English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
air exhausting plant U دستگاه خلاء
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
in vacuo U در خلاء
vacuumed U خلاء
gaping U خلاء
gaped U خلاء
vacuum U خلاء
gape U خلاء
gapes U خلاء
vaccum U خلاء
vacuuming U خلاء
low vacuum U خلاء کم
lacuna U خلاء
invacuo U در خلاء
vacuums U خلاء
vaccum trap U تله خلاء
vacuum gage U خلاء سنج
vacuum impregnating process U پرسازی در خلاء
high vacuum U خلاء زیاد
vaccum tube U لامپ خلاء
vaccum tube lamp U لامپ خلاء
vacumm tube U لامپ خلاء
high vaccum tube U لامپ خلاء
hard vacuum U خلاء سخت
vacuum chamber U اتاق خلاء
high vaccum engineering U تکنیک خلاء
vaccum pump U پمپ خلاء
vacuum oven U اون خلاء
vacuum distillation U تقطیر در خلاء
vacuum tube U لامپ خلاء
vacuum tube U لوله خلاء
evacuated bellows U فانوسکهای خلاء
vacuum tunnel U تونل خلاء
vacuum pump U پمپ خلاء
absolute vacuum U خلاء مطلق
vacuum trust U تراست در خلاء
magnetic constant U پرمئابیلیته ی در خلاء
cavitation U خلاء زائی
ballonet U اطاقک خلاء
critcal fore pressure U فشار حد خلاء بحرانی
critical backing pressure U فشار حد خلاء بحرانی
vacuum tube light U نور لامپ خلاء
vacuum tube detector U اشکارساز با لامپ خلاء
vacuum precessed concrete U بتن با قالب خلاء
vaccum release valve U شیر خلاء شکن
vaccum drying U خشک کردن در خلاء
interstellar U خلاء بین- ستارهای
formwork with vacuum chambers U قالب بندی با خلاء
unbalanced forced U کمانکش به سوی خلاء
vaccum forming U شکل دادن در خلاء
halocline U منطقه خلاء غلظت
vacuum tube voltmeter U ولت سنج با لامپ خلاء
disk seal valve U لامپ خلاء با الکتردهای صفحهای
slipstream U استفاده از خلاء نفر جلو
pentode U لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
nixie tube U یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
triode U شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
field emission U پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
peripheral device U دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
gun slide U دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
performance factor U ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostat U دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine U دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
transducer U دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
plate milling stand U مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cone of silence U مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy U در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator U دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units U دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer U دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine U دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
direct access storage device U اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder U علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
intercept receiver U دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus U دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder U دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
telephone repeater U دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter U دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
laser linescan U دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism U دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant U زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument U دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
plant U دستگاه
utensil U دستگاه
device U دستگاه
devices U دستگاه
organ system U دستگاه
appurtenance U دستگاه
teams U یک دستگاه
team U یک دستگاه
equipment U دستگاه
apparatus U دستگاه
plants U دستگاه
nervous systems U دستگاه پی
systems U دستگاه
system U دستگاه
nervous system U دستگاه پی
instrument U دستگاه
utensils U دستگاه
mechanisms U دستگاه
unit U دستگاه
machine U دستگاه
appliance U دستگاه
installations U دستگاه
appliances U دستگاه
device code U کد دستگاه
mechanism U دستگاه
units U یک دستگاه
installation U دستگاه
unit U یک دستگاه
machines U دستگاه
set U دستگاه
sets U دستگاه
setting up U دستگاه
units U دستگاه
machined U دستگاه
device status U وضعیت دستگاه
device independence U مستقل از دستگاه
device number U شماره دستگاه
device dependent U وابسته به دستگاه
device driver U محرک دستگاه
device flag U پرچم دستگاه
device independence U استقلال دستگاه
device name U نام دستگاه
induction instrument U دستگاه القائی
power plants U دستگاه تولیدنیروی
crystal system U دستگاه بلور
input device U دستگاه ورودی
rolling mill U دستگاه نورد
rivet gun U دستگاه پرچ
rhombohedral system U دستگاه لوزوجهی
counter recoil U دستگاه عاید
instrumental accuracy U دقت دستگاه
instrumental error U خطای دستگاه
induction current instrument U دستگاه القائی
safety device U دستگاه ضامن
cyclon U دستگاه غبارگیر
device cluster U گروه دستگاه
dedicated device U دستگاه اختصاصی
power plant U دستگاه تولیدنیروی
hexagonal system U دستگاه شش گوشهای
honing machine U دستگاه سنگ
i.f.f. system U دستگاه تشخیص
identification of friend from foe U دستگاه تشخیص
illuminator U دستگاه روشنایی
cyclostat U دستگاه چرخش
coordinates U دستگاه مختصات
drill press U دستگاه مته
electromagnetic system U دستگاه الکترومغناطیسی
double v machine U دستگاه ورق خم کن
storage device U دستگاه ذخیره
electrostatic system U دستگاه الکتروستاتیکی
nervous system U دستگاه عصبی
evaporator U دستگاه اب شیرین کن
double column machine U دستگاه دو ستونی
nervous systems U دستگاه عصبی
fifth column U دستگاه جاسوسی
storage device U دستگاه انبارش
electric machine U دستگاه برقی
quantized system U دستگاه کوانتایی
electric apparatus U دستگاه الکتریکی
symbolic device U دستگاه سمبلیک
leverage U دستگاه اهرمی
duplexer U دستگاه دوراهه
supercharge U دستگاه تشدید
subassembly U مونتاژجزئی از یک دستگاه
storage device U دستگاه انباره
duplexing assembly U دستگاه دو راهه
drawing device U دستگاه ترسیمه
automatic U دستگاه خودکار
automatics U دستگاه خودکار
prime mover U دستگاه محرک
prime movers U دستگاه محرک
devices U شعار دستگاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com