English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
wild and woolly U درهم ریخته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
dissarranged sentences test U ازمون جملههای درهم ریخته
dissected sentences test U ازمون جملههای درهم ریخته
jakes U اشغال درهم ریخته
littery U ریخته و پاشیده درهم برهم
Other Matches
mashes U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mash U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashed U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
mashing U خمیر نرم خوراک همه چیز درهم درهم وبرهمی
intertwining U درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwines U درهم بافتن درهم بافته شدن
pleach U درهم پیچیدن درهم گیر افتادن
intertwined U درهم بافتن درهم بافته شدن
intertwine U درهم بافتن درهم بافته شدن
clutters U درهم ریختگی درهم وبرهمی
clutter U درهم ریختگی درهم وبرهمی
cluttered U درهم ریختگی درهم وبرهمی
mis run casting U ریخته گری ناقص ریخته گری نادرست
ladle crane U جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
foundering U ریخته گر
foundered U ریخته گر
disorganized U در هم ریخته
foundry man U ریخته گر
metal founder U ریخته گر
founder U ریخته گر
founders U ریخته گر
cast copper U مس ریخته گی
moulder U ریخته گر
hot topping U ریخته گی
brass founder U ریخته گر
besprent U ریخته
caster U ریخته گر
casting U ریخته گی
precast U پیش ریخته
found U ریخته گری
founds U ریخته گری
investment foundry U ریخته گی بسته
investment castings U ریخته گی بسته
group casting U ریخته گری
iron foundry U ریخته گی اهن
potted U در کوزه ریخته
skin U پوسته ریخته گی
skinned U پوسته ریخته گی
skinning U پوسته ریخته گی
skins U پوسته ریخته گی
chuted concrete U بتن ریخته گی
castellated nut U مهره ریخته گی
cast steel U فولاد ریخته گی
cast metal U فلز ریخته گی
cast concrete U بتن ریخته گی
moulding U ریخته گری
foundries U ریخته گری
molten U ریخته ریختگی
foundry U ریخته گری
casting U ریخته گری
casting U قطعه ریخته گی
cast crystal U بلور ریخته
sheet asphalt U اسفالت ریخته
cast glass U شیشه ریخته گی
founding U ریخته گری
ingot casting U ریخته گری شمش
compression molding U ریخته گری فشاری
core sand U ماسه ریخته گری
plaster casts U ریخته گری گچی
foundry pit U جهنم ریخته گری
trumpeting U قیف ریخته گری
plaster cast U ریخته گری گچی
injection molding U ریخته گری تزریقی
composite casting U ریخته گری مرکب
sand casting U ریخته گری ماسهای
molds U قالب ریخته گری
mould U قالب ریخته گری
moulded U قالب ریخته گری
art casting U ریخته گری صنعتی
iron casting U ریخته گری اهن
debris U اشغال روی هم ریخته
chuted concrete U بتن ریخته شده
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
investment castings U قطعات ریخته گی بسته
moulds U قالب ریخته گری
group teaming U ریخته گری گروهی
group casting U ریخته گری گروهی
steel foundry U ریخته گری فولاد
ejecta U مواد بیرون ریخته
transfer molding U ریخته گری انتقالی
pig U قالب ریخته گری
pig U اهن تازه ریخته
pigs U قالب ریخته گری
pigs U اهن تازه ریخته
forge U ریخته گری فلز
down hill casting U ریخته گری مستقیم
eruptive rock U سنگ بیرون ریخته
direct casting U ریخته گری مستقیم
shell casting U ریخته گری پوستهای
grey iron foundry U ریخته گری خاکستری
fusion casting U ریخته گری ذوبی
die mold U فرم ریخته گی تزریقی
foundry sand U ماسه ی ریخته گری
foundry practice U تکنیک ریخته گری
foundry pit U چاله ریخته گری
foundry cupola U کوپول ریخته گری
forges U ریخته گری فلز
molded U قالب ریخته گری
litter U زایمان ریخته وپاشیده
littering U زایمان ریخته وپاشیده
pouring cup U قاشق ریخته گری
mold U قالب ریخته گری
littered U زایمان ریخته وپاشیده
tumultuous U شلوغ بهم ریخته
cast steel U فولاد ریخته گری
non ferrous casting U قطعه ریخته گی غیراهنی
cast molding U قالبگیری ریخته گری
foundry ladle U پاتیل ریخته گری
olio U مخلوط چیزدرهم ریخته
bottom casting U قطعات ریخته گی بسته
mis run casting U ریخته گری غلط
