Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wicket
U
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
wickets
U
دروازههای فلزی کوتاه که گوی باید از ان بگذرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thimbles
U
لوله فلزی کوتاه
thimble
U
لوله فلزی کوتاه
ball bearing
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
ball bearings
U
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
transitory shelter
U
پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
the open door policy
U
سیاست دروازههای باز
logic
U
دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
blind gate
U
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
This too wI'll pass.
U
این نیز بگذرد
She looks after number one . she does herself well .
نمیگذارد برای خودش بد بگذرد.
logic
U
مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده
panoramas
U
منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
hard up
U
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
leachate
U
مایعی که بوسله شستشو ازخاک یا واسطه دیگری بگذرد
hard-up
U
جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
panorama
U
منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
stall out
U
کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
logic
U
تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ
birdcages
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
birdcage
U
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
ttl
U
خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
gate
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gates
U
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
matrixes
U
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix
U
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
turnstiles
U
تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
turnstile
U
تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان بگذرد کوپن خود را درسوراخ ان انداخته وانراچرخانده وارد میشود
plate
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plates
U
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
double coincidence of wants
U
زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
shorthorn
U
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hole
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
U
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
metal rule
U
خط کش فلزی
metalloid
U
فلزی
bimetallic
U
دو فلزی
metallic
U
فلزی
monometallism
U
یک فلزی
cladding
U
اب فلزی
hurdle step
U
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
ribbon
U
نوار فلزی
galvanises
U
اب فلزی دادن
galvanising
U
اب فلزی دادن
galvanize
U
اب فلزی دادن
galvanised
U
اب فلزی دادن
metals
U
فلزی کردن
metallic circuit
U
مدار فلزی
metallic conduction
U
رسانش فلزی
clasps
U
گره فلزی
metal rod
میله فلزی
metallic currency
U
پول فلزی
ribbons
U
نوار فلزی
galvanizes
U
اب فلزی دادن
metal
جسم فلزی
metal coat
U
روکش فلزی
metal
U
فلزی کردن
metals
U
جسم فلزی
metal industries
U
صنایع فلزی
metal lamp
U
لامپ فلزی
metal lath
U
شبکه فلزی
metal spraying
تزریق فلزی
metal ware
آلات فلزی
metal ornament
پولک فلزی
metallic bond
U
پیوند فلزی
metal ware
ضرف فلزی
wire mesh
U
شبکه فلزی
buckle
U
تسمه فلزی
nonmetallic
U
غیر فلزی
pannikin
U
فنجان فلزی
truss bridge
U
پل اسکلت فلزی
sheet piling
U
سپر فلزی
shim
U
لایی فلزی
tip staff
U
عصای سر فلزی
titanium
U
عنصر فلزی
thimble eye
U
چشمی فلزی
strategic concentration by rail
U
