English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
poach U دزدکی شکار کردن
poached U دزدکی شکار کردن
poaches U دزدکی شکار کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lurks U دزدکی عمل کردن
lurked U دزدکی عمل کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
lurking U دزدکی عمل کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
lurk U دزدکی عمل کردن
trinkets U دزدکی وزیرجلی کار کردن
skulked U گروه دزدکی حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
trinket U دزدکی وزیرجلی کار کردن
skulk U گروه دزدکی حرکت کردن
skulks U گروه دزدکی حرکت کردن
suborn U دزدکی ومحرمانه چیزی کسب کردن
hunt U شکار کردن
hunts U شکار کردن
hunted U شکار کردن
predation U شکار کردن
rabbits U شکار خرگوش کردن
rabbit U شکار خرگوش کردن
snipes U پاشله شکار کردن
bags U شکار کردن با تیر
sniped U پاشله شکار کردن
sniping U پاشله شکار کردن
bag U شکار کردن با تیر
snipe U پاشله شکار کردن
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
hunt U اداره کردن تازیها در شکار
coursed U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
hunts U اداره کردن تازیها در شکار
turtle U لاک پشت شکار کردن
turtles U لاک پشت شکار کردن
course U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to ride to hounds U با تازی شکار روباه کردن
hunted U اداره کردن تازیها در شکار
to p on any one's preserves U در جای قورق شکار کردن
foxhunt U باتازی شکار روباه کردن
courses U تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to rid to hounds U با تازی شکار روباه کردن
hounds U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounding U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounded U باتازی شکار کردن تعقیب کردن
weigh in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach U برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-in U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poaches U برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-ins U وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poached U برخلاف مقررات شکار صید کردن
shoot U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoots U زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
chace U دنبال کردن شکار کردن
chased U دنبال کردن شکار کردن
hunting U شکار کردن جستجو کردن
chase U دنبال کردن شکار کردن
chasing U دنبال کردن شکار کردن
chases U دنبال کردن شکار کردن
furtive U دزدکی
stealthier U دزدکی
stealthiest U دزدکی
sneaking U دزدکی
snoopy U دزدکی
privy U دزدکی
stealthy U دزدکی
lurkingly U دزدکی
by stealth U دزدکی
slinkier U دزدکی
slinky U دزدکی
slinkiest U دزدکی
poacher U شکارچی دزدکی
poachers U شکارچی دزدکی
sheep's eye U نگاه دزدکی
leers U نگاه دزدکی
leering U نگاه دزدکی
leered U نگاه دزدکی
leer U نگاه دزدکی
peeps U نگاه دزدکی طلوع
peeping U نگاه دزدکی طلوع
peeped U نگاه دزدکی طلوع
peep U نگاه دزدکی طلوع
slinking U نظر چشمی نگاه دزدکی
slink U نظر چشمی نگاه دزدکی
stealth U خفیه کاری حرکت دزدکی
slinks U نظر چشمی نگاه دزدکی
slinking U گام های دزدکی سقط شده
slinks U گام های دزدکی سقط شده
slink U گام های دزدکی سقط شده
to steal in or out U دزدکی داخل شدن یابیرون امدن
sneaker U کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
sneakers U کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
slinking U انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
slinks U انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
slink U انسان یاحیوان رشد نکرده وضعیف حرکت دزدکی
game U شکار
hanks U شکار
hunted U شکار
gamey U پر از شکار
gameless U بی شکار
chevy U شکار
quarry U شکار
quarrying U شکار
quarries U شکار
hunt U شکار
chace U شکار
hunting U شکار
prey U شکار
ravin U شکار
chase U شکار
venery U شکار
hank U شکار
chasing U شکار
chases U شکار
predatin U شکار
chased U شکار
hunts U شکار
game keep U پاسبان شکار
gunning U شکار با تفنگ
to go a hunting U شکار رفتن
shootings U شکار باتفنگ
game law U قانون شکار
shooting U شکار باتفنگ
huntsman U شکار باز
huntsmen U شکار باز
fair game U شکار قانونی
victim U دستخوش شکار
predatory habit U خوی شکار
blood sports U کشتن شکار
blood sport U کشتن شکار
king hunt U شاه شکار
gamy U پراز شکار
hunters U اسب شکار
hunter U اسب شکار
game U سرگرمی شکار
fair game U شکار مجاز
quarrying U شکار موردنظر
ducking U شکار مرغابی
shotgunner U شکار با تفنگ
hanks U طعمه شکار
hunting ground U شکار گاه
hunting district U شکار گاه
victims U دستخوش شکار
hank U طعمه شکار
fowling U شکار پرنده
shanking U شکار کوسه
whaling U شکار نهنگ
area drive U شکار دواندن
falconry U شکار با شاهین
quarrying U لاشه شکار
poniter U نوعی سگ شکار ی
quarry U لاشه شکار
quarries U لاشه شکار
quarries U شکار موردنظر
quarry U شکار موردنظر
raven U شکار طعمه شکاری
outfitters U فروشنده لوازم شکار
hog dress U بریدن گلوی شکار
cub hunting U شکار بچه روباه
ravens U شکار طعمه شکاری
foxhunt U شکار روباه باتازی
predatorial U تغذیه کننده از شکار
checked U و شدن بوی شکار
outfitter U فروشنده لوازم شکار
deer stalking U شکار اهو و گوزن
shoot U هدف گرفتن شکار
big game U شکار حیوانات بزرگ
prowl U درپی شکار گشتن
pointers U سگ شکاری یابنده شکار
pointer U سگ شکاری یابنده شکار
finds U یافتن بوی شکار
shining U پیداکردن شکار در شب بانورافکن
bow hunting U شکار با تیر و کمان
prowled U درپی شکار گشتن
predator U تغذیه کننده از شکار
raptatorial U لازم برای شکار
predators U تغذیه کننده از شکار
game U شکار گرفته شده
check U و شدن بوی شکار
find U یافتن بوی شکار
prowls U درپی شکار گشتن
prowling U درپی شکار گشتن
hunting U شکار دشمن یا زیردریایی
stool U گروه فریبنده شکار
predatory U تغذیه کننده از شکار
raptatory U لازم برای شکار
checks U و شدن بوی شکار
shoots U هدف گرفتن شکار
chevy U فریاد هنگام شکار
falconer U کسیکه با شاهین شکار میکند
closed season U فصل منع ماهیگیری یا شکار
falconers U کسیکه با شاهین شکار میکند
foxhounds U تازی مخصوص شکار روباه
open season U فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
predaceous U شکاری تغذیه کننده از شکار
foxhound U تازی مخصوص شکار روباه
tufter U کسی که شکار را رم میدهد شکارچی
privilegium U حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
decoy shooting U شکار به کمک مرغ دام
safari U سفر برای شکار بزرگ
predacious U شکاری تغذیه کننده از شکار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com