Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
peripheral device
U
دستگاه جنبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circumferential
U
جنبی
bypasses
U
جنبی
bypassing
U
جنبی
next door
[to]
<adv.>
U
جنبی
bypassed
U
جنبی
hypokinesis
U
کم جنبی
margins
U
جنبی
margin
U
جنبی
peripheral
U
جنبی
lateral
U
جنبی
bypass
U
جنبی
sideways
U
جنبی
laterad
U
جنبی
side view
U
نمای جنبی
bypasses
U
مسیر جنبی
coproduct
U
فراورده جنبی
next
U
پهلویی جنبی
bypassed
U
مسیر جنبی
bypass
U
مسیر جنبی
collateral heirs
U
وراث جنبی
by-products
U
فراورده جنبی
bypassing
U
مسیر جنبی
slow motion
U
کند جنبی
by-product
U
فراورده جنبی
auxiliary service
U
خدمات جنبی
bradykinesis
U
کند جنبی
racking stress
U
تنش جنبی
lateral
U
جنبی جناحی
by product
U
محصول جنبی
immediately next door
<adv.>
U
همین جنبی
margin cost
U
هزینه جنبی
side effects
U
اثرات جنبی
peripheral processor
U
پردازشگر جنبی
off hand game
U
بازی جنبی
peripheral driver
U
محرک جنبی
peripheral equipment
U
تجهیزات جنبی
peripheral unit
U
واحد جنبی
photokinesis
U
نور جنبی
adjunctive therapy
U
درمان جنبی
peripheral control unit
U
واحد کنترل جنبی
peripheral controller
U
کنترل کننده جنبی
yaw
U
حرکت جنبی قایق
byway
U
کار یا فعالیت جنبی
byways
U
کار یا فعالیت جنبی
yawed
U
حرکت جنبی قایق
aids to trade
U
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
ultromotivy
U
جنبش خود بخود نیروی خودبخودی جنبی
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cross servicing
U
خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units
U
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
U
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
U
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
U
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
insulation testing apparatus
U
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
intercept receiver
U
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
laser linescan
U
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
telephone repeater
U
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
survey meter
U
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
preset vector
U
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
U
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
U
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
unit
U
یک دستگاه
units
U
یک دستگاه
system
U
دستگاه
unit
U
دستگاه
appurtenance
U
دستگاه
devices
U
دستگاه
device
U
دستگاه
systems
U
دستگاه
units
U
دستگاه
apparatus
U
دستگاه
equipment
U
دستگاه
plant
U
دستگاه
set
U
دستگاه
installations
U
دستگاه
sets
U
دستگاه
plants
U
دستگاه
installation
U
دستگاه
mechanism
U
دستگاه
utensils
U
دستگاه
nervous system
U
دستگاه پی
machine
U
دستگاه
nervous systems
U
دستگاه پی
utensil
U
دستگاه
machines
U
دستگاه
machined
U
دستگاه
mechanisms
U
دستگاه
appliances
U
دستگاه
team
U
یک دستگاه
organ system
U
دستگاه
instrument
U
دستگاه
appliance
U
دستگاه
teams
U
یک دستگاه
device code
U
کد دستگاه
setting up
U
دستگاه
device
U
شعار دستگاه
retort
U
دستگاه تقطیر
null instrument
U
دستگاه صفر
retorts
U
دستگاه تقطیر
permeameter
U
دستگاه نفوذسنج
apparatus
U
الت دستگاه
idiot box
<idiom>
U
دستگاه تلوزیون
leverage
U
دستگاه اهرمی
set
U
چیدن دستگاه
guns
U
دستگاه تزریق
gun
U
دستگاه تزریق
non quantized system
U
دستگاه ناکوانتایی
non quantized system
U
دستگاه کلاسیک
devices
U
شعار دستگاه
tape drives
U
دستگاه نوارخوان
output device
U
دستگاه خروجی
fifth column
U
دستگاه جاسوسی
robot
U
دستگاه خودکار
appendages
U
دستگاه فرعی
appendage
U
دستگاه فرعی
papalism
U
دستگاه پاپ
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
orsat apparatus
U
دستگاه رسا
prime mover
U
دستگاه محرک
prime movers
U
دستگاه محرک
curlers
U
دستگاه فرزنی
robots
U
دستگاه خودکار
obsolescence free
U
دستگاه متروک
oil press
U
دستگاه عصاری
cyclostat
U
دستگاه چرخش
automatic
U
دستگاه خودکار
automatics
U
دستگاه خودکار
curler
U
دستگاه فرزنی
passive device
U
دستگاه منفعل
nervous system
U
دستگاه عصبی
nervous systems
U
دستگاه عصبی
operating signal
U
سیگنال دستگاه
accept machine
دستگاه پذیرنده
blasting machine
U
دستگاه ترکش
carpenter's bench
U
دستگاه نجاری
hexagonal system
U
دستگاه شش گوشهای
classical system
U
دستگاه کلاسیک
mobile plant
U
دستگاه متحرک
giorgi system
U
دستگاه جورجی
gasifying apparatus
U
دستگاه تبخیر
communication device
U
دستگاه ارتباطی
folding machine
U
دستگاه خم کاری
evaporator
U
دستگاه اب شیرین کن
control gear
U
دستگاه کنترل
coordinates
U
دستگاه مختصات
electrostatic system
U
دستگاه الکتروستاتیکی
electromagnetic system
U
دستگاه الکترومغناطیسی
honing machine
U
دستگاه سنگ
i.f.f. system
U
دستگاه تشخیص
blooming roll
U
دستگاه نوردشمشه
bracing system
U
دستگاه مهاربندی
bradyscope
U
دستگاه کندنما
breating apparatus
U
دستگاه دم زدن
breating apparatus
U
دستگاه تنفس
breech mechanism
U
دستگاه کولاس
brick moulding
U
دستگاه خشتزنی
bridging set
U
دستگاه پلوار
induction instrument
U
دستگاه القائی
induction current instrument
U
دستگاه القائی
illuminator
U
دستگاه روشنایی
c.g.s. system
U
دستگاه سگث
identification of friend from foe
U
دستگاه تشخیص
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com