Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
geniculostriate system
U
دستگاه مخطط زانویی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
knee and column milling machine
U
دستگاه فرز زانویی و ستونی
lineolate
U
مخطط
marbled
U
مخطط
lineolated
U
مخطط
ring straked
U
مخطط
striate
U
مخطط
stripier
U
مخطط
stripiest
U
مخطط
ring streaked
U
مخطط
stripy
U
مخطط
striped
U
مخطط
knurl
U
مخطط کردن
line engraving
U
گراور مخطط
skeletal muscles
U
عضلات مخطط
diamond knurl
U
مخطط کردن
striate muscle
U
ماهیچه مخطط
striatum
U
جسم مخطط
brush finish
U
مخطط کردن
striate body
U
جسم مخطط
corpus striatum
U
جسم مخطط
striate
U
مخطط کردن
unstriped muscle
U
ماهیچه غیر مخطط
linear perspective
U
پروژکتور دارای عدسی مخطط
pipe bend or knee
U
زانویی
gooseneck
U
زانویی
knee swell
U
زانویی
knee
U
زانویی
knees
U
زانویی
goose neck
U
زانویی
joint
U
زانویی
syphoned
U
زانویی
elbowed
U
زانویی
lap-top
U
رو زانویی
siphons
U
زانویی
elbow
U
زانویی
elbow joint
U
زانویی
elbows
U
زانویی
genual
U
زانویی
siphon
U
زانویی
syphons
U
زانویی
siphoned
U
زانویی
label-stop
U
زانویی آبچکان
knee-brace
U
مهار زانویی
cranking
U
بست زانویی
geniculate bodies
U
اجسام زانویی
geniculate
U
دارای زانویی
swivel knee
U
زانویی گردان
crank
U
بست زانویی
knee joint
U
زانو زانویی
toggle joint
U
مفصل زانویی
elbows
U
زانویی دوردار
elbow
U
زانویی دوردار
elbowed
U
زانویی دوردار
cranks
U
بست زانویی
cranked
U
بست زانویی
knuckle joint
U
اتصال زانویی
double knee
U
لوله زانویی دوبل
trap
U
زانویی مستراح وغیره
hassocks
U
بالش زیر زانویی
geniculated
U
دارای زانویی خم شده
hassock
U
بالش زیر زانویی
bend
U
شرایط خمیدگی زانویی
conduit elbow
U
زانویی لوله حفاظ
bend
U
خمش فشاری انحنای لوله زانویی
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
zebras
U
گوراسب مخطط یا راه راه
zebra
U
گوراسب مخطط یا راه راه
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
team
U
یک دستگاه
systems
U
دستگاه
system
U
دستگاه
appurtenance
U
دستگاه
device code
U
کد دستگاه
plant
U
دستگاه
plants
U
دستگاه
teams
U
یک دستگاه
apparatus
U
دستگاه
instrument
U
دستگاه
set
U
دستگاه
setting up
U
دستگاه
sets
U
دستگاه
devices
U
دستگاه
device
U
دستگاه
machined
U
دستگاه
utensil
U
دستگاه
utensils
U
دستگاه
nervous system
U
دستگاه پی
nervous systems
U
دستگاه پی
machines
U
دستگاه
organ system
U
دستگاه
mechanisms
U
دستگاه
mechanism
U
دستگاه
equipment
U
دستگاه
machine
U
دستگاه
installations
U
دستگاه
installation
U
دستگاه
appliance
U
دستگاه
unit
U
یک دستگاه
units
U
یک دستگاه
units
U
دستگاه
appliances
U
دستگاه
unit
U
دستگاه
robot
U
دستگاه خودکار
aerometeorograph
U
دستگاه هوانگار
accept machine
دستگاه پذیرنده
blanck cutting
U
دستگاه منگنه
bistable device
U
دستگاه دوپایا
binary device
U
دستگاه دو حالته
after burner
U
دستگاه پس سوز
transfer machine
U
دستگاه انتقال
transmission system
U
دستگاه انتقالی
air exhausting plant
U
دستگاه خلاء
aerator
U
دستگاه بخور
blasting machine
U
دستگاه انفجار
active device
U
دستگاه کنشی
prime mover
U
دستگاه محرک
bracing system
U
دستگاه مهاربندی
prime movers
U
دستگاه محرک
curler
U
دستگاه فرزنی
curlers
U
دستگاه فرزنی
active device
U
دستگاه فعال
blooming roll
U
دستگاه نوردشمشه
appendage
U
دستگاه فرعی
blasting machine
U
دستگاه ترکش
robots
U
دستگاه خودکار
idiot box
<idiom>
U
دستگاه تلوزیون
asynchronous device
U
دستگاه ناهمگام
x ray apparatus
U
دستگاه رونتگن
abrasive cutting machine
U
دستگاه برش
triclinic system
U
دستگاه سه شیب
anaglyptoscope
U
دستگاه ژرفانما
power plant
U
دستگاه تولیدنیروی
automatic controller
U
دستگاه فرمان
power plants
U
دستگاه تولیدنیروی
audio device
U
دستگاه سمعی
analog device
U
دستگاه قیاسی
asynchronous device
U
دستگاه غیرهمزمان
asymmetric system
U
دستگاه بی تقارن
analog device
U
دستگاه انالوگ
water still
U
دستگاه تقطیر اب
ventilatory system
U
دستگاه تهویهای
anti interference device
U
دستگاه ضد تداخل
virtual machine
U
دستگاه مجازی
vestibular system
U
دستگاه دهلیزی
absorption apparatus
U
دستگاه جذب
telegraph
U
دستگاه تلگراف
telegraphed
U
دستگاه تلگراف
two unit system
U
دستگاه دو برقی
retort
U
دستگاه تقطیر
retorts
U
دستگاه تقطیر
device
U
شعار دستگاه
tar spraying machine
U
دستگاه قطرانپاش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com