Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high jack
U
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hijacks
U
دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
hijacked
U
دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
hijack
U
دزدی هواپیماوسایر وسائط نقلیه ومسافران ان
inbound traffic
U
مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
on board
<idiom>
U
وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
piggy back traffic
U
حمل یک وسیله نقلیه باوسیله نقلیه دیگر
piggyback trafic
U
حمل یک وسیله نقلیه باوسیله نقلیه دیگر
raider
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
bandit
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
robber
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
brigand
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
preyer
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
heister
[American E]
U
دزدی که با زور و خشونت
[با اسلحه یا تهدید اسلحه]
دزدی میکند
transhipment
U
انتقال محموله از یک وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر
tracked vehicle
U
وسیله نقلیه بکسل کننده وسیله نقلیه یدک کش
transhipment
U
انتقال کالا از یک وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر
theft and pilferage
U
دزدی و دله دزدی
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter
U
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
moments
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
transition altitude
U
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
azimuth indicator
U
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
clear way
U
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
freebooting
U
دزدی
filch
U
دزدی
filched
U
دزدی
filches
U
دزدی
thievery
U
دزدی
filching
U
دزدی
spoliation
U
دزدی
embezzlement
U
دزدی
theft
U
دزدی
thefts
U
دزدی
lift
U
دزدی
lifts
U
دزدی
lifted
U
دزدی
larceny
U
دزدی
burglaries
U
دزدی
robbery
U
دزدی
brigandism
U
دزدی
robberies
U
دزدی
thieving
U
دزدی
burglary
U
دزدی
lifting
U
دزدی
abstraction
U
دزدی
nipped
U
دزدی
abstractions
U
دزدی
nip
U
دزدی
nips
U
دزدی
Shanghai
U
ادم دزدی
cribbed
U
دزدی ادبی
burgling
U
شب دزدی کردن
burgles
U
شب دزدی کردن
pilferage
U
دله دزدی
steals
U
توپ دزدی
piracy
U
دزدی دریایی
shop lifting
U
دزدی از مغازه ها
plagiary
U
دزدی ادبی
cribbing
U
دله دزدی
cribbing
U
دزدی ادبی
pickery
U
دله دزدی
stick up
<idiom>
U
دزدی مسلحانه
burgled
U
شب دزدی کردن
steal
U
توپ دزدی
abaction
U
گله دزدی
burgle
U
شب دزدی کردن
piracy
U
دزدی دریائی
piracy
U
دزدی ادبی
crib
U
دله دزدی
cribbed
U
دله دزدی
aggravated theft
U
دزدی مشدد
petit larceny
U
دله دزدی
plagiarism
U
دزدی ادبی
cribs
U
دله دزدی
commit theft
U
دزدی کردن
kleptomania
U
جنون دزدی
heist
U
دزدی کردن
cabbages
U
دله دزدی
thievishness
U
خوی دزدی
thievish
U
خوگرفته به دزدی
kleptomania
U
دزدی بیمارگون
thieve
U
دزدی کردن
kleptomaniac
U
علاقمند به دزدی
kleptomaniacs
U
علاقمند به دزدی
kidnapping
U
ادم دزدی
picking
U
دله دزدی
cycle stealing
U
چرخه دزدی
kidnapping
U
بچه دزدی
heists
U
دزدی سرقت
heists
U
دزدی کردن
heist
U
دزدی سرقت
petty larceny
U
دله دزدی
theft, pilferage, non delivery
U
دله دزدی
cribs
U
دزدی ادبی
larceny petty
U
دزدی کوچک
intercepts
U
توپ دزدی
larcenous
U
مربوط به دزدی
cabbage
U
دله دزدی
intercepting
U
توپ دزدی
intercepted
U
توپ دزدی
intercept
U
توپ دزدی
crib
U
دزدی ادبی
conveyances
U
وسیله نقلیه
conveyance
U
وسیله نقلیه
vehicles
U
وسیله نقلیه
steeds
U
وسیله نقلیه
transport
U
وسیله نقلیه
transports
U
وسیله نقلیه
conveying appliance
U
وسیله نقلیه
transport car
U
وسیله نقلیه
steed
U
وسیله نقلیه
vehicle
U
وسیله نقلیه
transported
U
وسیله نقلیه
means of transport
U
وسائط نقلیه
transporting
U
وسیله نقلیه
altitude height
U
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
apparent altitude
U
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
pirating
U
دزدی دریایی کردن
pirate
U
دزدی ادبی کردن
snitches
U
دله دزدی کردن
pirates
U
دزدی ادبی کردن
swagman
U
خریدار مال دزدی
pirating
U
دزدی ادبی کردن
pirates
U
دزدی دریایی کردن
pirated
U
دزدی ادبی کردن
pirated
U
دزدی دریایی کردن
pirate
U
دزدی دریایی کردن
kidnap
U
بچه دزدی کردن
hit
U
طعمه دزدی ماهی
kidnap
U
ادم دزدی کردن
kidnapped
U
بچه دزدی کردن
kidnapped
U
ادم دزدی کردن
hits
U
طعمه دزدی ماهی
hitting
U
طعمه دزدی ماهی
kidnaps
U
بچه دزدی کردن
kleptomania
U
میل و اشتیاق به دزدی
peculate
U
حیف ومیل دزدی
pilfering
U
دله دزدی کردن
snitched
U
دله دزدی کردن
snitch
U
دله دزدی کردن
software piracy
U
دزدی نرم افزار
piracy
U
دزدی هنری یاادبی
pilfer
U
دله دزدی کردن
pilfered
U
دله دزدی کردن
snitching
U
دله دزدی کردن
pilfers
U
دله دزدی کردن
kidnaps
U
ادم دزدی کردن
power plants
U
محرکه وسیله نقلیه
power plant
U
محرکه وسیله نقلیه
articulated vehicle
U
وسیله نقلیه مفصلی
traction battery
U
باطری وسیله نقلیه
traction motor
U
موتور وسیله نقلیه
six by six
U
وسیله نقلیه شش چرخه
space vehicle
U
وسیله نقلیه فضایی
Other means of transport
U
سایر وسایل نقلیه
vehicle chain
U
زنجیر وسیله نقلیه
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عمومی
right of way
U
حق تقدم در عبوروسائط نقلیه
rights of way
U
حق تقدم در عبوروسائط نقلیه
motor vehicle
U
وسیله نقلیه موتوری
conveyances
U
وسیله نقلیه ابلاغ
conveyance
U
وسیله نقلیه ابلاغ
utility car
U
وسیله نقلیه عمومی
kleptamaniac
U
کسی که جنون دزدی دارد
they accused him of the ft
U
اورابه دزدی متهم ساختند
maraud
U
دله دزدی یاتلاش کردن
kleptolagnia
U
تحریک جنسی توام با دزدی
cat burglar
<idiom>
U
دزدی که از دیوار بالا میرود
tpnd
U
دله دزدی وعدم تحویل
robbery
U
دزدی مقرون به ازار یا تهدید
robberies
U
دزدی مقرون به ازار یا تهدید
refrigerator vehicle
U
وسیله نقلیه یخچال دار
trafficking
U
رفت و امد وسایل نقلیه
amphibian vehicle
U
وسیله نقلیه برای خشکی و اب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com