Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
substantially
U
در واقع
indeed
U
در واقع
in reality
U
در واقع
As it were
U
در واقع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mezzanine
U
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
mezzanines
U
نیم اشکوب که میان دو طبقه ساختمان واقع باشد
westernmost
U
واقع در منتهی الیه غرب
untrue
U
خلاف واقع
unbiased
U
تحت تاثیر واقع نشده
mean
U
واقع دروسط
meaner
U
واقع دروسط
meanest
U
واقع دروسط
left-hand
U
واقع در سمت چپی
lie
U
واقع شدن
lied
U
واقع شدن
lies
U
واقع شدن
withers
U
قسمت واقع بین استخوانهای کتف
concurrent
U
دریک وقت واقع شونده موافق
right-hand
U
واقع در دست راست
objectivity
U
واقع بینی
realism
U
واقع بینی
realism
U
واقع گرایی
realism
U
واقع گرائی
critical
U
واقع درمرحله انتقال
terminal
U
واقع در نوک پایان
terminals
U
واقع در نوک پایان
set
U
واقع شده
sets
U
واقع شده
setting up
U
واقع شده
flank
U
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flanked
U
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
flanking
U
از جناح حمله کردن درکنار واقع شدن
covenant
U
واقع شود
covenants
U
واقع شود
vertical
U
واقع در نوک
post natal
U
واقع شونده پس از تولد
post-natal
U
واقع شونده پس از تولد
simultaneous
U
باهم واقع شونده همزمان
avail
U
دردسترس واقع شدن
head
U
دربالا واقع شدن
head
U
موضوع در راس چیزی واقع شدن
yonder
U
واقع درانجا
forego
U
پیش از چیزی واقع شدن
foregoes
U
پیش از چیزی واقع شدن
forgoes
U
پیش از چیزی واقع شدن
forgoing
U
پیش از چیزی واقع شدن
forgone
U
پیش از چیزی واقع شدن
forwent
U
پیش از چیزی واقع شدن
super
U
: پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
bedrock
U
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
uptown
U
واقع در محلات شمال شهر
nether
U
واقع در پایین
nether
U
واقع در زیر
downstairs
U
واقع در طبقه زیر
ultramarine
U
واقع در انسوی دریا
intermediate
U
در میان واقع شونده
onshore
U
واقع در ساحل
stand
U
بودن واقع بودن
down to earth
U
واقع بین
down-to-earth
U
واقع بین
simulation
U
عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
simulations
U
عملیاتی که کامپیوتر وضعیت جهان واقع یا ماشین را تقلید میکند و نحوه کار چیزی را نشان میدهد
situate
U
واقع در
situate
U
واقع شده درمحلی گذاردن
situates
U
واقع در
situates
U
واقع شده درمحلی گذاردن
situating
U
واقع در
situating
U
واقع شده درمحلی گذاردن
occur
U
واقع شدن
occurred
U
واقع شدن
occurring
U
واقع شدن
occurs
U
واقع شدن
hinder
U
واقع درعقب
hindered
U
واقع درعقب
hindering
U
واقع درعقب
hinders
U
واقع درعقب
happen
U
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
happened
U
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
happens
U
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
take
U
پذیرفتن موثر واقع شدن
takes
U
پذیرفتن موثر واقع شدن
dislike
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliked
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
dislikes
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliking
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
predate
U
قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predated
U
قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predates
U
قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predating
U
قبل از موقع بخصوص واقع شدن
vouch
U
ضمانت کردن مسئول واقع شدن
mediate
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediate
U
درمیان واقع شدن
mediated
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediated
U
درمیان واقع شدن
mediates
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediates
