English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
boom U دستگاه شناور
boomed U دستگاه شناور
booming U دستگاه شناور
booms U دستگاه شناور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
floating base U ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
floated U شناور شدن شناور بودن
iceberg U کوه یخ شناور توده یخ شناور
icebergs U کوه یخ شناور توده یخ شناور
floats U شناور شدن شناور بودن
float U شناور شدن شناور بودن
gulls U هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
gull U هدف شناور فریبنده سطحی هدف دروغین شناور
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
float U شناور
afloat U شناور
floated U شناور
vessel U شناور
vessels U شناور
floating U شناور
floats U شناور
ballcock U شناور
pontoon U پل شناور
pontoons U پل شناور
bouyant foundation U پی شناور
buoyant U شناور
nectonic U شناور
free swimming U شناور
floating fundation U پی شناور
above water <adj.> U شناور
pack ice U یخ شناور
float bridge U پل شناور
floating bridge U پل شناور
ballcocks U شناور
flying bridge U پل شناور
floaty U شناور
drift ice U یخ شناور
on the float U شناور
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazy U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
pontoon bridge U پل شناور قایقی
swim U شناور شدن
pontoons U اسکله شناور
plunger U پیستون شناور
pontoon U طراده شناور
floe U تخته یخ شناور
floating gyro U ژایرو شناور
swims U شناور شدن
pontoon U اسکله شناور
levitative U شناور در هوا
immersion heaters U اب گرم کن شناور
immersion heater U اب گرم کن شناور
pontoons U طراده شناور
plunge valve U سوپاپ شناور
lifebuoys U گوی شناور
plunger piston U پیستون شناور
floating dock U حوض شناور
lifebuoy U گوی شناور
plungers U پیستون شناور
life bouy U رهنمای شناور
floating mine U مین شناور
floating point U با ممیز شناور
float test U ازمون شناور
waft U شناور ساختن
float into position U شناور شدن
dipping enamel U لعاب شناور
float guage U اشل شناور
dipped electrode U الکترود شناور
drifting mine U مین شناور
submergible pump U پمپ شناور
immersion thermometer U دماسنج شناور
fluxed electrode U الکترود شناور
ice field U یخزار یخ شناور
submersible pump U پمپ شناور
floating grid U شبکه شناور
float valve U دریچه شناور
floating point U ممیز شناور
floating charactep U دخشه شناور
wafting U شناور ساختن
floating audress U نشانی شناور
floating aquatics U ابزیان شناور
floater U جسم شناور
wafts U شناور ساختن
float well U چاه شناور
wafted U شناور ساختن
dipping varnish U لاک شناور
bouyant foundation U پایه شناور
buoying U راهنمای شناور در اب
buoying U شناور ساختن
floated U شناور شدن
oil slick U نفت شناور
floated U شناور بودن
oil slicks U نفت شناور
barge U تراده شناور
buoying U جسم شناور
bays U پل رابط در پل شناور
float U شناور بودن
buoys U رهنمای شناور
barges U تراده شناور
natatores U مرغان شناور
buoys U راهنمای شناور در اب
zooplankton U جانوران شناور
vessels U یگان شناور
vessel U یگان شناور
buoys U شناور ساختن
baying U پل رابط در پل شناور
buoys U جسم شناور
float U شناور شدن
bouyancy pump U پمپ شناور
carburetor float U شناور کاربراتور
adrift U شناور مهارشده
floats U شناور شدن
buoy U شناور ساختن
antisurface U ضد ناوهای شناور
barged U تراده شناور
buoy U رهنمای شناور
nekton U جانور شناور
buoyed U جسم شناور
phytoplankton U گیاهان شناور
bay U پل رابط در پل شناور
buoying U رهنمای شناور
floats U شناور بودن
buoyed U راهنمای شناور در اب
iceberg U توده یخ شناور
icebergs U توده یخ شناور
buoyed U شناور ساختن
buoy U جسم شناور
bayed U پل رابط در پل شناور
buoyed U رهنمای شناور
buoy U راهنمای شناور در اب
natant U شناور یامتحرک دراب
rafts U دسته الوار شناور بر اب
short scope buoy U بویه شناور قائم
raft U دسته الوار شناور بر اب
floating drydock U حوضچه شناور خشک
floating point U ممیز شناور [ریاضی]
plungers U شناور کاربوراتور غوطه ور
plunger U شناور کاربوراتور غوطه ور
buoyant mine case U جعبه مین شناور
floating point arithmetic U حساب ممیز شناور
floating point number U عدد با ممیز شناور
floating point operation U عملیات ممیز شناور
floating point operation U عملکردبا ممیز شناور
floating point representation U نمایش با ممیز شناور
floating point rutine U روال ممیز شناور
floating rate of exchange U نرخ شناور ارز
floating point constant U ثابت ممیز شناور
floating base U پایگاه شناور دریایی
floating exchange rate U نرخ شناور ارز
popper U طعمه شناور ماهیگیری
wrecking U شناور غرق شده
wreck U شناور غرق شده
watching mine U مین شناور در سطح اب
bottom mine U مین شناور عمقی
floats U روی اب نگهداشتن شناور
float U روی اب نگهداشتن شناور
floated U روی اب نگهداشتن شناور
light buoy U راهنمای شناور چراغدار
popping plug U طعمه ماهیگیری شناور
poppers U طعمه شناور ماهیگیری
power driven vessel U یگان شناور موتوری
wrecks U شناور غرق شده
submersible U غوطه ور شناور زیرابی
snagline mine U مین با شاخک شناور
plunge battery U باتری با الکترد شناور
consolidated pack ice U مجموعه یخهای شناور
drift fishing U ماهیگیری از قایق شناور
back float U شناور شدن روی اب
dial test indicator U دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
hovers U پلکیدن شناور واویزان بودن
lily pad U برگ شناور زنبق ابی
floating island U جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
float U شناور ساختن روی اب ایستادن
hovered U پلکیدن شناور واویزان بودن
drifted U جسم شناور برف باداورده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com