Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extrapyramidal motor system
U
دستگاه حرکتی برون هرمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extrapyramidal system
U
دستگاه برون هرمی
pyramidical
U
هرمی
pyramidic
U
هرمی
pyramidal
U
هرمی
bipyramidal
U
دو هرمی
pyramidalization
U
هرمی شدن
pyramidal tracts
U
رشتههای هرمی
pyramidal structure
U
ساختار هرمی
pyramidal area
U
ناحیه هرمی
needle
U
ستون هرمی شکل
trigonal bipyramid
U
دو هرمی مثلث القاعده
needled
U
ستون هرمی شکل
needles
U
ستون هرمی شکل
needling
U
ستون هرمی شکل
acrocephalia
U
جمجمهء هرمی شکل
hollow square
U
[گچ بری هرمی رومی]
acrocephaly
U
جمجمهء هرمی شکل
square pyramidal molecule
U
مولکول هرمی مربع القاعده
aguilla
U
[ستون هرمی شکل سنگی]
trigonal bipyramidal molecule
U
مولکول دو هرمی مثلث القاعده
obelisks
U
ستون هرمی شکل سنگی
obelisk
U
ستون هرمی شکل سنگی
acrocephalic
U
دارای جمجمهء هرمی شکل
ziggurat
U
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikkurat
U
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zikyrat
U
برج بلند و طبقهء هرمی شکل پلکان دار
zoisite
U
دارای بلورهای هرمی شکل مرکب از سلیکات قلیایی وا لومینیومی
immovability
U
بی حرکتی
hypokinetic
U
کم حرکتی
misbehaciour
U
بد حرکتی
hypoergasia
U
کم حرکتی
dynamic
U
حرکتی
motor
U
حرکتی
dynamically
U
حرکتی
motors
U
حرکتی
motor-
U
حرکتی
stagnancy
U
بی حرکتی
enactive
U
حرکتی
motored
U
حرکتی
ideo motor
U
فکری- حرکتی
kinetic energy
U
انرژی حرکتی
premotor
U
پیش حرکتی
spatiomotor
U
فضایی- حرکتی
motor nerve
U
عصب حرکتی
motor movement
U
عمل حرکتی
movement pattern
U
الگوی حرکتی
psychomotor
U
روانی- حرکتی
quiescence
U
بی حرکتی خاموشی
ataxia
U
ناهماهنگی حرکتی
motor skill
U
مهارت حرکتی
movement pattern
U
انگاره حرکتی
motor unit
U
واحد حرکتی
akathisia
U
بیقراری حرکتی
momentum
U
نیروی حرکتی
motor learning
U
یادگیری حرکتی
kinematic similarity
U
تشابه حرکتی
motor neuron
U
نورون حرکتی
motoneuron
U
نورون حرکتی
inaction
U
بی حرکتی بیهودگی
motor area
U
ناحیه حرکتی
motor path
U
گذرگاه حرکتی
motor control
U
کنترل حرکتی
motor development
U
رشد حرکتی
sensorimotor
U
حسی- حرکتی
motor function
U
کارکرد حرکتی
visuo motor
U
دیداری- حرکتی
sea anchor
U
وسیله هرمی شکل یا چتربرزنتی که به دنبال قایق بسته میشود تاباد مانع تغییرمسیرنشود
technomotorial skill
U
مهارت تکنیکی- حرکتی
gross motor skills
U
مهارتهای حرکتی درشت
dynamic balance
U
تعادل و توازن حرکتی
dead center
U
مرکز سکون و بی حرکتی
dysmetria
U
اختلال حرکتی- تخمینی
locomotion
U
جابه جایی حرکتی
fine motor skills
U
مهارتهای حرکتی فریف
ideo motor act
U
عمل فکری- حرکتی
sensorimotor arc
U
قوس حسی- حرکتی
motor aphasia
U
زبان پریشی حرکتی
locomotor
U
ابتلاء اعضای حرکتی
psychomotor agitation
U
بیقراری روانی- حرکتی
motor perceptual region
U
ناحیه حرکتی- ادراکی
psychomotor retardation
U
کندی روانی- حرکتی
locomotory
U
ابتلاء اعضای حرکتی
motor education
U
تعلیم و تربیت حرکتی
psychomotor tests
U
ازمونهای روانی- حرکتی
caban
U
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