U
درمیان واقع شدن
mediating
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediating
U
درمیان واقع شدن
anathema
U
هرچیزی که مورد لعن واقع شود
initial
U
واقع در اغاز
initialed
U
واقع در اغاز
initialing
U
واقع در اغاز
initialled
U
واقع در اغاز
initialling
U
واقع در اغاز
Other Matches
intercostal
U
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
to lie east and west
U
واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
postmortem
U
پس از واقع
bestead
U
واقع
situated or situate
U
واقع
post mortem
U
پس از واقع
realist
U
واقع بین
realist
U
واقع گرا
situated
U
واقع در جایگزین
initials
U
واقع در اغاز
situated
U
واقع شده در
postern
U
واقع درعقب
situated or situate
U
واقع شده
precordial
U
واقع در پیش دل
sinisteral
U
واقع درسمت چپ
sincipital
U
واقع در جلوی سر
simultaneous with each other
U
با هم واقع شونده
shipside
U
واقع در کنارکشتی
procephalic
U
واقع در جلو سر
realists
U
واقع گرا
trumped-up
U
خلاف واقع
intradermal
U
واقع در زیرپوست
centric
U
واقع درمرکز
intervascular
U
واقع در میان رگ ها
alpha lyrae
U
نسر واقع
axile
U
واقع درمحور
capsulate
U
واقع درکپسول
initiatory
U
واقع در اول
dereism
U
واقع گریزی
dichasial
U
واقع در دو طرف
hypodermal
U
واقع در زیرپوست
haemal
U
واقع درسوی دل
flight from reality
U
واقع گریزی
extreme position
U
واقع درمنتهاالیه
trumped up
U
خلاف واقع
intradermic
U
واقع در زیرپوست
osculant
U
واقع شونده
lumbar
U
واقع در کمر
located inside
U
تو واقع شده
limitrophe
U
واقع در مرز
life like
U
واقع نما
realistic
U
واقع بین
realistic
U
واقع گرایانه
realistically
U
واقع بین
realistically
U
واقع گرایانه
it lies on the east of
U
در خاور واقع
intramontane
U
واقع در کوهستان
intralogical
U
واقع در حدودمنطق
extraception
U
واقع نگری
vega
U
نسر واقع
vanward
U
واقع درجلو
transpontine
U
واقع در انسوی پل
to come to pass
U
واقع شدن
to take place
U
واقع شدن
take place
U
واقع شدن
subjacent
U
واقع در زیر
realists
U
واقع بین
sublunar
U
واقع در زیرقمر
superjacent
U
واقع درفوق
interscapular
U
واقع در میان دو کتف
hypogastric
U
واقع در زیر شکم
intermaxillary
U
واقع در میان ارواره ها
intermontane
U
واقع در میان دو کوه
interplanetary
U
واقع در بین سیارات
intermural
U
واقع در میان دیوارها
first world
U
واقع دراروپای غربی
prehepatic
U
واقع در جلو جگر
extern
U
فاهری واقع در خارج
haemal
U
واقع درسوی چپ سینه
intermundane
U
واقع در میان دو جهان
half way
U
واقع در نیمه راه
interamnian
U
واقع در میان دو رودخانه
intercensal
U
واقع در میان دو سرشماری
to keep one's feet on the ground
<idiom>
U
واقع بین ماندن
intercellular
U
واقع در میان یاخته ها
intercililary
U
واقع در میان ابروها
interdigitate
U
واقع در میان انگشتان
hypogynous
U
واقع در زیر تخمدان
intervertebral
U
واقع در میان مهره ها
intercolumnar
U
واقع در میان دو ستون
hypogeous
U
واقع در شکم خاک
hypogeal
U
واقع در شکم خاک
interdental
U
واقع در میان دو دندان
interaxial
U
واقع در میان دو کوه
interdigital
U
واقع در میان انگشتان
interfacial
U
واقع در میان دورو
interjacent
U
در میان واقع شونده
interaxal
U
واقع در میان دو کوه
subcartilaginous
U
واقع در زیر غضروف
subocular
U
واقع درزیر چشم
pre ocular
U
واقع در جلو چشم
pragmatics
U
فعال واقع بین
subsacral
U
واقع درزیراستخوان خاجی
postcardinal
U
واقع در پشت قلب
pantropical
U
واقع در مناطق حاره
superlunar
U
واقع دربالای ماه
superlunary
U
واقع بر بالای ماه
precostal
U
واقع در پیش دنده ها
premedial
U
واقع در نیمه قدامی
southwestern
U
واقع در جنوب غربی
southwest
U
واقع در جنوب غربی
situated to the right
U
واقع دردست راست
subsolar
U
واقع در نواحی گرمسیر
