English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
man hole U دریچه بازدید سوراخ ادم رو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
physical inspection U بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
grid U دریچه سوراخ سوراخ
grids U دریچه سوراخ سوراخ
inspection arms U سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
visiting correspondent U نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
and gate U دریچه و دریچه ضرب منطقی
center U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers U سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie U [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag U کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather U چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
fenestration U چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sights U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
perforation U عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
float stone U سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sight U سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate U سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
thirl U سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinkest U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
foraminate U ثقبه دار سوراخ سوراخ
pink U سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
gruyere cheese U پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
flux valve U دریچه اکتشاف میدان مین دریچه اکتشاف مغناطیسی مین
millepore U مرجان سوراخ سوراخ
swage block U قالب سوراخ سوراخ
cancellate U سوراخ سوراخ اسفنجی
riddles U سوراخ سوراخ کردن
cancellous U سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated U سوراخ سوراخ اسفنجی
riddle U سوراخ سوراخ کردن
examines U بازدید
revisions U بازدید
surveying U بازدید
visited U بازدید
visits U بازدید
inspection U بازدید
examining U بازدید
revision U بازدید
reviewing U بازدید
reviewed U بازدید
review U بازدید
examine U بازدید
reviewal U بازدید
visit U بازدید
examined U بازدید
reviews U بازدید
controlling U بازدید
control U بازدید
controls U بازدید
breaches U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach U سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
reconnoitered U بازدید کردن
inspection shaft U میله بازدید
reconnoitering U بازدید کردن
reconnoiters U بازدید کردن
inspection well U چاه بازدید
revisits U بازدید کردن
revisiting U بازدید کردن
visits U بازدید دیدار
revisited U بازدید کردن
examined U بازدید کردن
inspection gallery U دالان بازدید
examining U بازدید کردن
home visit U بازدید خانواده
examines U بازدید کردن
revisit U بازدید کردن
reconnoitre U بازدید کردن
destination inspection U بازدید در مقصد
spot checks U بازدید در محل
visitors U بازدید کننده
spot check U بازدید در محل
visitor U بازدید کننده
reconnoiter U بازدید کردن
personnel monitoring U بازدید پرسنلی
surveys U بازدید کردن
to return a visit U بازدید کردن
surveyed U بازدید کردن
see over U بازدید کردن
certificate of survey U گواهی بازدید
man hole U چاهک بازدید
location survey U بازدید در محل
reconnoitred U بازدید کردن
inspection U بازدید معاینه
boarding visit U بازدید پس دادن
boarding call U دعوت به بازدید
boarding call U بازدید رسمی
reconnoitres U بازدید کردن
reconnoitring U بازدید کردن
barrier inspection U بازدید ازموانع
visited U بازدید دیدار
visit U بازدید دیدار
examine U بازدید کردن
survey U بازدید کردن
official visit U بازدید رسمی فرمانده
visit of courtesy U بازدید رسمی نظامی
check out equipment U وسایل بازدید محل
reviews U بازدید انتقاد کردن
perambulation U دور زنی بازدید
man hole U دهانه بازدید ادم رو
drop by <idiom> U بازدید از کسی با جایی
reviewed U بازدید انتقاد کردن
surveys U بررسی کردن بازدید
afterflight inspection U بازدید بعد از پرواز
visitors from abroad U بازدید کنندگان خارجی
reconnaissance U بازدید مقدماتی اکتشاف
to rehash something U وضعیتی را بازدید کردن
review U بازدید انتقاد کردن
barrier inspection U بازدید کنار جاده
monitors U بازدید کار دستگاه
annual general inspection U بازدید عمومی سالیانه
to revisit an issue U مسئله ای را بازدید کردن
monitor U بازدید کار دستگاه
survey U بررسی کردن بازدید
to revisit the situation U وضعیتی را بازدید کردن
before flight inspection U بازدید قبل از پرواز
monitored U بازدید کار دستگاه
reviewing U بازدید انتقاد کردن
surveyed U بررسی کردن بازدید
to revisit something U بازدید کردن چیزی [مجازی]
inspection gallery U دالان بازرسی گالری بازدید
step in U بازدید مختصر وکوتاهی کردن
refers U مراجعه کردن بازدید مجدد
referred U مراجعه کردن بازدید مجدد
refer U مراجعه کردن بازدید مجدد
gam U گرد امدن بازدید کردن
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
check off list U برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
to revisit a subject of research U سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
showdowns U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
to revisit a criminal case [judicial proceedings] U یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
showdown U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
muster roll U دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
saints U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saint U نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
looped U دریچه
vent U دریچه
loop U دریچه
hatched U دریچه
scuttles U دریچه
and gate U دریچه و
sluice gate U دریچه
scuttling U دریچه
valves U دریچه
loops U دریچه
snifting valve U دریچه
scuttled U دریچه
vented U دریچه
not or gate U دریچه نا- یا
plungers U بی دریچه
plunger U بی دریچه
or gate U دریچه OR
or gate U دریچه یا
sally port U دریچه
venting U دریچه
not gate U دریچه نا
vents U دریچه
valve U دریچه
scuttle U دریچه
hatches U دریچه
not and gate U دریچه نا- و
floodgate U دریچه سد
valveless U بی دریچه
trap door U دریچه
trapdoor U دریچه
trapdoors U دریچه
ventil U دریچه
lidless U بی دریچه
aperture U دریچه
trap U دریچه
shutters U دریچه
lid U دریچه
shutter U دریچه
sluice U دریچه سد
valvate U دریچه
sluiced U دریچه سد
manhole U دریچه تک رو
gate U دریچه
lids U دریچه
slacker U دریچه
slackers U دریچه
hatch U دریچه
sluices U دریچه سد
gates U دریچه
port U دریچه
manholes U دریچه تک رو
rig the ship U فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
indicator gate U دریچه شاخص
nand gate U دریچه نقیض و
injector valve U دریچه پاشش
drawbridges U دریچه متحرک
drawbridge U دریچه متحرک
float valve U دریچه شناور
flap gate U دریچه یک طرفه
vents U دریچه مخزن
hatch way U دریچه نصف در
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com