Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
synchronous device
U
دستگاه همگام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concordant
U
همگام
synchronous
U
همگام
running mates
U
اسب همگام
synchronous system
U
سیستم همگام
running mate
U
اسب همگام
mainlining
U
همگام بااکثریت
mainlines
U
همگام بااکثریت
mainlined
U
همگام بااکثریت
mainline
U
همگام بااکثریت
covariation
U
تغییر همگام
synchronous transmission
U
مخابره همگام
resonance
U
حالت همگام
async
U
غیر همگام
resonances
U
حالت همگام
sync
U
کاراکتر همگام
synchronous operation
U
عمل همگام
sync character
U
کاراکتر همگام
synchronized
U
همگام شده
parallelling
U
همگام قرینه
parallels
U
همگام قرینه
parallelled
U
همگام قرینه
synchro
U
همگام ساز
synchronizer
U
همگام کننده
synchronous computer
U
کامپیوتر همگام
parallel
U
همگام قرینه
paralleled
U
همگام قرینه
paralleling
U
همگام قرینه
synchronous machine
U
ماشین همگام
synchronous circuit
U
مدار همگام
synchronous multiplexor
U
تسهیم کننده همگام
tape synchronizer
U
همگام کننده نوار
synchronous time division multiplexing
U
تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
synchronous data link control
U
کنترل پیوند دادهای همگام
stdm
U
SynchronousTime-Devision تسهیم زمانی همگام ultiplexing
clocks
U
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock
U
سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
clock
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clocks
U
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
clock
U
مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
In the fullness lf time .
U
به موقع خود ( به موقع مقرر همگام با گذشت زمان )
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
utensils
U
دستگاه
unit
U
یک دستگاه
instrument
U
دستگاه
unit
U
دستگاه
units
U
یک دستگاه
units
U
دستگاه
device code
U
کد دستگاه
nervous systems
U
دستگاه پی
nervous system
U
دستگاه پی
device
U
دستگاه
systems
U
دستگاه
system
U
دستگاه
utensil
U
دستگاه
devices
U
دستگاه
apparatus
U
دستگاه
plants
U
دستگاه
plant
U
دستگاه
teams
U
یک دستگاه
team
U
یک دستگاه
appurtenance
U
دستگاه
installation
U
دستگاه
setting up
U
دستگاه
machine
U
دستگاه
machines
U
دستگاه
machined
U
دستگاه
organ system
U
دستگاه
appliances
U
دستگاه
appliance
U
دستگاه
installations
U
دستگاه
sets
U
دستگاه
set
U
دستگاه
equipment
U
دستگاه
mechanisms
U
دستگاه
mechanism
U
دستگاه
aerator
U
دستگاه بخور
analog device
U
دستگاه انالوگ
analog device
U
دستگاه قیاسی
operating signal
U
سیگنال دستگاه
low potential system
U
دستگاه کم فشار
logic device
U
دستگاه منطقی
air exhausting plant
U
دستگاه خلاء
x ray apparatus
U
دستگاه رونتگن
telegraphed
U
دستگاه تلگراف
anaglyphoscope
U
دستگاه ژرفانما
anaglyptoscope
U
دستگاه ژرفانما
aerometeorograph
U
دستگاه هوانگار
after burner
U
دستگاه پس سوز
lymphatic system
U
دستگاه لنفاوی
welding set
U
دستگاه جوش
automatic machine
U
دستگاه خودکار
limbic system
U
دستگاه کناری
two unit system
U
دستگاه دو برقی
triclinic system
U
دستگاه سه شیب
lighting set
U
دستگاه روشنایی
transmission system
U
دستگاه انتقالی
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
papalism
U
دستگاه پاپ
jointing plane
U
رنده دستگاه
transfer machine
U
دستگاه انتقال
passive device
U
دستگاه منفعل
automatic controller
U
دستگاه فرمان
robot
U
دستگاه خودکار
anti interference device
U
دستگاه ضد تداخل
water still
U
دستگاه تقطیر اب
output device
U
دستگاه خروجی
virtual machine
U
دستگاه مجازی
armature winder
U
دستگاه ارمیچرپیچ
vestibular system
U
دستگاه دهلیزی
ventilatory system
U
دستگاه تهویهای
asymmetric system
U
دستگاه بی تقارن
link trainer
U
دستگاه پروازاموز
asynchronous device
U
دستگاه ناهمگام
orsat apparatus
U
دستگاه رسا
audio device
U
دستگاه سمعی
asynchronous device
U
دستگاه غیرهمزمان
mimeograph
U
دستگاه تکثیر
milling machine
U
دستگاه فرز
mental apparatus
U
دستگاه ذهن
mass storage device
U
دستگاه تل انبارش
robots
U
دستگاه خودکار
retort
U
دستگاه تقطیر
retorts
U
دستگاه تقطیر
device
U
شعار دستگاه
devices
U
شعار دستگاه
mapping device
U
دستگاه نگاشت
appendages
U
دستگاه فرعی
appendage
U
دستگاه فرعی
mksa system
U
دستگاه مکثا
automatic
U
دستگاه خودکار
automatics
U
دستگاه خودکار
monoclinic system
U
دستگاه تک شیب
nervous system
U
دستگاه عصبی
monocyclic system
U
دستگاه تکدور
nervous systems
U
دستگاه عصبی
fifth column
U
دستگاه جاسوسی
prime mover
U
دستگاه محرک
prime movers
U
دستگاه محرک
curler
U
دستگاه فرزنی
curlers
U
دستگاه فرزنی
gun
U
دستگاه تزریق
guns
U
دستگاه تزریق
abel closed tester
U
دستگاه ابل
abrasive cutting machine
U
دستگاه برش
absorption apparatus
U
دستگاه جذب
machine frame
U
چارچوب دستگاه
machine foundation
U
پایه دستگاه
idiot box
<idiom>
U
دستگاه تلوزیون
machine accessory
U
متعلقات دستگاه
accept machine
دستگاه پذیرنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com