English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
conditional instruction U دستورالعمل شرطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
conditional jump instruction U دستورالعمل پرش شرطی
Other Matches
shift instruction U دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
briefing direction U دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing U فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
conditioning U شرطی کردن شرطی سازی
arithmetic instruction U دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
pause instruction U دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction counter U شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
apodosis U مکمل جملهء شرطی نتیجه جملهء شرطی
eventual U شرطی
conditioned U شرطی
protatic U شرطی
provisional U شرطی
conditional U شرطی
provisory U شرطی
conditioned suppression U منع شرطی
conditioned stimulus U محرک شرطی
conditional transfer U انتقال شرطی
conditioning U شرطی شدن
conditioned reflex U بازتاب شرطی
unconditioned U غیر شرطی
provisos U جمله شرطی
the subjunctive mood U وجه شرطی
soft hyphen U خط تیره شرطی
subjunctive U وجه شرطی
proviso U جمله شرطی
case branch U انشعاب شرطی
conditional branch U انشعاب شرطی
conditonal branching U انشعاب شرطی
conditioned response U پاسخ شرطی
conditionality U صورت شرطی
condeitional branch U انشعاب شرطی
conditional operator U عملگر شرطی
conditional jump U جهش شرطی
conditioned response U واکنش شرطی
conditional statement U حکم شرطی
conditional statement U دستور شرطی
unconditioning U شرطی زدایی
conditioned inhibition U بازداری شرطی
provisional U شرطی مشروط
on no condition U به هیچ شرطی
reconditioning U شرطی کردن مجدد
operant conditioning U شرطی شدن کنش گر
operant conditioning U شرطی شدن عامل
pavlovian conditioning U شرطی شدن پاولفی
unconditioned inhibition U بازداری غیر شرطی
counterconditioning U شرطی سازی تقابلی
conditional breakpoint U نقطه انفصال شرطی
subjunctive U وابسته بوجه شرطی
cer U پاسخ هیجانی شرطی
conditioned emotional response U پاسخ هیجانی شرطی
classical conditioning U شرطی سازی کلاسیک
avoidance conditioning U شرطی کردن اجتنابی
conditioned escape response U پاسخ گریز شرطی
modal auxiliary U فعل معین شرطی
instrumental conditioning U شرطی شدن وسیلهای
conditioned avoidance response U پاسخ اجتنابی شرطی
cross conditioning U شرطی شدن ضمنی
eventual U موکول بانجام شرطی
conditionability U قابلیت شرطی شدن
preconditioning U پیش شرطی کردن
unconditional U غیر شرطی بی شرط
type r conditioning U شرطی شدن نوع ار
unconditional branch U انشعاب غیر شرطی
type s conditioning U شرطی شدن نوع اس
ucr U پاسخ غیر شرطی
unconditioned stimulus U محرک غیر شرطی
To win (lose ) a bet . U شرطی رابردن (باختن )
ucs U محرک غیر شرطی
vicarious conditioning U شرطی شدن مشاهدهای
vicarious conditioning U شرطی شدن جانشینی
unconditional jump U جهش غیر شرطی
unconditional transfer U انتقال غیر شرطی
unconditioned reflex U بازتاب غیر شرطی
unconditioned response U پاسخ غیر شرطی
backward conditioning U شرطی کردن وارونه
condition U عارضه شرطی کردن
delayed conditioning U شرطی سازی درنگیده
differential conditioning U شرطی سازی افتراقی
trace conditioning U شرطی کردن ردی
provisorily U بطور شرطی یا موقت
procedure U دستورالعمل
instructions U دستورالعمل
directions U دستورالعمل
operating manual U دستورالعمل
instruction U دستورالعمل
ground rule U دستورالعمل
order U دستورالعمل
recipes U دستورالعمل
perscription U دستورالعمل
recipe U دستورالعمل
functions U دستورالعمل
functioned U دستورالعمل
function U دستورالعمل
policies U سند معلق به انجام شرطی
policy U سند معلق به انجام شرطی
To purchase on approval . U بشرط امتحان ( شرطی )خریدن
higher order conditioning U شرطی سازی سطح بالا
eyelid conditioning U شرطی کردن پلک چشم
stop instruction U دستورالعمل توقف
halt instruction U دستورالعمل توقف
entry instruction U دستورالعمل دخول
instruction code U رمز دستورالعمل
field order U دستورالعمل رزمی
instruction cycle U چرخه دستورالعمل
instruction foramt U قالب دستورالعمل
instruction mix U اختلاط دستورالعمل
instruction length U طول دستورالعمل
flight manual U دستورالعمل پرواز
instruction register U ثبات دستورالعمل
nonexecutable statement U دستورالعمل اجراناپذیر
null instruction U دستورالعمل پوچ
object code U دستورالعمل مقصود
one address instruction U دستورالعمل یک ادرسه
privileged instruction U دستورالعمل ممتاز
