Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
on probation
U
در دوره ازمایشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
probation
U
دوره ازمایشی
probationary period
U
دوره ازمایشی
shakedown
U
دوره ازمایشی عملیات ناو
Other Matches
cooling off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
U
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period
U
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
U
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
thrusts
U
تک ازمایشی
experimental
U
ازمایشی
tentative
U
ازمایشی
thrusting
U
تک ازمایشی
thrust
U
تک ازمایشی
trial run
U
استفاده ازمایشی
sampling offer
U
عرضه ازمایشی
tentative plan
U
طرح ازمایشی
verification fire
U
تیراندازی ازمایشی
proof load
U
بار ازمایشی
Test match
U
مسابقه ازمایشی
Test matches
U
مسابقه ازمایشی
trial offer
U
عرضه ازمایشی
test pattern
U
طرح ازمایشی
trial runs
U
استفاده ازمایشی
trial elevation
U
درجه ازمایشی
trial shot
U
تیر ازمایشی
test specimen
U
نمونه ازمایشی
prototype
U
نمونه ازمایشی
test data
U
دادههای ازمایشی
trail run
U
رانش ازمایشی
test piece
U
نمونه ازمایشی
test pit
U
گودال ازمایشی
test point
U
سوزن ازمایشی
test run
U
اجرای ازمایشی
trial balance
U
ترازنامه ازمایشی
trial balance
U
تراز ازمایشی
pilots
U
راندن ازمایشی
trial shot
U
گلوله ازمایشی
trial order
U
سفارش ازمایشی
trial hole
U
چاه ازمایشی
tentative
U
به طور ازمایشی
tentative
U
ازمایشی موقت
trial function
U
تابع ازمایشی
prototypes
U
نمونه ازمایشی
piloted
U
راندن ازمایشی
test run
U
رانش ازمایشی
pilot model
U
نمونه ازمایشی
experimental error
U
خطای ازمایشی
studies
U
طرح ازمایشی
dead load
U
بار ازمایشی
experimental variable
U
متغیر ازمایشی
experimental psychology
U
روانشناسی ازمایشی
experimental probability
U
احتمال ازمایشی
experimental method
U
روش ازمایشی
experimental extinction
U
خاموشی ازمایشی
dry run
U
اجرای ازمایشی
experimental data
U
دادههای ازمایشی
experimental control
U
کنترل ازمایشی
empiric
U
ازمایشی تجربی
measuring well
U
چاه ازمایشی
experimental group
U
گروه ازمایشی
prep
U
مسابقه ازمایشی
pilot
U
راندن ازمایشی
tentatively
U
بطور ازمایشی
probative
U
ازمایشی اکتشافی
studying
U
طرح ازمایشی
study
U
طرح ازمایشی
probatory
U
ازمایشی اکتشافی
bore hole
U
چاه ازمایشی
check problem
U
مسئله ازمایشی
pilot model
U
مدل ازمایشی
colporteur
U
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
sketch
U
پیش نویس ازمایشی
sketched
U
پیش نویس ازمایشی
sketches
U
پیش نویس ازمایشی
testable
U
امتحان پذیر ازمایشی
check sweeping
U
مین روبی ازمایشی
quasi experimental designs
U
طرحهای شبه ازمایشی
wind sprint
U
مسابقه ازمایشی دو سرعت
prolusion
U
مقاله ازمایشی تمهید
experimental neurosis
U
روان رنجوری ازمایشی
trial trip
U
مسافرت ازمایشی یا امتحانی
trials
U
ازمایش کردن ازمایشی
search sweeping
U
مین روبی ازمایشی
trial
U
ازمایش کردن ازمایشی
trialling
U
مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
tamp
U
دوباره پرکردن حفرههای ازمایشی
light period
U
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
downrange
U
دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود
waggling
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
waggles
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
fog curing room
U
اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
waggle
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
waggled
U
چوب گلف را بطور ازمایشی جلو و عقب بردن
damp land pit curing
U
نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
experimental free handicap
U
دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
check sum
U
جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
bench check
U
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
test driver
U
برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
differential compression check
U
ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
dry run
U
رانش ازمایشی رانش تمرینی
edges
U
دوره
periodicity
U
دوره
sessions
U
دوره
contemporaries
U
هم دوره
contemporary
U
هم دوره
felloe
U
دوره
period
U
دوره
circuits
U
دوره
circuit
U
دوره
rimless
U
بی دوره
compass
U
دوره
edge
U
دوره
cycles
U
دوره
one's d.
U
دوره
peripheries
U
دوره
periphery
U
دوره
Ice Age
U
دوره یخ
he has run his race
U
دوره
era
U
دوره
eras
U
دوره
felly
U
دوره
phase
U
دوره
phases
U
دوره
cycled
U
دوره
periods
U
دوره
cycle
U
دوره
instar
U
دوره
phased
U
دوره
set
U
دوره
coursed
U
: دوره
perimeters
U
دوره
careering
U
دوره
courses
U
: دوره
rhythm
U
دوره
careered
U
دوره
career
U
دوره
rhythms
U
دوره
outlined
U
دوره
outlines
U
دوره
outlining
U
دوره
session
U
دوره
epochs
U
دوره
course
U
: دوره
border
U
دوره
bordered
U
دوره
bordering
U
دوره
stadia
U
دوره
stadiums
U
دوره
pool
U
دوره
pooled
U
دوره
pools
U
دوره
outline
U
دوره
to have ones fling
U
دوره
setting up
U
دوره
careers
U
دوره
sets
U
دوره
perimeter
U
دوره
epoch
U
دوره
term
U
دوره
termed
U
دوره
stadium
U
دوره
reviewal
U
دوره
terming
U
دوره
rim
U
دوره
rims
U
دوره
adolescence
U
دوره جوانی
process
U
دوره عمل
colportage
U
دوره گردی
contract period
U
دوره قرارداد
financial period
U
دوره مالی
cheap jack
U
دوره گرد
fellyfelloe
U
دوره درندگی
processes
U
دوره عمل
period of roll
U
دوره تناوب
budget period
U
دوره بودجه
conducting period
U
دوره رسانایی
caird
U
دوره گرد
quarter
[year]
U
دوره سه ماهه
basic course
U
دوره مقدماتی
electoral legislative term
U
دوره انتخابیه
critical period
U
دوره شاخص
biennium
U
دوره دوساله
cycle time
U
زمان دوره
duty cycle
U
دوره کار
blocking period
U
دوره وقفه
occupancy cycle
U
دوره سکونت
three-month period
U
دوره سه ماهه
advanced course
U
دوره عالی
advance course
U
دوره عالی
toured
U
یک دوره مسابقه
quarterly period
U
دوره سه ماهه
crier
U
دوره گرد
estrous cycle
U
دوره فحلی
critical period
U
دوره بحرانی
duty factor
U
دوره کار
perlim
U
دوره مقدماتی
action period
U
دوره کنش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com