English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ascending reticular activating system U دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aras U system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
reticular activating system U دستگاه فعال ساز شبکهای
reticular formation U ساخت شبکهای
formatio reticularis U ساخت شبکهای
active device U دستگاه فعال
apparatus U شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
built in U وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
mesfet U دستگاه فعال اصلی که مدارهای مجتمع ارسنیک گالیم به منظورتقویت جریان و معکوس نمودن ان بکار می رودEffect SemiconductorField etal
head switching U فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
cross hairs U دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
active U هدف فعال خط مشی فعال
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic U ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
ascendant U صعودی
ascending U صعودی
ascensional U صعودی
scansorial U صعودی بالارونده
upward tendency U گرایش صعودی
ascending sort U جورکردن صعودی
upward mobility U تحرک صعودی
hoisting power U نیروی صعودی
increasing cost U هزینههای صعودی
ascending chromatography U کروماتوگرافی صعودی
increasing function U تابع صعودی
ascending order U ترتیب صعودی
upward trend U روند صعودی
acroscopic U متوجه به بالا صعودی
upswing U سیر صعودی داشتن
law of increasing return U قانون بازده صعودی
ascending sort U مرتب سازی صعودی
os/ U سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
lacy U شبکهای
reticular U شبکهای
retiary U شبکهای
grillage foundation U پی شبکهای
lattice bridge U پل شبکهای
plexiform U شبکهای شبیه رگ
grill U سیخ شبکهای
grilling U سیخ شبکهای
grills U سیخ شبکهای
interstitial U درون شبکهای
grid U سیخ شبکهای
grids U سیخ شبکهای
network structure U ساختار شبکهای
grid chart U نمودار شبکهای
reticular membrane U غشاء شبکهای
cellular structure U ساختار شبکهای
interstitial atom U اتم درون شبکهای
parallel trussed girder U تیر شبکهای موازی
centralized network configuration U ساختار شبکهای متمرکز
interstitial compound U ترکیب درون شبکهای
raster image processor U پردازشگر تصویر شبکهای
raster display U صفحه نمایش شبکهای
interstitial hydride U هیدرید درون شبکهای
character map U شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
despotic network U شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
reticulum U شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
grillage U شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
accross the slope system U شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
decentralized computer network U شبکهای که کنترل بین چندین کامپیوتر تقسیم شده است
lan U شبکهای که ترمینالها و قط عات مختلف آن در فاصله کمی از هم قرار دارند.
local area network U شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
star network topology U شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
grillage U شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
campus network U شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
synchronous U شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
OCE U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
homogeneous computer network U شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
capacitor intel filter U شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
distributing U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
opened U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
hierarchical communications system U روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
open U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
distribute U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distributes U شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
opens U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
platform U نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platforms U نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
isochronous network U شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
gert U technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
wide area network U شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
giffen good U نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
light footed U فعال
light foot U فعال
operational U فعال
active U فعال
sthenic U فعال
up U فعال
upped U فعال
upping U فعال
snell U فعال
strenuous U فعال
commissioned <adj.> U فعال
active cell U سل فعال
astir U فعال
efective U فعال
go-ahead U فعال
smacking U فعال
energetic U فعال
smacker U فعال
hierarchical communications system U شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
multidrop circuit U شبکهای که ارتباط بین چندین ترمینال و کامپیوتر مرکزی را فراهم میکند ولی نه مستقیما بین ترمینالها
out of action U غیر فعال
passive U غیر فعال
optically active U فعال نوری
activated U فعال کردن
operating personnel U پرسنل فعال
activates U فعال کردن
adrenergic U فعال شونده
actuator U فعال کننده
active sonar U سونار فعال
actual output U بازداده فعال
kinetic energy U نیروی فعال
active vocabulary U واژگان فعال
active window U پنجره فعال
active mine U مین فعال
active program U برنامه فعال
acting U فعال کاری
active stock U موجودی فعال
activation U فعال کردن
active force U نیروی فعال
active site U موضع فعال
active lines U خطهای فعال
cycle stock U موجودی فعال
activate U فعال کردن
passives U غیر فعال
enthalpy U حرارت فعال
active therapy U درمان فعال
activate فعال کردن
active sonar U ردیاب فعال
come alive <idiom> U فعال ماندن
activator U فعال ساز
active absorption U جذب فعال
active aircraft U هواپیمای فعال
active analysis U تحلیل فعال
active area U ناحیه فعال
inactive U غیر فعال
actinic rays U اشعه فعال
activation barrier U سد فعال سازی
whip up <idiom> U فعال کردن
hot money U پول فعال
trig U فعال سرحال
activate U فعال کردن
activation U فعال سازی
active avoidance U اجتناب فعال
active balance U مانده فعال
active carbon U کربن فعال
active index U ایندکس فعال
active index U شاخص فعال
active installation U تاسیسات فعال
active U فعال کنشی
spirituous U فعال سرزنده
active file U پرونده فعال
spiritous U فعال زنده
active installation U قسمت فعال
active site U محل فعال
semiactive U نیمه فعال
active hydrogen U هیدروژن فعال
active file U فایل فعال
active center U مرکز فعال
activating U فعال کردن
active element U عنصر فعال
active cell U سلول فعال
active centers U مراکز فعال
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
inactivate U غیر فعال کردن
idle money U پول غیر فعال
go-getters U شخص فعال و زرنگ
ce U تراشه فعال کننده
cationic U دارای کاتیون فعال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com