Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
equipment logbook
U
دفترچه خدمتی تجهیزات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
service records
U
سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
in service
U
خدمتی
decorations
U
نشان خدمتی
decoration
U
نشان خدمتی
qualification record
U
پرونده خدمتی
service records
U
پروندههای خدمتی
line of duty
U
مسیر خدمتی
leave year
U
سال خدمتی
duty branch
U
رسته خدمتی
duty status
U
وضعیت خدمتی
fitness report
U
تعرفه خدمتی
security clearance
U
داشتن صلاحیت خدمتی
service number
U
شماره خدمتی پرسنل
nonpay status
U
حالت انتظار خدمتی
servicae life
U
عمر خدمتی وسایل
annual efficiency index
U
شاخص کارایی سالانه خدمتی
fitness report
U
گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
cheque book
U
دفترچه چک
checkbook
U
دفترچه چک
adopted types
U
انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
annual average score
U
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
supererogation
U
زیاده روی درکار خوش خدمتی
discharge without honor
U
اخراج به علت عدم صلاحیت خدمتی
specification
U
دفترچه مشخصات
scratchpad
U
دفترچه چرکنویس
directory
U
دفترچه راهنما
blankbook
U
دفترچه سفید
vaccination cards
U
دفترچه های واکسیناسیون
booklet
U
دفترچه رساله
booklets
U
دفترچه رساله
bank pass book
U
دفترچه حساب
bank pass book
U
دفترچه بانکی
directories
U
دفترچه راهنما
address book
U
دفترچه تلفن
vaccination card
U
دفترچه واکسیناسیون
prestation
U
خدمتی که درزمان پیشین دربرابرمالیات انجام می دادند
our offer to render a service
U
حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
vaccination card
U
دفترچه مایه کوبی
passbook
U
دفترچه حساب پس انداز
pad
U
دفترچه یادداشت لایی
rough log
U
دفترچه وقایع ناو
gun book
U
دفترچه خدمت توپ
pads
U
دفترچه یادداشت لایی
vaccination cards
U
دفترچه های مایه کوبی
to discharge someone without honor
[from the army]
U
اخراج کردن کسی به علت عدم صلاحیت خدمتی
bankbook
U
دفترحساب بانک دفترچه بانکی
playbook
U
دفترچه حاوی کروکی مانورها
field book
U
دفترچه یادداشت نقشه بردار
billfolds
U
دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
Do you have a hotel guide?
U
آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
billfold
U
دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
short timer
U
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
eye service
U
خدمتی که فقط هنگام موافبت خوب انجام داده میشود نگاه عاشقانه
casualty control book
U
دفتر خدمات موتور ناو دفترچه خدمت موتورناو
gyrolog
U
دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
parrots
U
تجهیزات ای اف اف
parroting
U
تجهیزات ای اف اف
parroted
U
تجهیزات ای اف اف
parrot
U
تجهیزات ای اف اف
device
U
تجهیزات
equipment
U
تجهیزات
instrumentation
U
تجهیزات
transfer equipment
U
تجهیزات
rigs
U
تجهیزات
rigged
U
تجهیزات
equipments
U
تجهیزات
rig
U
تجهیزات
accouterment
U
تجهیزات
materiel
U
تجهیزات
acoutrement
U
تجهیزات
appliance
U
تجهیزات
accouterments
U
تجهیزات
devices
U
تجهیزات
appliances
U
تجهیزات
fixture
U
تجهیزات
silver star
U
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
active status
U
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
war material
U
تجهیزات جنگی
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
radar equipment
U
تجهیزات رادار
garage equipment
U
تجهیزات گاراژ
turning attachment
U
تجهیزات تراشکاری
illuminating device
U
تجهیزات روشنایی
protective equipment
U
تجهیزات حفافتی
technical equipment
U
تجهیزات فنی
switching device
U
تجهیزات سوئیچینگ
peripheral equipment
U
تجهیزات جنبی
output equipment
U
تجهیزات خروجی
ventilating equipment
U
تجهیزات تهویه
mechanical equipment
U
تجهیزات مکانیکی
telephone equipment
U
تجهیزات تلفن
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
individual aquipment
U
تجهیزات انفرادی
handling equipment
U
تجهیزات بار
extra equipment
U
تجهیزات اضافی
accessory equipment
U
تجهیزات یدکی
ancillary equipment
U
تجهیزات اضافی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات پیرامونی
assembly fixture
U
تجهیزات مونتاژ
auxiliary equipment
U
تجهیزات کمکی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
cryptoequipment
U
تجهیزات رمز
mobilization
U
تجهیزات قوا
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
critical materials
U
تجهیزات مهم
equipment logbook
U
دفتر تجهیزات
outfit
U
تجهیزات حفاری
plant
U
تجهیزات کارگاه
plants
U
تجهیزات کارگاه
outfits
U
تجهیزات حفاری
capital equipments
U
تجهیزات سرمایهای
pattern milling attachment
U
تجهیزات فرز مدل
core blowing equipment
U
تجهیزات دمیدن هسته
basic end item
U
تجهیزات ووسایل اولیه
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
paint spraying equipment
U
تجهیزات رنگ پاشی
plant records
U