pseudo code U شبه دستورالعمل
pseudo instruction U شبه دستورالعمل
push instruction U دستورالعمل نشاندن
quasi instruction U شبه دستورالعمل
repetition instruction U دستورالعمل تکرار
ship husbandary manual U دستورالعمل جرثقیل ها
no op instruction U دستورالعمل بی اثر
microcode U ریز دستورالعمل
instruction set U مجموعه دستورالعمل
instruction time U زمان دستورالعمل
instruction word U کلمه دستورالعمل
ir U ثبات دستورالعمل
logic instruction U دستورالعمل منطقی
logical instruction U دستورالعمل منطقی
machine instruction U دستورالعمل ماشین
macro instruction U درشت دستورالعمل
micro instruction U ریز دستورالعمل
pull instruction U دستورالعمل بازیابی
command processing U پردازش دستورالعمل
prescriptions U تجویز دستورالعمل
current instruction U دستورالعمل جاری
prescription U تجویز دستورالعمل
decision instruction U دستورالعمل تصمیمی
decision instruction U دستورالعمل تصمیم
action statement U دستورالعمل اقدام
order U دستورالعمل دستور
direction U دستورالعمل جهت
code U برنامه دستورالعمل ها
arithmetic instruction U دستورالعمل حسابی
computer instruction U دستورالعمل کامپیوتر
guidance U دستورالعمل راهنما
instruction repertoire U موجودی دستورالعمل
branch instruction U دستورالعمل انشعاب
dummy instruction U دستورالعمل ساختگی
call instruction U دستورالعمل فراخوانی
iterative process U فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
deferred dividened U سودی که پرداخت ان مشروط به شرطی باشد
She will only date you if you ... U او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
unconditional U آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
machine instruction set U مجموعه دستورالعمل ماشین
verb U دستورالعمل انجام عملی
budget directive U دستورالعمل تهیه بودجه
looping instruction U دستورالعمل حلقه زنی
microcode U دستورالعمل های ریز
variable instruction length U دستورالعمل با طول متغیر
assembly language instruction U دستورالعمل زبان اسمبلی
million instructions per second U میلیون دستورالعمل در ثانیه
mips U یک میلیون دستورالعمل درثانیه
multiple address instruction U دستورالعمل چند ادرسه
airworthiness directive U دستورالعمل صلاحیت پرواز
verbs U دستورالعمل انجام عملی
kips U هزار دستورالعمل درثانیه
pop instruction U دستورالعمل بازیابی از پشته
letter of instruction U دستورالعمل انجام کار
computer instruction set U مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
instruction control unit U واحد کنترل دستورالعمل
instruction cycle U سیکل یاچرخش دستورالعمل
instruction lookahead U پیش بینی دستورالعمل
effective date U تاریخ شروداجرای دستورالعمل
damage control bills U دستورالعمل کنترل خسارات
estate in fee U مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
esorow U سندرسمی که اجرای ان موکول به تحقق شرطی باشد
programmed instruction U دستورالعمل برنامه ریزی شده
initiating directive U دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
four address instruction U نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
manual U دستورالعمل راهنمای انجام کار
directives U راهنمای انجام کار دستورالعمل
macroprogramming U برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
directive U راهنمای انجام کار دستورالعمل
zero U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
zeroes U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
branch U یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
jump instruction U پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
branches U یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
zeros U پرش شرطی در صورتی که پرچم یا ثباتی صفر باشد
bumf U اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format U داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats U داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
This must not happen in future at any cost. U در آینده این موضوع به هیچ شرطی نباید پیش بیاید.
commander's guidance U دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
instructions U راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
component change order U دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
instruction U راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
boot U اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
while loop U دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
jump instruction U دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com