sublingual
U
واقع درزیر زبان
sublunary
U
واقع در زیر ماه
suboceanic
U
واقع درعمق اقیانوس
premedian
U
واقع در نیمه قدامی
supraclavicular
U
واقع دربالای ترقوه
surfacer
U
جسم واقع در سطح
to suffer wrong
U
مظلوم واقع شدن
it never occurred again
U
دیگر واقع نشد
midmost
U
واقع در عین وسط
intratelluric
U
واقع در درون زمین
intracellular
U
واقع در درون سلول
intra uterine
U
واقع در درون زهدان
interurban
U
واقع در میان شهرها
intertribal
U
واقع در میان قبیله ها
interseptal
U
واقع در میان پره ها
laterad
U
واقع درخط افقی
left handed
U
واقع در سمت چپ ناشی
pantropic
U
واقع در مناطق حاره
nodal
U
واقع درنزدیک گره
moral realism
U
واقع نگری اخلاقی
midship
U
واقع درمیان کشتی
middlemost
U
واقع در عین وسط
mid most
U
واقع در عین وسط
ventral
U
واقع بر روی شکم
lobar
U
واقع در قسمتهای ریه
interseptal
U
واقع در میان جدارها
acceptableness
U
مقبول واقع شدن
caudate
U
وابسته به دم واقع درنزدیکی دم
ciecumoral
U
واقع درگرداگرد دهن
cislunar
U
واقع درجو قمر
citied
U
واقع شده در شهر
caudel
U
وابسته به دم واقع درنزدیکی دم
alpine
U
واقع در ارتفاع زیاد
above
U
مافوق واقع دربالا
lateral
U
واقع درخط افقی
pragmatic
U
فعال واقع بین
become entitled to
U
مصداق ..... واقع شدن
mural
U
واقع برروی دیوار
murals
U
واقع برروی دیوار
work
U
موثر واقع شدن
to come in useful
U
سودمند واقع شدن
interstellar
U
واقع در میان ستارگان
equinoctial
U
واقع درنزدیکی خط استوا
etesian
U
واقع شونده بطورسالیانه
nocturnal
U
واقع شونده درشب
endocardial
U
واقع دردرون قلب
dextral
U
واقع درطرف راست
ectochondral
U
واقع در سطح غضروف
worked
U
موثر واقع شدن
posttraumatic
U
واقع شونده پس از تصادف یا ضربه
preaxial
U
واقع در جلو محور بدن
postnasal
U
واقع در یا مربوط به عقب بینی
premaxillary
U
واقع در جلو ارواره زبرین
postorbital
U
واقع در پشت کاسه چشم
lee shore
U
واقع در سمت پناه دارکشتی
perigynous
U
واقع در پیرامون مادگی یاتخمدان
periosteal
U
واقع در اطراف ضریع استخوان
react
U
تحت تاثیر واقع شدن
reacted
U
تحت تاثیر واقع شدن
reacting
U
تحت تاثیر واقع شدن
reacts
U
تحت تاثیر واقع شدن
preterminal
U
واقع شونده قبل از مرگ
receive attention
U
مورد توجه واقع شدن
to be in ones black books
U
مغضوب کسی واقع شدن
to be put to it
U
در فشار یا تنگی واقع شدن
to come under
U
دردسته یاطبقهای واقع شدن
to incur a criticism
U
مورد انتقاد واقع شدن
transpacific
U
واقع درانسوی اقیانوس ارام
umbilical
U
واقع در نزدیکی ناف مرکزی
up the pole
U
گرفتار در تنگنا واقع شده
we camw in view of that house
U
د رچشم رس ان خانه واقع شدیم
retrolingual
U
واقع در پشت زبان پس زبانی
sex linked
U
واقع در کروموزم جنسی ارثی
sidehill
U
واقع در کنار تپه دامنه
subaerial
U
واقع در قسمت سطحی خاک
subaquatic
U
نیمه ابزی واقع در زیر اب
subscapular
U
واقع در زیر استخوان شانه
supra orbital
U
واقع دربالای کاسه چشم
extrinsic
<adj.>
U
واقع در بیرون
[خارج]
[کالبدشناسی]
intertentacular
U
واقع در میان شاخکهای حشره
underground
U
واقع در زیرزمین زیر زمین
exteriors
U
فاهری واقع در سطح خارجی
intramercurial
U
واقع در مدار تیر و عطارد
intramolecular
U
واقع در مولکولهای بدن یاماده
interprovincial
U
واقع در میان ولایات یاشهرستانها
collinear
U
دریک خط مستقیم واقع شونده
exterior
U
فاهری واقع در سطح خارجی
appose
U
مورد سوال واقع شدن
starboard
U
واقع در سمت راست کشتی
holt
U
بیشه واقع بر روی تپه
intervocal
U
میان دو صدا واقع شونده
interspecific
U
واقع در بین دستههای خاصی
epicotyl
U
واقع بربالای برگ دانه
intertropical
U
واقع بین دو منطقه گرمسیری
pelvic
U
واقع درنزدیک لگن خاصره
interspecies
U
واقع در بین دستههای خاصی
interscholastic
U
واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com