English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
vaccination card U دفترچه واکسیناسیون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
vaccination cards U دفترچه های واکسیناسیون
Other Matches
vaccine U ماده واکسیناسیون [پزشکی]
cheque book U دفترچه چک
checkbook U دفترچه چک
blankbook U دفترچه سفید
directories U دفترچه راهنما
directory U دفترچه راهنما
address book U دفترچه تلفن
scratchpad U دفترچه چرکنویس
specification U دفترچه مشخصات
booklet U دفترچه رساله
booklets U دفترچه رساله
bank pass book U دفترچه حساب
bank pass book U دفترچه بانکی
vaccination card U دفترچه مایه کوبی
vaccination cards U دفترچه های مایه کوبی
equipment logbook U دفترچه خدمتی تجهیزات
pad U دفترچه یادداشت لایی
pads U دفترچه یادداشت لایی
gun book U دفترچه خدمت توپ
rough log U دفترچه وقایع ناو
passbook U دفترچه حساب پس انداز
field book U دفترچه یادداشت نقشه بردار
playbook U دفترچه حاوی کروکی مانورها
bankbook U دفترحساب بانک دفترچه بانکی
billfolds U دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
billfold U دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
Do you have a hotel guide? U آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
casualty control book U دفتر خدمات موتور ناو دفترچه خدمت موتورناو
gyrolog U دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
record book U دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
station list U فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
running key [کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com