Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to pine for home
U
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nostalgia
U
دلتنگی برای میهن
sickfor home
U
دلتنگی کننده برای میهن وخانه خود بیماروطن
to expatriate oneself
U
جلای میهن کردن
expatriates
U
ترک کردن میهن تبعیدی
expatriate
U
ترک کردن میهن تبعیدی
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to bleed for one's country
U
برای میهن خود خون دادن
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
public spirit
U
خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
commandeering
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavorings
U
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
commandeers
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavourings
U
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring
U
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeered
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavoring
U
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
gas fittings
U
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
overhauling
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up
<idiom>
U
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhaul
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
jigs
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser
U
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
arm
U
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put up
U
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up
U
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
serviced
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
U
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
compressive strength
U
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
longings
U
ارزوی زیاد
longing
U
ارزوی زیاد
hunger for
U
ارزوی چیزی
good wishes
U
ارزوی خوبی
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
to groan for anything
U
اشتیاق یا ارزوی چیزیراداشتن
i yearn for
U
ارزوی استراحت دارم
wishing
U
ارزوی اجابت دعا
thirst for glory
U
ارزوی جاه وجلال
ikon
U
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
desideratum
U
ارزوی اساسی و ضروری چیز مطلوب
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
times
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to mope oneself
U
دلتنگی
mopishness
U
دلتنگی
loneliness
U
دلتنگی
lonesomeness
U
دلتنگی
homesickness
U
دلتنگی
sadness
U
دلتنگی
sadness
U
دلتنگی
gloom
U
دلتنگی
ennui
U
دلتنگی
gloomily
U
با دلتنگی
gloominess
U
دلتنگی
anguish
U
دلتنگی
cheerlessness
U
دلتنگی
desolateness
U
دلتنگی
dismalness
U
دلتنگی
to set one's mind on anything
U
ارزوی رسیدن بچیزی یا انجام کاری را داشتن
melancholia
U
افسردگی دلتنگی
tedium
U
خستگی دلتنگی
desolation
U
دلتنگی پریشانی
to send round the hat
U
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
dreariness
U
حالت دلتنگی اور
cash in
<idiom>
U
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
to prospect for gold
U
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
B register
U
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
deleting
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
veto
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
for doing it
U
برای کردن ان
winterize
U
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
to prospect
[for]
U
جستجو کردن
[برای]
to mumble
[away]
to oneself
U
برای خودشان من من کردن
to grub about
U
زیر و رو کردن
[برای]
in order to prevent
U
برای جلوگیری کردن
the proper time to do a thing
U
برای کردن کاری
so as to quiet him
U
برای ارام کردن او
in orders to make it easiter
U
برای اسان تر کردن ان
enables
U
تهیه کردن برای
to fit with
U
اماده کردن برای
prone to do something
آماده کردن برای
enabled
U
تهیه کردن برای
to grub
U
جستجو کردن
[برای]
to grub about
U
جستجو کردن
[برای]
enabling
U
تهیه کردن برای
to grub
U
زیر و رو کردن
[برای]
enable
U
تهیه کردن برای
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
mnemonic
U
برای بار کردن در ثبات A
tenderized
U
برای ترد ونازک کردن ان
to schmooze somebody
U
برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up
U
برای کسی تملق کردن
gags
U
مانع فراهم کردن برای
tenderize
U
برای ترد ونازک کردن ان
gag
U
مانع فراهم کردن برای
gagged
U
مانع فراهم کردن برای
tenderises
U
برای ترد ونازک کردن ان
to save for retirement
U
برای بازنشستگی پس انداز کردن
tenderised
U
برای ترد ونازک کردن ان
tenderising
U
برای ترد ونازک کردن ان
the right way to do a thing
U
صحیح برای کردن کاری
gagging
U
مانع فراهم کردن برای
to butter somebody up
U
برای کسی چاپلوسی کردن
to schmooze somebody
U
برای کسی تملق کردن
prone to do something
آماده برای کردن کاری
tenderizes
U
برای ترد ونازک کردن ان
bucket step
U
فیکس کردن پا برای استراحت
to make room for a person
U
جا برای کسی باز کردن
bolster plate
U
صفحه برای مهار کردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
carry over
<idiom>
U
برای بعد نگهداری کردن
higgle
U
برای سودجویی بحث کردن
to take pity on any one
U
برای کسی دلسوزی کردن
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
warm up
<idiom>
U
گرم کردن (برای بازی)
to underspend
[on]
U
ناکافی خرج کردن
[برای]
to offer a reward
[for]
U
عرضه کردن پاداشی
[برای]
tenderizing
U
برای ترد ونازک کردن ان
to hang on the rear
U
برای حمله دنبال کردن
to pander to somebody's ego
<idiom>
U
برای کسی چاپلوسی کردن
forthcomming
U
اماده برای ارائه کردن
to go round
U
برای همه کفایت کردن
clearance diving
U
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
cyphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
U
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
martemper
U
حمام گرم برای سخت کردن
prostitute
U
برای پول خود را پست کردن
garnishing
U
رنگ امیزی کردن برای استتار
make a run for it
<idiom>
U
برای نجات جان فرار کردن
henpeck
U
سعی کردن برای تفوق یافتن
sexualize
U
جنس برای چیزی تعیین کردن
prostitutes
U
برای پول خود را پست کردن
minimax
U
روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
spoon-feed
<idiom>
U
ساده کردن چیزی برای کسی
interacts
U
برای عمل کردن روی یکدیگر
lay up
<idiom>
U
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
reworked
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
reworking
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
spaced armor
U
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
to hire
U
برگزیدن برای کار
[استخدام کردن]
he has a rage for money
U
برای گرد کردن پول شهوت
potential
U
توانایی انرژی برای کار کردن
zamboni
U
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
within reach of gunshot
U
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
pretty to look at
[to watch]
U
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
to fit a dress on somebody
U
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
winterization
U
اماده کردن برای کار در زمستان
rework
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
make room for someone or something
<idiom>
U
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to make a r for something
U
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
to save for something
U
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
assignment of space
U
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
to save up for something
U
برای چیزی صرفه جویی کردن
to bechon to a person to come
U
اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
to build up areputation
U
شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
paint
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
cramming
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
paints
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
crammed
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
cram
U
خودرا برای امتحان اماده کردن
tassels
U
پارچه برای تمیز کردن تیر
tassel
U
پارچه برای تمیز کردن تیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com