litters U زایمان ریخته وپاشیده
metal foundry U ریخته گری فلزات
loam castings U ریخته گری شنی
trumpeted U قیف ریخته گری
trumpet U قیف ریخته گری
bottom pure ladle U پاتیل ریخته گری
machinery castings U ریخته گری ماشینی
press casting U ریخته گری فشاری
precision casting U ریخته گری دقیق
metal casting U ریخته گری فلز
press cast process U فرایند ریخته گری فشاری
pig casting machine U دستگاه ریخته گری شمش
direct chill casting U ریخته گری مستقیم تبریدی
pressure die casting U ریخته گری حدیدهای فشاری
brass and bronze foundry U ریخته گری برنج و برنز
hot mold centrifugal casting process U فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
foundry pig iron U اهن خام ریخته گری
steel casting U پروفیل فولادی ریخته گری
potted U کوزه کرده ذدزفرف ریخته
pig bed U شن ویژه ریخته گری اهن
diecasting U ریخته گری با قالب فلزی
steel casting foundry U ریخته گری پروفیل فولاد
dry sand casting U ریخته گری ماسهای خشک
top pour ladle U کفچه یا پاتیل ریخته گری
pouring bay U کارگاه کوچک ریخته گری
pressure casting U قطعه ریخته گری فشاری
jetsam U کالاهای به دریا ریخته شده
die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای
core molding machine U دستگاه ریخته گری هسته
continous casting plant U تاسیسات ریخته گری دائمی
continous casting method U روش ریخته گری دائمی
centrifugally cast pipe U لوله ریخته گی گریز از مرکز
ingot casting car U واگن ریخته گری شمش
mallable casting U ریخته گری چکش خوار
lost wax process U ریخته گری با مدلهای مومی
slip casting U روش ریخته گری لغزشی
rate of die casting U سرعت ریخته گری حدیدهای
He has collected what the other person. <proverb> U هر چه این ریخته او جمع کرده.
I am inundated with work. U هزار جور کارسرم ریخته
die casting alloy U الیاژ ریخته گری حدیدهای
gravity die casting U ریخته گری حدیدهای ثقلی
green concrete U بتن تازه ریخته شده
foundry furnace U بوته یا کوره ریخته گری
die casting machine U دستگاه ریخته گری حدیدهای
group teaming plate U صفحه ریخته گری گروهی
centrifugally cast concrete U بتن ریخته گی به روش گریزاز مرکز
bullybeef U گوشت گاویکه درحلبی ریخته نگهدارند
centrifugal casting process U طریقه ریخته گری گریز از مرکز
She had let her hair down . U موهایش را ریخته بود روی شانه اش
die0casting die U حدیده ریخته گری تحت فشار
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting U ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
centrifugal casting machine U دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
pressure die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
mallable iron foundry U ریخته گری اهن چکش خوار
It was a mess . Everything was scattered all over the place. U همه چیز ریخته وپاشیده بود
pressure die casting machine U دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
overshot wheel U چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
shell molding type foundry U ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
sand casting U ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
shaggy U درهم
drachma U درهم
mixed U درهم
hash U درهم
drachmae U درهم
drachmas U درهم
unsettled U درهم
graded sand U شن درهم
the name of the unit of silver U درهم
currency of early islam U درهم
uptight U درهم
drachm U درهم
entangled U درهم
garbled U درهم
die casting U ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
slough U در لجن گیر افتادن پوست ریخته شده مار
flotsam and jetsam U کالاهایی که توسط ناخدای کشتی به دریا ریخته شده
knuckle sprue U استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
rimple U درهم کشیدن
condenser U درهم فشارنده
off the rails U مختل درهم
intwine U درهم بافتن
raddle U درهم بافتن
messiness U درهم برهمی
pial U درهم وبرهم
out of order U درهم برهم
conflate U درهم آمیختن
olla U اش درهم برهم
olio U درهم و برهم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com