English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
minimal tree U درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nonaligned U که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
integrated U روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
file level model U نمونهای مربوط به تعریف ساختارهای داده برای کارایی بهینه برنامههای کاربردی یا بررسیهای پایگاه
rate U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
rates U بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
paralleling U اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled U اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel U اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled U اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelling U اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallels U اگر به توجه نیاز داشته باشند
alternated U که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
Shoppers were scrambling to get the best bargains. U خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
alternate U که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternates U که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
fewer U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
So much for our holiday. U این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
That's the end of our holiday. U این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
few U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewest U تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
cartel U اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
identity U تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identities U تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
cartels U اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
oddest U سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odd U سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odder U سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
legal reserves U مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
Internet U می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
parity U سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
parity U سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
musub duchi U موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
collagteral trust bonds U قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
tenancy in common U حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
shell sort U الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
estate in common U درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
deadlock U موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
optimum code U برنامه بهینه دستورالعملهای بهینه
to never let yourself get to thinking like them <idiom> U نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
ISP U شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
Gabbeh U گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
nep U پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
proxy server U کامپیوتری که کپی داده ها و فایلهای ذخیره شده روی سرور را ذخیره میکند تا به کاربران امکان دهد به سرعت به فایلها و داده دستیابی داشته باشند, اغلب حد وسط ی بین اینترنت یک شرکت و اینترنت عمومی است
One day I want to have a horse of my very own. U روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
delta clock U که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
ODI U واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
colony U گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
structure U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structures U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structuring U ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
minimal tree U درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
pinging U امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pinged U امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
ping U امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pings U امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
managements U سازماندهی
management U سازماندهی
management U هدایت یا سازماندهی
reorganizes U سازماندهی مجدد
reorganizing U سازماندهی مجدد
deal U سازماندهی کردن
organisations U تشکیلات سازماندهی
organization U تشکیلات سازماندهی
organizations U تشکیلات سازماندهی
reorganized U سازماندهی مجدد
reorganize U سازماندهی مجدد
reorganising U سازماندهی مجدد
reorganization U سازماندهی مجدد
reorganised U سازماندهی مجدد
deals U سازماندهی کردن
reorganises U سازماندهی مجدد
managements U هدایت یا سازماندهی
optimum U بهینه
optimized U بهینه
optimal U بهینه
optimum moisture U نم بهینه
data set organization U سازماندهی مجموعه داده ها
optimum output U تولید بهینه
optimize U بهینه ساختن
optimize U بهینه سازی
optimized U بهینه شده
optimized code U برنامه بهینه
optimum temperature U دمای بهینه
optimum speed U کندی بهینه
optimization U بهینه سازی
optimalization U بهینه کردن
optimum value U مقدار بهینه
nonlinear optimization U بهینه سازی
pareto optimality U بهینه پاراتو
optimal distribution U توزیع بهینه
optimal level U سطح بهینه
optimal performance U کارکرد بهینه
optimal solution U راه حل بهینه
optimality U بهینه سازی
structures U نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure U نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
planning U سازماندهی نحوه انجام کاری
structuring U نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
symmetric difference U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
optimal recalculation U محاسبه مجدد بهینه
optimum programming U برنامه نویسی بهینه
optimal planning U برنامه ریزی بهینه
optimizing compiler U کامپایلر بهینه سازی
optimm programming U برنامه نویسی بهینه
linear optimization U بهینه سازی خطی
optimum coding U برنامه نویسی بهینه
optimum tree search U جستجوی بهینه درخت
disk optimizer U بهینه ساز دیسک
suboptimization U بهینه سازی فرعی
structures U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structuring U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
database U روش سازماندهی و ایجاد پایگاه داده ها
databases U روش سازماندهی و ایجاد پایگاه داده ها
structure U ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
unconstrained optimization U بهینه سازی بدون محدودیت
unconstrained optimization U بهینه سازی بدون قید
except U تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
entrepremership U اداره و سازماندهی فعالیتهای تجاری یا مقاطعه کاری
dsorg U Organization Set Data سازماندهی مجموعه داده ها
hierarchical communications system U روش ذخیره سازی و سازماندهی فایلها روی دیسک
coordination U سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
coordinate U سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
HFS U روش ذخیره سازی و سازماندهی فایل ها روی دیسک
overhead U کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
uttermost U بیشترین
most U بیشترین
maximum U بیشترین
utmost U بیشترین
peak demand U بیشترین تقاضا
peak speed U بیشترین تندی
highest price U بیشترین قیمت
maximum slope U بیشترین شیب
defragmentation U سازماندهی مجدد فایل ها روی شیاری دیسک سخت به صورت پیاپی
make the most of <idiom> U بیشترین سود را بردن
superlatives U بیشترین درجه عالی
best profit output U محصول در بیشترین مقدارسود
absolute address U بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
machine address U بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
superlative U بیشترین درجه عالی
best profit point U نقطه بیشترین مقدار سود
ultimate strength U حاصلضرب بیشترین بار ممکن
peaking U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peak U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaks U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
functioned U کارایی
effectiveness U کارایی
proficiency U کارایی
functions U کارایی
function U کارایی
efficiency U کارایی
ranges U مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
ranged U مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
range U مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
make time <idiom> U بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن
column U چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
rated altitude U ارتفاعی که در ان موتورپیستونی بیشترین توان رادارد
columns U چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
peak U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
peaking U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
peaks U زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
available U بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
optimize U برنامهای که از بهینه ساز عبور کرده است تا هر که یا عبارت ناکارا را حذف کند
scheduler U برنامهای که استفاده از CPU یا وسایل جانبی را که توسط چندین کاربر اشتراکی هستند را سازماندهی میکند
combat efficiency U کارایی رزمی
performances U شاهکار کارایی
performance U شاهکار کارایی
nozzle efficiency U کارایی نازل
efficiency variance U تباین کارایی
mechanical efficiency U کارایی مکانیکی
efficiency unit U واحد کارایی
maximum performance U کارایی حداکثر
resource leveling U زمان بندی فعالیت ها بازمان شناور به منطور بهینه سازی بهره گیری از منابع
channeled U بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channeling U بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channels U بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
span U مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanned U مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spans U مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanning U مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channelled U بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channel U بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
capacity U بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
peak U زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
capacities U بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
peaks U زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
peaking U زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
roundest U روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
round U روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
workability U کارایی بتن خمیرواری
harassing U به هم زدن کارایی دشمن
performance evaluation U ارز یابی کارایی
predictive efficiency U کارایی پیش بینی
best rate of climb speed U سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
limiting speed U بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
maximum U بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
physical record U بیشترین واحد داده که در یک عملیات قابل ارسال باشد
throughput U بیشترین خروجی وسیله که با مشخصات اصلی مط ابق باشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com