audiogyral illusion
U
خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
brace scale of motor ability
U
مقیاس توانش حرکتی بریس
locomotory
U
دارای گرفتاری دراعضای حرکتی
abducens nerve
U
عصب حرکتی خارجی چشم
locomotor
U
دارای گرفتاری در اعضای حرکتی
nervus abducens
U
عصب حرکتی خارجی چشم
nervus oculomotorius
U
عصب حرکتی عمومی چشم
oculomotor nerve
U
عصب حرکتی عمومی چشم
purdue perceptual motor survey
U
ازمون ادراکی- حرکتی پردو
psychomotor stimulant
U
داروی محرک روانی- حرکتی
audiogravic illusion
U
خطای ادراکی حرکتی-شنیداری
pyramiding
U
سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
visual bender motor gestalt test
U
ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
bender visual motor gestalt test
U
ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
fixed bridge
U
پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
circulating
U
ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
extrados
U
برون سو
output
U
برون ده
outputs
U
برون ده
exogenous
U
برون زا
outcrops
U
برون زد
outhaul line
U
برون کش
outcrop
U
برون زد
outside
U
برون
without
U
برون
outsides
U
برون
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
extroverts
U
برون گرای
physiognomy
U
برون چهر
physiognomies
U
برون چهر
acting out
U
برون ریزی
immigration
U
برون کوچی
copper extraction
U
برون کشیدن مس
drive!
U
برون!
[با ماشین]
accommodation
U
برون سازی
eccentricity
U
برون مرکزی
eccentricities
U
برون مرکزی
extrovert
U
برون گرای
the out ward eye
U
چشم برون
evacuation
U
برون بری
evacuation
U
برون ریزی
effusion
U
برون تراوی
effusions
U
برون ریزی
effusions
U
برون تراوی
extrapolations
U
برون یابی
suburban
U
برون شهری
off line
U
برون خطی
suburb
U
برون شهر
output
U
برون داد
outputs
U
برون داد
effusion
U
برون ریزی
extrapolation
U
برون یابی
extroversion
U
برون گرایی
emigration
U
برون کوچی
purges
U
برون ریزی
purged
U
برون ریزی
exopsychic
U
برون روانی
purge
U
برون ریزی
exogenous variable
U
متغیر برون زا
exogenous
U
برون زاد
exogenous
U
برون روینده
exogen
U
گیاه برون رو
exvia
U
برون زیست
externality
U
برون بودگی
exteroceptive
U
برون تنی
out group
U
برون گروه
extraterritoriality
U
برون مرزی
extraterritorial
U
برون مرزی
extratensive
U
برون نگر
extrajection
U
برون اندازی
objectives
U
برون ذات
objective
U
برون ذات
self contained
U
برون بی نیاز
extragalactic
U
برون کهکشانی
extrafusal
U
برون دوکی
discharge
U
برون ریزی
discharges
U
برون ریزی
extracyclic
U
برون حلقهای
exterritorial
U
برون مرزی
exogamy
U
برون پیوندی
exocrine
U
برون تراو
epithelium
U
برون پوش
out flow
U
برون ریز
exudation
U
برون نشست
ectoparasite
U
انگل برون زی
exogamy
U
برون همسری
effuent
U
برون ریز
ectorderm
U
برون پوست
outlier
U
برون هشته
outer directed
U
برون وابسته
egest
U
برون کردن
oversea
U
برون مرزی
exocathection
U
برون پردازی
accommodations
U
برون سازی
outsight
U
برون بینی
objectivism
U
برون گرایی
pericardium
U
برون شامه دل
offline
U
برون خطی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com