Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
absolute system of units
U
دستگاه احاد مطلق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
international system of units
U
دستگاه بین المللی احاد
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
instrument for absolute measurement
U
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
system of units
U
سلسه احاد
unit system
U
سلسله احاد
derived units
U
احاد فرعی
collectivism
U
اعتقاد به این مسئله که جامعه باید به وسیله مساعی جمعی وهمکاری همه احاد ان اداره شود
absolute volue
U
مقدار مطلق قدر مطلق
synchro
U
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator
U
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph
U
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder
U
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
U
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed
U
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
ac dc set
U
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
U
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor
U
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
equilibrator
U
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
U
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
peripheral device
U
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
U
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
gun slide
U
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
cold swaging machine
U
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
rheostatic
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
U
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
U
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
transducer
U
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device
U
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier
U
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
U
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
totals
U
مطلق
abstract
U
مطلق
abstracting
U
مطلق
totalling
U
مطلق
absolute
U
مطلق
arbitrary
U
مطلق
sovereign
U
مطلق
sovereigns
U
مطلق
positive
U
مطلق
magisterial
U
مطلق
unrestrained
U
مطلق
purer
U
مطلق
abstracts
U
مطلق
total
U
مطلق
unconditional
U
مطلق
implicit
U
مطلق
downright
U
مطلق
absolutes
U
مطلق
totalled
U
مطلق
totaling
U
مطلق
totaled
U
مطلق
inconditionate
U
مطلق
unalienable
<adj.>
U
مطلق
thorough going
U
مطلق
slickest
U
مطلق
inevitable
<adj.>
U
مطلق
slick
U
مطلق
inalienable
<adj.>
U
مطلق
absolute
<adj.>
U
مطلق
alodial
U
مطلق
free
U
مطلق
utter
U
مطلق
utters
U
مطلق
uttered
U
مطلق
purest
U
مطلق
thetical
U
مطلق
pure
U
مطلق
allodial
U
مطلق
thetic
U
مطلق
autocratic
U
مطلق
categorical
U
مطلق
sheer
U
مطلق
frees
U
مطلق
unalterable
<adj.>
U
مطلق
freeing
U
مطلق
stark
U
مطلق
starker
U
مطلق
starkest
U
مطلق
freed
U
مطلق
categoric
U
مطلق
indispensable
<adj.>
U
مطلق
starkly
U
مطلق
modulusp
U
قدر مطلق
absolute temperature scale
U
مقیاس مطلق
absolute vacuum
U
خلاء مطلق
seisin
U
تصرف مطلق
modulus
U
قدر مطلق
absolute unit
U
واحد مطلق
(not a) snowball's chance in hell
<idiom>
U
بد شانس مطلق
absolute scale
U
مقیاس مطلق
absolute priority
U
اولویت مطلق
an abstroct number
U
عدد مطلق
welsh mortgage
U
رهن مطلق
universal legacy
U
وصیت مطلق
command automatism
U
فرمانبری مطلق
absolutism
U
مطلق نگری
alodium
U
ملک مطلق
shoo-in
<idiom>
U
برنده مطلق
omnipotent
U
قادر مطلق
absolute price
U
قیمت مطلق
magisterially
U
بطور مطلق
absolute temperature
U
دمای مطلق
almightly
U
قادر مطلق
all-powerful
U
قادر مطلق
summum bonum
U
خیر مطلق
abstractly
U
بطور مطلق
magistrially
U
بطور مطلق
freehold
U
ملک مطلق
absolutism
U
مطلق گرائی
the positive d.
U
درجه مطلق
the preterite tense
U
ماضی مطلق
dead halt
U
توقف مطلق
absolute majority
U
اکثریت مطلق
absolute zero
U
صفر مطلق
absolute zaro
U
صفر مطلق
absolute volume
U
حجم مطلق
autocratically
U
بطور مطلق
simpliciter
U
بطور مطلق
absolute volue
U
ارزش مطلق
arbitrary
U
مطلق مستبدانه
autarchy
U
حاکم مطلق
absolute viscosity
U
لزجت مطلق
absolute velocity
U
سرعت مطلق
absolute value
U
مقدار مطلق
seizin
U
تصرف مطلق
absolute value
U
ارزش مطلق
autarky
U
حاکم مطلق
oversoul
U
حقیقت مطلق
pansophism
U
دانش مطلق
absolute sensitivity
U
حساسیت مطلق
autocracy
U
حکومت مطلق
absolutism
U
مطلق گرایی
categorical imperative
U
امر مطلق
perfect loss
U
زیان مطلق
past or preterite d.
U
ماضی مطلق
quiet enjoyment
U
واگذاری مطلق
absolute viscosity
U
گرانروی مطلق
absolute value
U
قدر مطلق
absolute pressure
U
فشار مطلق
individuum
U
هستی مطلق
absolute frequency
U
فراوانی مطلق
absolute energy
U
انرژی مطلق
imperator
U
فرمانروای مطلق
absolute authortity
U
اختیار مطلق
absolute authortity
U
اقتدار مطلق
absolute cell reference
U
رجوع مطلق سل
absolute coulomb
U
کولن مطلق
absolute deficiency
U
نقص مطلق
absolute altitude
U
ارتفاع مطلق
abstract
U
مطلق خیالی
irrelative
U
نا مربوط مطلق
absolute accommodation
U
انطباق مطلق
absolute address
U
نشانی مطلق
absolute address
آدرس مطلق
absolute advantage
U
برتری مطلق
absolute alcohol
U
الکل مطلق
anhydrous alcohol
U
الکل مطلق
abstracts
U
مطلق خیالی
abstracting
U
مطلق خیالی
absolute paths
U
مسیر مطلق
absolute density
U
چگالی مطلق
dynamic viscosity
U
گرانروی مطلق
global minimum
U
حداقل مطلق
global maximum
U
حداکثر مطلق
magnitude
U
قدر مطلق
absolute ether
U
اثر مطلق
general power of attorney
U
وکالت مطلق
omnipotence
U
قدرت مطلق
absolute frequency
U
بسامد مطلق
ens
U
هستی مطلق
freeholder
U
مالک مطلق
absolute gravity
U
سنگینی مطلق
absolute error
U
اشتباه مطلق
absolute deviation
U
انحراف مطلق
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute drought
U
خشکی مطلق
absolute efficiency
U
کارائی مطلق
absolute error
U
خطای مطلق
absolute humidity
U
رطوبت مطلق
absolute potential
U
پتانسیل مطلق
autocrats
U
سلطان مطلق
absolute threshold
آستانه مطلق
despots
U
حاکم مطلق
absolute permeability
U
نفوذپذیری مطلق
absolute loader
U
بارکننده مطلق
absolute luminosity
U
درخشندگی مطلق
absolute nullity
U
بطلان مطلق
princes
U
فرمانروای مطلق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com