نشرمسکوکات فلزی
armature
U
میله فلزی
clasping
U
گره فلزی
clasped
U
گره فلزی
non metallic
U
غیر فلزی
minted money
U
پول فلزی
metallizo
U
فلزی کردن
metallic electrode
U
الکترود فلزی
metallic luster
U
جلای فلزی
buckled
U
تسمه فلزی
buckles
U
تسمه فلزی
strap
U
تسمه فلزی
metallic packing
U
لایی فلزی
metallic packing
U
پوشش فلزی
straps
U
تسمه فلزی
try square
U
گونیای فلزی
protective plating
U
حفاظ فلزی
metallic paints
U
رنگهای فلزی
metallic soap
U
صابون فلزی
clasp
U
گره فلزی
all metal type tube
U
لامپ فلزی
ladder scaffold
U
داربست فلزی
metal type tube
U
لامپ فلزی
aneroid barometer
U
جوسنج فلزی
hollow ware
U
ادوات فلزی
lockers
U
کابینت فلزی
aneroid
U
جوسنج فلزی
stave
U
نوار فلزی
metallic filament
U
افروزه فلزی
thimble
U
چشمی فلزی
hard ware
U
فروف فلزی
thimbles
U
چشمی فلزی
gratling
U
نرده فلزی
flitter
U
پولک فلزی
elephant shelter
U
پناهگاه فلزی
lapping head
U
سمبه فلزی
cladding
U
روکش فلزی
sheet
U
ورق فلزی
carcase
U
اسکلت فلزی
brummagem
U
مسکوک فلزی
metallic arc
U
قوس فلزی
scaffold
U
داربست فلزی
cleat
U
تسمه فلزی
cabled
U
طناب فلزی
bimetallic wire
U
سیم دو فلزی
cable
U
طناب فلزی
marlinspike
U
پاروی فلزی
bimetalism
U
سیستم دو فلزی
scaffolds
U
داربست فلزی
locker
U
کابینت فلزی
sheets
U
ورق فلزی
ferrule
U
بست فلزی زدن
ferrules
U
بست فلزی زدن
intermetallic compounds
U
ترکیبات بین فلزی
incandescent metallic oxid cathode
U
کاتد اکسید فلزی
reverse side of metal work
U
پشت کار فلزی
oarlock
U
جایگاه فلزی پارو
organometallic compound
U
ترکیب الی فلزی
spacer disk
U
استوانه توپر فلزی
perforated metal basket
U
سبد فلزی مشبک
template
U
قالب چوبی یا فلزی
heavy plate
U
ورق فلزی سنگین
tungsten
U
فلزی از جنس کروم
building steel lathing
U
اسکلت فلزی ساختمان
chock
U
چشمی فلزی روی پل
accessory shoe
صفحه فلزی ضمائم
templates
U
قالب چوبی یا فلزی
bimetallism
U
نظام پولی دو فلزی
bimetallic standard
U
پایه پولی دو فلزی
bemetallic thermometer
U
گرماسنج زوج فلزی
dag
U
نوک فلزی بندکفش
washer
U
انواع واشر فلزی
washers
U
انواع واشر فلزی
tin hat
U
کلاه خود فلزی
symmetallism
U
سیستم دو فلزی مختلط
aglet
U
نوک فلزی بندکفش
electrical metallic tubing
U
لوله برقی فلزی
surface plate
U
تراز فلزی یا اهنی
strategic concentration by rail
U
سیستم پولی فلزی
hardwareman
U
فروشنده افزارواسباب فلزی
bushing
U
استر برنجی یا فلزی
plates
U
صفحه فلزی ورقه
metal slitting saw
U
اره قدکن فلزی
structure
U
ساختمان اسکلت فلزی
structures
U
ساختمان اسکلت فلزی
structuring
U
ساختمان اسکلت فلزی
metal stamping
قالب گیری فلزی
metalic arch welding
U
جوش قوسی فلزی
galvanizes
U
ابکاری فلزی کردن
luggage net
U
باربند فلزی مشبک
metal sheathing
U
روکش کاری فلزی
galvanize
U
ابکاری فلزی کردن
metal sheathing
U
پوشش کاری فلزی
wires
U
هادی فلزی نازک
wire
U
هادی فلزی نازک
plate
U
صفحه فلزی ورقه
mesh reinforcement
U
ارماتور مشبک فلزی
reinforced grillage
U
ارماتور مشبک فلزی
metal cone tube
U
لامپ مخروطی فلزی
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
metal foil
ورق نازک فلزی
Crittal windows
U
[پنجره لولادار فلزی]
metal gauze
U
بافت توری فلزی
metal planting
U
روکش کاری فلزی
thimble
U
حلقه فلزی شیاردار
billies
U
نوعی کتری فلزی
galvanised
U
ابکاری فلزی کردن
thimbles
U
حلقه فلزی شیاردار
galvanises
U
ابکاری فلزی کردن
cabled
U
مفتول فلزی بافته
cable
U
مفتول فلزی بافته
invar struts
U
قطعات فلزی ضد انبساط
galvanising
U
ابکاری فلزی کردن
billy
U
نوعی کتری فلزی
metallography
U
مطالعه الیاژهای فلزی
chromium
U
فلزی سخت وخاکستری رنگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com