English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
record blocking U دسته کردن رکوردها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
record blocking U بلاکه کردن رکوردها
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
bundles U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling U متمرکز کردن دسته کردن دسته
sorted U دسته دسته کردن
regiments U دسته دسته کردن
windrow U دسته دسته کردن
groups U دسته دسته کردن
sort U دسته دسته کردن
distribute U دسته دسته کردن
sorts U دسته دسته کردن
classify U دسته دسته کردن
group U دسته دسته کردن
regiment U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته کردن
record count U شمارش رکوردها
record separator U جداکننده رکوردها
alphabetical order U ترتیب رکوردها
record management U مدیریت رکوردها
record gap U شکاف بین رکوردها
record layout U ترتیب کلی رکوردها
record layout U طرح کلی رکوردها
blocking factor U تعداد رکوردها در بلاک
record gap U فاصله خالی بین رکوردها
length U تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده
lengths U تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده
interrogation U ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
interrogations U ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل
chronological order U ترتیب رکوردها و فایل ها با توجه به تاریخ آنها
indexing U فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
hierarchical communications system U پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
maps U شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
map U شرح نحوه ارتباط رکوردها و فیلدها در پایگاه داده ها
database U شرح روش ارتباط رکوردها و فیلدهای پایگاه داده
databases U شرح روش ارتباط رکوردها و فیلدهای پایگاه داده
accession number U شماره رکورد که ترتیب ورود رکوردها را نشان میدهد
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
output U مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
outputs U مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
library U کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
adds U فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
libraries U کتابها یا رکوردها و... که عموم می توانند فرض کنند که معمولا در یک محل عمومی قرار دارند
add U فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
adding U فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
aggroup U دسته کردن
wreathing U گل ها را دسته کردن
faggot U دسته کردن
bundling U دسته کردن
trusses U دسته کردن
bands U دسته کردن
band U دسته کردن
wreathed U گل ها را دسته کردن
truss U دسته کردن
trussed U دسته کردن
cluster U دسته کردن
batching U دسته کردن
faggots U دسته کردن
fagot U دسته کردن
bundles U دسته کردن
trussing U دسته کردن
wreathe U گل ها را دسته کردن
sheaf U دسته کردن
bundle U دسته کردن
wreathes U گل ها را دسته کردن
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
sorts U دسته کردن طبقه بندی کردن
sorted U دسته کردن طبقه بندی کردن
sort U دسته کردن طبقه بندی کردن
sort U دسته بندی کردن
regimentalation U دسته بندی کردن
categorized U دسته بندی کردن
cluster bomb U سنبله دسته کردن
categorize U دسته بندی کردن
groupage U دسته بندی کردن
teams U دسته درست کردن
quire U کاغذ را دسته کردن
classifying U دسته بندی کردن
rally U دسته بندی کردن
rating U دسته بندی کردن
group U دسته بندی کردن
classify U دسته بندی کردن
ratings U دسته بندی کردن
classifies U دسته بندی کردن
team U دسته درست کردن
grade U دسته بندی کردن
groups U دسته بندی کردن
categorizes U دسته بندی کردن
cluster U سنبله دسته کردن
cluster bombs U سنبله دسته کردن
resorts U دسته بندی کردن
categorises U دسته بندی کردن
clusters U سنبله دسته کردن
to erect into U دسته بندی کردن به
to categorize U دسته بندی کردن
categorising U دسته بندی کردن
categorizing U دسته بندی کردن
resort U دسته بندی کردن
resorted U دسته بندی کردن
categorised U دسته بندی کردن
to form into groups U دسته بندی کردن
grades U دسته بندی کردن
tables U ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled U ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling U ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table U ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
gangs U دسته جمعی عمل کردن
to make up hay in to bundles U علف خشک را دسته کردن
choruses U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
To make a gaffe . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
To drop a brick . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
rat U دسته خود را ترک کردن
hand-to-hand U دسته و پنجه نرم کردن
chorused U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
gang U دسته جمعی عمل کردن
chorus U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
To put ones foot in it . <idiom> U دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
hand to hand U دسته و پنجه نرم کردن
chorusing U هم سرایی کردن دسته خوانندگان
lorgnette U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
update U فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
updated U فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
record U برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند
updates U فایلی که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکوردها است که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود
sheave U دسته کردن بصورت بافه دراوردن
ranks U درجه دادن دسته بندی کردن
ranked U درجه دادن دسته بندی کردن
rank U درجه دادن دسته بندی کردن
beams U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
beam U دسته کردن اشعه الکترونی جهت دادن
to crack [break up] a gang U دسته جنایتکاران را منحل کردن [اصطلاح روزمره]
bunch U دسته کردن خوشه کردن
bunched U دسته کردن خوشه کردن
batches U دسته کردن مجموع کردن
bunches U دسته کردن خوشه کردن
bunching U دسته کردن خوشه کردن
batch U دسته کردن مجموع کردن
to go on a picnic U بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
to go a mumming U در دسته نقاب پوشان و لال بازان شرکت کردن
resort U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorts U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
lot integrity U دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
resorted U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
trooped U دسته دسته شدن
streams of people U دسته دسته مردم
trooping U دسته دسته شدن
they came in bands U دسته دسته امدند
sect U دسته دسته مذهبی
sects U دسته دسته مذهبی
assort U دسته دسته شدن
in detail U مفصلا دسته دسته
troop U دسته دسته شدن
shoals of people U دسته دسته مردم
scores of people U دسته دسته مردم
coaction U عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
manager U برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
managers U برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
grade U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades U دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
dizen U دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
strike U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
platoons U دسته
genus U دسته
clan U دسته
skulk U دسته
batches U دسته
range U دسته
covey U دسته
setting up U دسته
shook U دسته
detachment U دسته
pitman U دسته
batch U دسته
detachments U دسته
bouquets U دسته گل
nosegay U دسته گل
platoon U دسته
bail arm U دسته
clans U دسته
category U دسته
work team U دسته
stems U دسته
classis U دسته
classing U دسته
ilk U دسته
schools U دسته
tussock U دسته مو
school U دسته
tussocks U دسته مو
class U دسته
classed U دسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com