Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fatigue bending machine
U
دستگاه خمش دائمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
continous milling machine
U
دستگاه فرز دائمی
continous rod mill
U
دستگاه نورد سیم دائمی
Other Matches
standing orders
U
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order
U
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
retainers
U
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainer
U
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
constant
U
دائمی
standing
U
دائمی
first string
U
دائمی
perennial
U
دائمی
constants
U
دائمی
permanent
U
دائمی
ceaseless
U
دائمی
sequential
U
دائمی
continous
U
دائمی
perennials
U
دائمی
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
permanent storage
U
حافظه دائمی
permanent way
U
مسیر دائمی
permanent magnet
U
اهنربای دائمی
consistent flow
U
جریان دائمی
continual
U
دائمی همیشگی
constant power
U
توان دائمی
permanent load
U
بار دائمی
regular army
U
ارتش دائمی
regular salary
U
حقوق دائمی
permanent store
U
انباره دائمی
permanent tooth
U
دندان دائمی
costant load
U
بار دائمی
premanent way
U
خط ثابت خط دائمی
permanent color
U
رنگ دائمی
permanent storage
U
انبارش دائمی
creep limit
U
حد انبساط دائمی
permanent
U
دائمی ماندنی
permanent storage
U
انباره دائمی
everlasting
U
همیشگی دائمی
permanent saving
U
پس انداز دائمی
permanent structures
U
ساختمانهای دائمی
continous earth
U
زمین دائمی
permanent
U
سیر دائمی
permanent insane
U
مجنون دائمی
continous cycle
U
گردش دائمی
sustained speed
U
سرعت دائمی
permanent hardness
U
سختی دائمی
permanent income
U
درامد دائمی
permanent error
U
خطای دائمی
continous operation
U
کار دائمی
permanent consumption
U
مصرف دائمی
steady state
U
حالت دائمی
steady flow
U
جریان دائمی
continous running
U
گردش دائمی
continous rolling
U
نورد دائمی
eternal
U
بی پایان دائمی
standing committee
U
کمیته دائمی
standing army
U
ارتش دائمی
persistent inflation
U
تورم دائمی
permanent fault
U
عیب دائمی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
continous strand furnace
U
کوره رشتهای دائمی
continous traction
U
نیروی کشش دائمی
sustained short circuit
U
اتصال کوتاه دائمی
fereter
U
[معابد دائمی در کلیساها]
continous conveyor
U
بالابر دائمی و ثابت
continous anealing furnace
U
کوره ملتهب دائمی
continous mixer
U
مخلوط کننده دائمی
continous heating furnace
U
کوره حرارتی دائمی
perpetual motion machine
U
ماشین خودکار دائمی
keelboat
U
قایق با تیر دائمی کف
continuous rain
بارش باران دائمی
permanent magnet steel
U
فولاد اهنربای دائمی
cruising speed
U
سرعت دائمی اتومبیل
indefinite leave to remain
[British E]
U
جواز اقامت دائمی
fatigue bending test
U
ازمایش خمش دائمی
permanent residence permit
U
جواز اقامت دائمی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
continous casting plant
U
تاسیسات ریخته گری دائمی
perpetuates
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetual stock record
U
سابقه دائمی موجودی انبار
continous tinning line
U
تاسیسات قلع کاری دائمی
perennially
U
بطور ماندگاریا دائمی همیشه
alternating stress
U
تنش نوسان دار دائمی
perpetuating
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
engram
U
تحولات دائمی هسته سلول
perpetuated
U
دائمی کردن جاودانی ساختن
engramme
U
تحولات دائمی هسته سلول
continous casting method
U
روش ریخته گری دائمی
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
permanent emplacement
U
موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
permanent income hypothesis
U
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
mandate
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
mandate
U
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی
permafrost
U
لایه منجمد دائمی اعماق زمین
alnico
U
الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
hallucinosis
U
حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
cross to bear/carry
<idiom>
U
رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
engram
U
اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
engramme
U
اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
flag station
U
جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
thefts
U
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
theft
U
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
tenant in fee simple
U
متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
permanent income hypothesis
U
این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
presidium
U
هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
perpetual bonds
U
اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
air pollution monitoring
U
مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
apparatus
U
دستگاه
instrument
U
دستگاه
devices
U
دستگاه
device
U
دستگاه
utensils
U
دستگاه
systems
U
دستگاه
teams
U
یک دستگاه
team
U
یک دستگاه
nervous systems
U
دستگاه پی
utensil
U
دستگاه
appurtenance
U
دستگاه
plant
U
دستگاه
system
U
دستگاه
plants
U
دستگاه
nervous system
U
دستگاه پی
mechanism
U
دستگاه
unit
U
دستگاه
machine
U
دستگاه
set
U
دستگاه
machines
U
دستگاه
organ system
U
دستگاه
sets
U
دستگاه
unit
U
یک دستگاه
units
U
یک دستگاه
units
U
دستگاه
machined
U
دستگاه
mechanisms
U
دستگاه
installations
U
دستگاه
equipment
U
دستگاه
setting up
U
دستگاه
device code
U
کد دستگاه
installation
U
دستگاه
appliance
U
دستگاه
appliances
U
دستگاه
rhombohedral system
U
دستگاه لوزوجهی
device number
U
شماره دستگاه
device name
U
نام دستگاه
device status
U
وضعیت دستگاه
device independence
U
استقلال دستگاه
power plant
U
دستگاه تولیدنیروی
rivet gun
U
دستگاه پرچ
abrasive cutting machine
U
دستگاه برش
device flag
U
پرچم دستگاه
telegraphs
U
دستگاه تلگراف
receiving set
U
دستگاه گیرنده
abel closed tester
U
دستگاه ابل
rail cambering machine
U
دستگاه ریل خم کن
radio set
U
دستگاه رادیو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com