Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pocket handkerchief
U
دستمال جیبی
pocket handkerchiefs
U
دستمال جیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vest pocket
U
جیبی
pocket-sized
U
جیبی
pocketbooks
U
کتاب جیبی
pocket
U
کوچک جیبی
pocketknife
U
چاقوی جیبی
pocket computer
U
کامپیوتر جیبی
pockets
U
کوچک جیبی
pocket knives
U
چاقوی جیبی
pocket knife
U
چاقوی جیبی
pocketing
U
پارچه جیبی
wallet
U
کیف جیبی
wallets
U
کیف جیبی
pocket pistol
U
طپانچه جیبی
pocket calculators
U
حسابگر جیبی
pocket calculator
U
حسابگر جیبی
pocket meter
U
سنجه جیبی
tangency
U
حالت جیبی
pocket rule
U
خط کش جیبی
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
U
خط کش جیبی
[ابزار]
folding ruler
U
خط کش جیبی
[ابزار]
pocketbook
U
کتاب جیبی
folding metre stick
[British]
U
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
U
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket watch
U
ساعت جیبی
jack-knifed
U
چاقوی بزرگ جیبی
jack-knife
U
چاقوی بزرگ جیبی
folding rulers
U
خط کش های جیبی
[ابزار]
penknife
U
چاقوی کوچک جیبی
pocket rules
U
خط کش های جیبی
[ابزار]
pocket edition
U
چاپ جیبی کتاب
jack-knifes
U
چاقوی بزرگ جیبی
jack-knifing
U
چاقوی بزرگ جیبی
jack-knives
U
چاقوی بزرگ جیبی
focusing glass
U
ذره بین جیبی
hand calculator
U
ماشین حساب جیبی
pocket calculator
U
ماشین حساب جیبی
jackknife
U
چاقوی بزرگ جیبی
penknives
U
چاقوی کوچک جیبی
watch
U
ساعت جیبی و مچی
watched
U
ساعت جیبی و مچی
watches
U
ساعت جیبی و مچی
watching
U
ساعت جیبی و مچی
billfolds
U
کیف جیبی اسکناس
billfold
U
کیف جیبی اسکناس
napkin
U
دستمال
napkins
U
دستمال
kerchief
U
دستمال سر
hanky
U
دستمال
hankies
U
دستمال
headdress
U
دستمال سر
kerchiefs
U
دستمال
kerchief
U
دستمال
handkerchiefs
U
دستمال
handkerchief
U
دستمال
pin money
U
پول جیبی شوهر به همسرش
solar calculator
U
ماشین حساب جیبی خورشیدی
bandana
U
دستمال گلدار
neckcloth
U
دستمال گردن
kerchief
U
روسری دستمال سر
necker chief
U
دستمال گردن
bandannas
U
دستمال گلدار
a napkin
U
یک دستمال سفره
kerchiefs
U
روسری دستمال سر
bandanna
U
دستمال گلدار
table linen
U
دستمال سفره
snot rag
U
دستمال دماغ
neck cloth
U
دستمال گردن
towels
U
دستمال کاغذی
serviettes
U
دستمال سفره
Kleenexes
U
دستمال کاغذی
serviette
U
دستمال سفره
Kleenex
U
دستمال کاغذی
handkerchiefs
U
دستمال گردن
handkerchief
U
دستمال گردن
tie
U
دستمال گردن
shawl
U
دستمال گردن
shawls
U
دستمال گردن
ascot
U
دستمال گردن
ties
U
دستمال گردن
dish cloth
U
قاب دستمال
napkins
U
دستمال سفره
neckerchief
U
دستمال گردن
napkin
U
دستمال سفره
neckerchiefs
U
دستمال گردن
towel
U
دستمال کاغذی
dish clout
U
قاب دستمال
yashmak shawl
U
دستمال کاغذی
billfolds
U
دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
billfold
U
دفترچه جیبی برای گذاشتن اسکناس
napkin ring
U
حلقه دستمال پا سفره
doilies
U
دستمال کوچک سرسفره
doily
U
دستمال کوچک سرسفره
tissue paper
U
دستمال کاغذی نازک
pullicate
U
یکجور دستمال رنگی
doyley
U
دستمال کوچک سرسفره
doyly
U
دستمال کوچک سرسفره
pocket money .
U
پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
blowrag
U
دستمال جیب
[اصطلاح عامیانه]
snot rag
U
دستمال جیب
[اصطلاح عامیانه]
tea cloth
U
دستمال برای خشکاندن فنجان ها
lambrequin
U
دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
Take this handkerchief and wipe your eyes.
U
این دستمال را بگیر اشکهایت را پاک کن
micro-
U
نوار صوتی با قالب کوچک که در وسایل جیبی به کار می رود
sanitary napkin
U
دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
belcher
U
دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
She scrunched the handkerchief into a ball.
U
او
[زن]
دستمال جیب خود را به یک توپ مچاله کرد.
sanitary napkins
U
دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
jabot
U
دستمال سینه چین دار مردان قرن هجدهم
pullicate
U
پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
Could we have a napkin please?
U
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
to wave one's handkerchief
U
دستمال جیب خود را
[برای کسی]
تکان دادن
sudarium
U
دستمال دور سر مسیح دستمالی که نقش صورت مسیح بران باشد
teacloths
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
folding knife
U
کارد جیبی تاشو
[کارد سوئیسی]
lapheld
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
napery
U
سفره و ملافههای خانه دستمال سفره و سفره و غیره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com