Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
glen
U
دره کوهستانی
glens
U
دره کوهستانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
shelf
U
سکوی کوهستانی
mountaineer
U
کوهستانی
mountaineer
U
یکان کوهستانی کوهنورد
mountaineers
U
کوهستانی
mountaineers
U
یکان کوهستانی کوهنورد
mountainous
U
کوهستانی
yodel
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeled
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeling
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodels
U
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
upland
U
زمین کوهستانی
uplands
U
زمین کوهستانی
bench
U
سکوی کوهستانی
benches
U
سکوی کوهستانی
mountain
U
کوهستانی
mountains
U
کوهستانی
clachan
U
دهکده کوچک کوهستانی
gael
U
مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
ghillie
U
نوکریکی از روسای کوهستانی
gillie
U
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gilly
U
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
greenwood
U
درخت راج کوهستانی
high land
U
زمین کوهستانی
highland
U
کوهستانی
hilariously
U
کوهستانی
montane
U
کوهستانی
mountain climate
U
اقلیم کوهستانی
mountain troops
U
یکانهای کوهستانی
oread
U
حوری کوهستانی
orestes
U
کوهستانی
pack artillery
U
توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
rangey
U
کوهستانی
rangy
U
کوهستانی
sporran
U
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
tarn
U
دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
tarn
U
دریاچه کوهستانی
transmontane
U
ماوراء کوهستانی
transmountain
U
ماوراء کوهستانی
upper terminal
U
ایستگاه کوهستانی
williwa
U
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
Sea
[mountain]
air makes you hungry.
U
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com