English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
loom U دسته پارو
loomed U دسته پارو
looming U دسته پارو
looms U دسته پارو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mounting U دسته و پشت بند دسته شمشیر
shoveled U پارو
shoveling U پارو
rowlock U جا پارو
shovelled U پارو
shovelling U پارو
to trample on U پارو
snow shovel U پارو
rowlocks U جا پارو
shovel U پارو
paddle U پارو
paddled U پارو
paddles U پارو
paddling U پارو
shovels U پارو
catch U پارو به اب
oars U پارو
oar U پارو
paddler U پارو زن
paidle U پارو
oarsmen U پارو زن
oarsman U پارو زن
oarage U پارو
nosegay U دسته گل یایک دسته علف
boat your oars U پارو به قایق
row U پارو زدن
rowed U پارو زدن
rows U پارو زدن
oars U پارو زدن
becket U حلقه پارو
to ply the oar U پارو زدن
rowlocks U ضامن پارو
rowlock U ضامن پارو
toss your oars U پارو بالا
sculled U پارو زدن
scull U پارو زدن
oar U پارو زدن
double banked boat U قایق دو پارو زن
sculls U پارو زدن
oars forward U پارو به جلو
single banked boat U قایق تک پارو زن
oars down U پارو پایین
ship your oars U پارو بیرون
lorgnette U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes U ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
catch U بل گرفتن دخول پارو در اب
oarlock U جایگاه فلزی پارو
give way U فرمان با هم پارو بزنید
be in the money <idiom> U پول پارو کردن
die U پارو زدن شدید
he rows 0 to the minute U او دقیقهای سی پارو میزند
pull a good oar U خوب پارو زدن
to pull a good oar U خوب پارو زدن
looms U قسمت میانی پارو
backwater U برعکس پارو زدن
backwaters U برعکس پارو زدن
looming U قسمت میانی پارو
to pull a lone oar U تنها پارو زدن
loomed U قسمت میانی پارو
oarsman U پارو زن مسابقات قایقرانی
to row back U به عقب پارو زدن
oarsmen U پارو زن مسابقات قایقرانی
double banked boat U قایق جفت پارو زن
loom U قسمت میانی پارو
to tug at the oar U بزحمت پارو زدن
finishes U بیرون اوردن پارو در هر بار از اب
have money to burn <idiom> U پول از پارو بالا رفتن
thole U چوب یا میله اهرم پارو
finish U بیرون اوردن پارو در هر بار از اب
back wash U حرکت اب در نتیجه پارو زدن
catch a crab U تصادفا پارو را داخل اب کردن
scull U حرکت قایق در اب به وسیله پارو
sculls U حرکت قایق در اب به وسیله پارو
sculled U حرکت قایق در اب به وسیله پارو
paddling U پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
butting U حلقه چرمی دور دستگیره پارو
I've shoveled snow all the morning. U من تمام صبح برف پارو کردم.
paddle U پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
paddles U پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
paddled U پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
feather U تیغه پارو راافقی در اب بردن و پاروزدن با مقاومت کم اب و هوا
shoals of people U دسته دسته مردم
streams of people U دسته دسته مردم
regiment U دسته دسته کردن
regiments U دسته دسته کردن
in detail U مفصلا دسته دسته
sects U دسته دسته مذهبی
scores of people U دسته دسته مردم
troop U دسته دسته شدن
trooped U دسته دسته شدن
trooping U دسته دسته شدن
classify U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته کردن
assort U دسته دسته شدن
sect U دسته دسته مذهبی
windrow U دسته دسته کردن
distribute U دسته دسته کردن
they came in bands U دسته دسته امدند
sort U دسته دسته کردن
groups U دسته دسته کردن
group U دسته دسته کردن
sorted U دسته دسته کردن
sorts U دسته دسته کردن
shelling U قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shells U قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shell U قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
pushaway U غلطاندن گوی بولینگ از جلوبدن حرکت پارو با دورشدن تیغه از قایق
to form into groups U دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction U عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
strikes U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strike U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
lied U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie U زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
squaring U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
scratch U سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratching U سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratches U سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratched U سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
bundles U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle U متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling U متمرکز کردن دسته کردن دسته
skull U حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls U حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
procession U دسته
bunching U دسته
parcel U دسته
platoon U دسته
pitman U دسته
gangs U دسته
clan U دسته
ringleaders U سر دسته
A bouquet (bunch)of flowers. U دسته گه
sheaf U دسته
bail arm U دسته
category U دسته
clans U دسته
ringleader U سر دسته
bunches U دسته
processions U دسته
platoons U دسته
gang U دسته
wisp U دسته
stemming U دسته
stems U دسته
lever U دسته
hilts U دسته
parcels U دسته
ilk U دسته
hilt U دسته
helms U دسته
shook U دسته
stemmed U دسته
stem U دسته
nibs U دسته
nosegay U دسته گل
tussock U دسته مو
cluster bomb U دسته
wisps U دسته
levers U دسته
cliques U دسته
clique U دسته
tussocks U دسته مو
nib U دسته
helm U دسته
bunched U دسته
clusters U دسته
tuft U دسته
tufts U دسته
assortment U دسته
kindest U دسته
kind U دسته
droves U دسته
drove U دسته
handle U دسته
cluster bombs U دسته
teams U دسته
cluster U دسته
assortments U دسته
team U دسته
kinds U دسته
work team U دسته
host U دسته
hosted U دسته
hosting U دسته
hosts U دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . U دسته گل
ranges U دسته
range U دسته
sections U دسته
section U دسته
crank U دسته
bouquets U دسته گل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com