امار تجهیزات کارگاه
precision measuring equipment
U
تجهیزات سنجش دقیق
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
cam turning attachment
U
تجهیزات تراش بادامک
x ray equipment
U
تجهیزات اشعه رونتگن
arsenal
U
ساختمان تجهیزات نظامی
panoply
U
تجهیزات و ارایش کامل
accoutre
U
با تجهیزات اماده نمودن
table of organization and equipment (toe
U
جدول سازمان و تجهیزات
shuttle
U
بردن افرادو تجهیزات
shuttles
U
بردن افرادو تجهیزات
shuttled
U
بردن افرادو تجهیزات
original equipment manufacturer
U
سازنده تجهیزات اصلی
data communications equipment
U
تجهیزات ارتباطات داده ها
ingot conveying device
U
تجهیزات انتقال شمش
magazine feeding attachment
U
تجهیزات تغذیه مخزن
die sinking attachment
U
تجهیزات فرز حدیده
data terminal equipment
U
تجهیزات ترمینال داده
defense articles
U
اماد و تجهیزات دفاعی
honing equipment
U
تجهیزات سنگ زنی
grinding attachment
U
تجهیزات سنگ سمباده
induction melting equipment
U
تجهیزات ذوب القائی
measuring device
U
تجهیزات اندازه گیری
mold making equipment
U
تجهیزات قالب سازی
oil reclamation equipment
U
تجهیزات احیا روغن
forming attachment
U
تجهیزات تراش پروفیل
nitriting equipment
U
تجهیزات ازت دهی
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
mobile lubricating equipment
U
تجهیزات روغنکاری متحرک
statement of service
U
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
panels
U
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel
U
نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
assets
U
ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
stack
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
well-appointed
U
دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
honeywell
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
dead storage
U
انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
component end item
U
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
stacks
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
cam grinding attachment
U
تجهیزات سنگ زنی قوسی
deadlined equipment
U
لوازم و تجهیزات از کار افتاده
back drilling attachment
U
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
unisys
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
record book
U
دفترچه سوابق جنگ افزار پرونده سوابق
equipment
U
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
cutter grinding attachment
U
تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
integrated revision
U
بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
control data corporation
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
motorola
U
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
friendly interface
U
ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
equipment bay
U
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
showdown
U
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns
U
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweaking
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
tweaked
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaks
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweak
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
trigraph
U
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
footprints
U
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
footprint
U
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
so
U
علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
radio sheck
U
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
downtime
U
پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
power house building
U
ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
pcm
U
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
decus
U
Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
foreign excess
U
تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
fallout
U
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundle
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
accumulated depreciation
U
کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
station list
U
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
collimate
U
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
beach gear
U
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
claimant agency
U
شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
serviceability criteria
U
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
two way telephone equipment
U
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
electronic office
U
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
uptime
U
پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com