making
U
حدیده سازی
anonymization
U
گمنام سازی
road construction
U
جاده سازی
road building
U
جاده سازی
denaturation
U
مصنوعی سازی
denudation
U
برهنه سازی
asphalt paving
U
جاده سازی
arrefication
U
لطیف سازی
arrefication
U
رقیق سازی
aromatization
U
عطر سازی
aromatization
U
معطر سازی
deprival
U
بی بهره سازی
anabiosis
U
زنده سازی
discolourment
U
بدرنگ سازی
dwelling construction
U
اپارتمان سازی
divestiture
U
برهنه سازی
manifestations
U
اشکار سازی
elution
U
پاکیزه سازی
emulation
U
نمونه سازی
manifestation
U
اشکار سازی
suppression
U
موقوف سازی
the drama
U
فن شبیه سازی
storage
U
ذخیره سازی
acidification
U
اسید سازی
dwelling construction
U
خانه سازی
activation
U
فعال سازی
afforestment
U
جنگل سازی
divestiture
U
بی بهره سازی
divestment
U
بی بهره سازی
domestication
U
اهلی سازی
activation barrier
U
سد فعال سازی
decentralization
U
نامتمرکز سازی
defeasance
U
باطل سازی
coking chamber
U
اطاقک کک سازی
capitalization
U
سرمایه سازی
capital building
U
سرمایه سازی
canalization
U
کانال سازی
canalization
U
ابراه سازی
canalization
U
مجرا سازی
calico printing
U
چیت سازی
calcination
U
اهک سازی
cabinetwork
U
مبل سازی
computer simulation
U
شبیه سازی
cabinetwork
U
قفسه سازی
carbonize
U
کربن سازی
carcassing
U
اسکلت سازی
compactions
U
فشرده سازی
christianization
U
عیسوی سازی
channelization
U
تنگه سازی
channelization
U
مجرا سازی
channelization
U
ترعه سازی
coking period
U
زمان کک سازی
coking time
U
زمان کک سازی
ceiling construction
U
سقف سازی
compaction
U
فشرده سازی
cavitation
U
حفره سازی
cartwright's shop
U
دوچرخه سازی
carnification
U
گوشت سازی
conceptualization
U
مفهوم سازی
confectionary
U
شیرینی سازی
belittlement
U
کم ارزش سازی
deallocation
U
ازاد سازی
debilitation
U
ناتوان سازی
bedevilment
U
شیطان سازی
beadwork
U
تسبیح سازی
balladry
U
تصنیف سازی
deconditioning
U
ناشرطی سازی
decryption
U
اشکار سازی
atomization
U
ریز سازی
bellfounding
U
زنگ سازی
bonification
U
به سازی محیط
deactivation
U
بی اثر سازی
brick works
U
اجر سازی
coordination
U
هماهنگ سازی
cooperage
U
چلیک سازی
cooperage
U
پیت سازی
countersink
U
خزینه سازی
crystallization
U
بلور سازی
curriery
U
چرم سازی
dactyliography
U
نگین سازی
dazzlement
U
خیره سازی
de energize
U
بی برق سازی
de escalation
U
محدود سازی
deep foundation
U
پی سازی در عمق
flooding
U
غرقه سازی
illuminations
U
روشن سازی
illumination
U
روشن سازی
metabolic
U
سوخت و سازی
secretion
U
پنهان سازی
synchronizing
U
همزمان سازی
integration
U
مجتمع سازی
cooling
U
خنک سازی
doping
U
ناخالص سازی
miniaturization
U
کوچک سازی
overturn
U
واژگون سازی
overturned
U
واژگون سازی
intriguing
U
زمینه سازی
intrigues
U
زمینه سازی
intrigue
U
زمینه سازی
modeling
U
نمونه سازی
scenery
U
صحنه سازی
histrionics
U
صحنه سازی
plaster of Paris
U
گچ مجسمه سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com