English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coke pusher U دستگاه متراکم کننده ذغال کک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
grouter U دستگاه متراکم کننده سیمان
augmentative U متراکم شونده متراکم کننده
combustor U متراکم کننده
compressor U متراکم کننده
compressors U متراکم کننده
supercharger U پیش متراکم کننده
gas compressor U متراکم کننده هوا
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
collieries U تجارت ذغال ذغال فروشی
colliery U تجارت ذغال ذغال فروشی
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
dial test indicator U دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
aggregates U متراکم متراکم ساختن
aggregate U متراکم متراکم ساختن
comparative gage U دستگاه مقایسه کننده
spreader U دستگاه پخش کننده شن
cooler U دستگاه خنک کننده
arming system U دستگاه مسلح کننده
multiplier U دستگاه تقویت کننده
pulverizer U دستگاه پودر کننده
blasting machine U دستگاه پاک کننده
synchronizer U دستگاه همزمان کننده
actuator U دستگاه مسلح کننده
edging machine U دستگاه خم کننده لبه فلزات
cooler U کولر دستگاه خنک کننده
dosing machine U دستگاه تقسیم کننده با مقیاس
double v machine U دستگاه دولا کننده ورق
fatigue testing machine U دستگاه ازمایش کننده خستگی
maximum recording attachment U دستگاه ضبط کننده حداکثر
smoothing rolls U دستگاه نورد نرم کننده
acetylator U دستگاه استیل دار کننده
ground control U دستگاه کنترل کننده زمینی
card sorter U دستگاه مرتب کننده کارت
radiant U دستگاه پخش کننده حرارت
dash pot U دستگاه کند کننده حرکت میراگر
pacemaker U دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
fault localization apparatus U دستگاه تعیین کننده محل خطا
lat machine U دستگاه تقویت کننده عضلههای پشت
course recorder U دستگاه ثبت کننده مسیر حرکت
pacemakers U دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
foam type fire extinguisher U دستگاه خاموش کننده اتش ازنوع کفی
detector crayon U مداد دستگاه اکتشاف ش م ر میله کشف کننده
stereophonic U دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
video amplifier U دستگاه یا مدار تقویت کننده فرکانسهای سمعی و بصری
spoiler U تیم بدون شانس دستگاه منحرف کننده هوا در اتومبیل
pointer U اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
pointers U اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
cylinder block boring machine U دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
soft clip area U محدودیتهای ناحیهای که در ان داده میتواند روی دستگاه ترسیم کننده نمایش داده شود
record U کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
spooler U برنامه یا دستگاه جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد تا به هنگام انجام کار دیگر نسخه چاپی روی چاپگر تولید کندجمع کننده
test element U دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
cokes U ذغال کک
carbon brush U ذغال
peat U ذغال کک
carbon U ذغال
coke U ذغال کک
MIDI sequencer U داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
scuttling U سطل ذغال
lignite U ذغال قهوهای
carboniferous U ذغال دار
carboniferous U ذغال خیز
carbon U ذغال خالص
mine coal U ذغال معدن
breezed U پس مانده ذغال
breezes U پس مانده ذغال
pit coal U ذغال سنگ
scuttled U سطل ذغال
charcoal U ذغال چوب
mineral coal U ذغال معدنی
carbon free U ذغال ازاد
coal U ذغال سنگ
breeze U پس مانده ذغال
scuttles U سطل ذغال
coke per charge U ذغال کک شارژ
breezing U پس مانده ذغال
collier U ذغال سنگ
collier U ذغال گیری
dust coal U خاک ذغال
powdered coal U خاک ذغال
caking coal U ذغال کوره
collector brush U ذغال کلکتور
animal black U ذغال حیوانی
carbon fixed U ذغال ثابت
scuttle U سطل ذغال
coke breeze U پس مانده ذغال کک
cokes U ذغال کک ساختن
gas carbon U ذغال قرع
carbonize U ذغال ساختن
coke U ذغال کک ساختن
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
compacts U متراکم
dense U متراکم
compacting U متراکم
compacted U متراکم
denser U متراکم
compact U متراکم
densest U متراکم
compactness U متراکم
leak proof U متراکم
agglomerative U متراکم
compressed U متراکم
cumulative U متراکم
accumulated U متراکم
cumulative distribution U متراکم
cumulous U متراکم
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
carbonate U بصورت ذغال دراوردن
coal tar U قطران ذغال سنگ
bituminous coal U ذغال سنگ چاق
collieries U کان ذغال سنگ
activated charcoal U ذغال فعال شده
hard coal U ذغال سنگ سخت
peat U ذغال سنگ نارس
gas coal U ذغال سنگ گازی
coal tar pitch U قیر ذغال سنگ
bunkers U انبار ذغال سنگ
coal mine U معدن ذغال سنگ
bunker U انبار ذغال سنگ
coal gas U گاز ذغال سنگ
coalfields U ناحیه ذغال خیز
pounce U خاکه ذغال ضربت
pounced U خاکه ذغال ضربت
activated carbon U ذغال فعال شده
decolorizing carbon U ذغال رنگ زدا
powdered coal firing U سوخت خاک ذغال
soft coal U ذغال سنگ چاق
colliery U کان ذغال سنگ
soft coal U ذغال سنگ قیردار
coalfield U ناحیه ذغال خیز
lignite U نوعی ذغال سنگ
pitch coal U ذغال سنگ قیری
puddle steel U فولاد ذغال گیری
coking plant U کارخانه ذغال سازی
pounces U خاکه ذغال ضربت
pouncing U خاکه ذغال ضربت
emission control U کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
compacted U متراکم کردن
compacting U متراکم کردن
condenses U همچگال متراکم
compacts U متراکم کردن
densify U متراکم کردن
comperssion capacitor U خازن متراکم
compressing U متراکم کردن
condensing U همچگال متراکم
condenses U متراکم کردن
condense U متراکم کردن
compressed air U هوای متراکم
condense U همچگال متراکم
condensing U متراکم کردن
massy U متراکم غلیظ
compress U متراکم کردن
compresses U متراکم کردن
compact U متراکم کردن
compaction U متراکم کردن
incompact U غیر متراکم
agglomerate U متراکم شدن
voluminous U متراکم انبوه
jams U متراکم کردن
jammed U متراکم کردن
data aggregate U دادههای متراکم
jam U متراکم کردن
dense binary code U رمزدودویی متراکم
accumulated capital U سرمایه متراکم
cumulative frequency U فراوانی متراکم
dense list U لیست متراکم
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
coke watering car U واگن ویژه ذغال شویی
coke fork U چنگال یا انبر مخصوص ذغال کک
coal tar dye U رنگ قطران ذغال سنگ
coal tar pitch U قیر قطران ذغال سنگ
lignite U ذغال سنگ چوب نما
coke charging car U واگن بار گیری ذغال کک
data compression U متراکم سازی داده ها
trust fund U وجوه متراکم شده
clog U متراکم وانباشته کردن
condensed mercurytemperature U دمای جیوه متراکم
heavily overcast U ابری متراکم [هواشناسی]
soil consolidation U متراکم کردن خاک
data aggregate U متراکم سازی داده ها
eluvium U خاک باداورده و متراکم
clogged U متراکم وانباشته کردن
supercharge U متراکم کردن مقدماتی
clogs U متراکم وانباشته کردن
pack U متراکم کردن فشردن
cumulous U مانند ابرهای متراکم
packs U متراکم کردن فشردن
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
continuous processor U دستگاه چاپ متوالی عکس چاپ کننده مداوم عکس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com